header image
 
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24

 


آن چه که در پاريس گذشت

شهلا فريد

آن چه که در جلسات جمهوری خواهی و خاصاً در پاريس نمود داشت، به نظر من آغاز دوره نوينی در نحوه فعاليت سياسی ايرانيان در خارج از کشور است.
1 – چرخش در جهت فعاليت سياسی سراسری:
 سالهاست که ايرانيان  سابقا فعال سياسی – تشکيلاتی در خارج از کشور، فعاليت سياسی خود را در قالب انجمن ها و نهادهای محلی متمرکز کرده  و البته اين نهادهای محلی را به قالب حزب و تشکل سياسی نيز در آورده اند.  با اين خصوصيت که در اين تشکل ها، اعضای آن نه به عنوان عضو يک تشکل دمکراتيک که با کلی ترين خطوط آن موافق باشند ، بلکه  تمام "و" و "ويرگول" آن را هم میخواهند عين نظر خودشان باشد و چنانچه در جايی و ويرگولی نظر مخالف داشته باشند، تشکلی ديگر و جمعی ديگر و در نهايت فردی  تک، و اين ماجرا ادامه پيدا می کرد. ذکر اين موضوع نه به معنای عدم درک نقش تشکل ها و نهادهای محلی و حقوق بشری در افشای جمهوری اسلامی  بلکه بيان خصوصيت نحوه فعاليت سياسی اکثر ايرانيان است.
سالهاست که در جوامع ايرانيان سياسی، عدم عضويت در يک تشکل سياسی فضيلت محسوب می شده و در هر اظهار نظر سياسی مقدمه ای يکسان که حاکی از عدم وابستگی گوينده به يک سازمان سياسی که آن را عين وارستگی سياسی میدانست،  بيان می شد.
من نمی خواهم در اينجا به دلايل اين امر که چند سويه و مفصل است بپردازم، ولی آنچه مشخص است اين است که در اين دور جديد آنها می خواهند سراسری عمل کنند و از اين رو از عضويت در يک تشکل سياسی استقبال می کنند، حال اين تشکل بخواهد قالب جنبش  يا جبهه  يا فروم يا حزب  را داشته باشد، بحث ثانوی است . واين امر هم چرخشی جديد و هم بسيار اميدوارکننده است.
2- تا کجا حق دارم سازش کنم:
 در حقيقت بخش بزرگی از جمعيتی که در آنجا بود، آنگاه  که به هرحرکت هيئت رئيسه با ترديد نگاه می کرد، آنگاه که بی تاب بود به هر صحبتی که با افکار او کمی زاويه داشت، فورا و بدون توجه به روند کار جوابی بدهد،  به گمان من داشت با خود کلنجار میرفت که آيا من مجاز هستم سازش کنم. البته اين سازش در همان محدوده ای بود که در قسمت بالا گفتم.  در واقع مبارزه روش ومنش فرد در مقابل مشترکات افراد بود. کدام پيروز شد، کدام بر جای ماند، اين را بعدا هر کس در خلوت خود به آن پاسخ داد ولی مطمئنا در نشست آتی نقطه عزيمت ها در بسياری آن نخواهد بود که در اين نشست بود.  
بی تابی در به نتيجه رسيدن:
 به نظرمن بخش بزرگی از وقت نشست به اين اختصاص يافت که به يک بی تابی پاسخ دهد، البته اين ديگر بی تابی افراد نبود، بلکه بی تابی يک تشکيلات خاص سياسی بود، که گمان می برد چيزی از دست رفته است، چيزی دارد از دست می رود. آيا اين ايمان بود که داشت از دست می رفت، پس راه رستگاری را بايد نشان داد و بايد شتاب کرد.  اگر راه رستگاری را نمی بينند خب بايد گفت و اگر نمی شنوند بايد بارها گفت. اگر نيمروزی و يا روزی  رفت چه باک.  ما که بر اصول پای فشرديم.
سهميه بندی زنان:
 از نظر مضمونی و محتوا من کاملا سهميه بندی گروهی را می‌پذيرم سهميه بندی يعنی فراهم کردن امکانات تاثير گذاری نيرويی که بدلايلی امکان اين تاثيرگذاری از او سلب شده است،  ولی از نظر احساسی با پذيرش اين مسئله مشکل دارم، گاهی وقتها فکر می کنم که اين به اصطلاح امتيازات باعث می شود که عمق مسئله ديده نشود و يک راحتی وجدانی به آدمها هم بدهد که خب ما برابر برخورد می‌کنيم، در حالی که زنها بشکل ظريفی  ناديده گرفته شوند، گرچه حضور هم داشته باشند.  و از سوي ديگر اين معنا را داشته باشد که به  زنان تا کنون  برخورد نابرابر شده، حالا ما به نمايندگی تمام آنها حاضريم که به ما درصد خاصی بدهيد و ما البته باز هم به نمايندگی آن  را می پذيريم.   و  من تا آخر نفهميدم که بالاخره استدلال دوستان برای 50 درصد سهميه چه بود، غير از اين بود که، ما می خواهيم کاری کنيم کارستان، که تا کنون کسی نکرده باشد و عمدتا هم مسئله صرفا از نظر اصولی مهم باشد. بعدا هم  ديديم که با شکل پيشرفت مسئله فقط همان رعايت اصول باقی ماند، و عملا هم قابليت اجرايی نداشت، زيرا عليرغم حضور زنان فعال،  ما آن  جنبشی نبوديم که زنان در آن نقش وسيعی داشته باشند. اميد وارم روند مشارکت زنان طوری پيش رود که سهم 50 درصدی  نمونه قابل پياده در تشکل های ديگر شود. 
تابوهای ناگفته و نانوشته:
 هنگامی که يکی از سخنرانان برداشت خاصی از روندهای جهانی و تعادل قدرت کشورهای بزرگ داد، يکی از اعضای هيئت رئيسه بلافاصله پس از صحبت هاي او گفت که "سخنان ايشان هيچ ربطی به ما جمهوريخواهان ندارد."  طبيعی است که سخنان هرکس مربوط به خودش است و اشتراکات سند نشان می دهد که کدامشان بهم ربط دارد. ولی من از جمعيت تعجب کردم که آنقدر مساله برايش قابل هضم بود که هيچ اعتراضی نکرد. پس اين همه اعتراض سر هر چيز کوچک به يک اصل دفاع از آزدی  فرا نروييده بود يا اين که صحبت از چيزهايی ممنوع بود.   
آنچه که در آن غروب تابستانی، در پايان سه روز همهمه، سه روز تلاش انسانهای بسياری که بسياري از آنها کوله باری از تجربه با خود داشتند و  دست و دلبازانه بخشی از زندگی خود را برای دست يابی مردم کشور خود به يک زندگی انسانی گذاشته بودند، احساسی بود از اين که چيزی جان گرفته است، چيزی  درست شده است که می توانی بگويی تلاشهايت را با آن ديگری در آن يکی کنی و بهر حال اميد وار باشی که صدايت را بشنود، او که بايد بشنود. ابزارش کو؟ بايد ساخت.  پس چه کردی؟ داريم حالا راهش را می سازيم که بعد ابزارش، صدايت، ياری همه ديگران و ...



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.