|
سمينار جمهوريخواهان لائيك و دموكرات در پاريس
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 5 از 24
نظر خواهي در آخرين ساعات سمينار از آقايان باقر مرتضوي، خسرو قديري و سعيد آرمان، در بارهي چگونگي اين نشست سه روزه سؤال كردم، كه بر روي نوار ضبط شد و از دوستان، اصغر ايزدي، علي شاهنده، شهلا فريد، آذر شيباني، علي اشرفي، اسد سيف، علي راسخ، بهروز خليق ، مسعود فتحي، عباس هاشمي، باقرزاده و محمد رضا شالگوني كه از شركتكنندگان بودند خواستم در مورد سمينار نظر خود را بنويسند. و از سلاح مازوجي، توكل، شهاب برهان، روبن ماركاريان به عنوان افرادي كه از بيرون نگاه ميكنند، جوياي نظرشان شدم. حاصل اين كار را در زير ميخوانيد.
باقر مرتضوي طي سه روز كه دوستان از شهرها و كشورهاي مختلف آمده بو.دند، هدف ما اين بود كه يك سند سياسي تصويب كنيم و يك هيئت هماهنگي انتخاب كنيم كه هنوز شمارش آراء اين انتخاب ادامه دارد. ولي اميدوارم كه با در نظر گرفتن اين كه ما هميشه قصد داشتيم سه جريان بزرگ تاريخي در جامعه ايران يعني نيروهاي كمونيست- چپ- و نيروهاي مليگرا و دين باوران در اين جريان باشند و در عرض اين سه روز عليرغم اُفت و خيزهايي كه به وجود آمد- در بحثهاي سياسي- اينها بودند و در انتخابات هم شركت كردند و اميدوارم كه رأيها بنوعي تقسيم شود كه اين دوستان هم در هيئت هماهنگي باشند. به خصوص مژده بزرگي كه از اين جمع بدستم رسيد اينست كه سهميه بندي زنان به صورت پنجاه درصد مورد تصويب قرار گرفت. ولي چيزي كه متأسفانه يك مقدار كم بود مسئله ي ملي است كه من توافق روي مسئله قومي ندارم و روي مسئلهي ملي پافشاري ميكنم ولي از آنجايي كه ميخواهم با نيروهاي غير كمونيست و غير انقلابي و سوسياليست متحد شوم- يعني با نيروهاي دين باور ملي- در اين زمينه از نظرات خودم پايين آمدم تا اين كه بتوانيم يك اتحاد گسترده را بوجود بياوريم. اميدوارم تمام نيروهاي جنبش ازاديخواهي و دموكرات و لائيك در سرتاسر دنيا بتوانند حول يك سري مسايل عمومي با هم متحد شوند. ميتوانم بگويم كه ما به اين پيروزي دست يافتيم كه اولين كنگره ما با اُفت و خيزهايي برگزار شد و موفقيتهايي نسبي بدست آورد و من از اين خوشحال هستم.
خسرو قديري مسئله ي اساسي كه در اينجا مطرح است اين است كه ما بتوانيم وسيعترين نيروهاي جمهوري خواه را متشكل كنيم و سازمان بدهيم تا بتوانيم پيكاري عليه رژيم جمهوري اسلامي راه بياندازيم. اگر بخواهيم اين پيكار راه بيافتد، احتياج داريم كه وسيعترين نيروها واقعاً در عمل با هم متحد و يك دل شوند. ببينيد! آلترناتيو سلطنت به خاطر تمركزگرايي و آلترناتيو مذهبي به خاطر استبداد طلبي در ايران مردود شدهاند. ما براي سيانت دموكراسي كه خواست مردم ايران است و از جريان ضد تبعيض ادامه پيدا كرده، بايد سعي كنيم كه اين نيروها را در ادامه جريان دموكراسي خواهي متحد كنيم و براي سيانت دموكراسي ما احتياج به رژيمي داريم كه بتواند دموكراسي را به پايان و انجامي برساند. «اتحاد جمهوري خواهان» يكي از جبهههايي است كه ما احتياج داريم براي سازندگي ايران فردا، يعني ملت سازي، دولت سازي و اين همان جبهه خواستن است. ما يك جبهه نخواستن هم احتياج داريم كه بتوانيم وسيعترين تودهها را در آن بسيج كنيم تا بتوانيم رژيم اسلامي را سرنگون كنيم. براي سرنگوني تجربه تاريخي داريم كه يكي از آنها تجربه انقلاب 57 است كه ما هميشه توانستهايم از ديگران سلب قدرت سياسي كنيم؛ يعني از استبداد جهاني، از استبداد داخلي قدرت را بگيريم. اما، نتوانستهايم در جامعه توزيع قدرت كنيم. اين بار ما نميخو.اهيم اين انحراف را دوباره تكرار كنيم، ماميخواهيم يك جبهه وسيع خواستن را تشكيل بدهيم و اين جبهه خواستن وسيع به صورت ستون فقرات يك جبهه نخواستن فعاليت كند تا در مجموع بتوانيم رژيم اسلامي را كنار بگذاريم و يك ايران ديگري بسازيم. اين سمينار تلاشي بود در اين جهت. ما كوشيديم كه تماتم نيروهايي كه ميخواهند در سطح جمهوري فعاليت كنند و بعدها بتوانند در اتحاد با جمهوري خواهان ديگري كه موجود است، جبهه وسيع جمهوري خواهي را ايجاد كنند. اميدوار هستيم كه اين سنگ بناي اتحاد با تمام جمهوري خواهان باشد، چرا كه حداكثر جمهوري خواهان را ما بايد بسيج كنيم كه بتوانند به صورت ستون فقرات جبهه نخواستن باشند. ما بايد دست اتحاد به سوي تمامي نيروهاي جمهوري خواهي دراز كنيم.
سعيد آرمان من و دوستانم اولين نفراتي هستيم كه پس از واحد جمهوريخواهان در پاريس، در شهر هانوفر جمع شديم و تشكل جمهوري خواهان را در شهر خودمان سازمان داديم. از طرف دوستانم انتخاب شدم و به هيئت نمايندگي پاريس پيوستم و در جلسات آنها شركت كردم. نگاه ما به اين جنبش اين بود كه براي اولين بار بعد از بيست و پنج سال، شرايطي بوجود آمده كه گرايشات مختلف اين جنبش تحت عنوان جمهوريخواهي و دموكراسي، لائيسيته و پلوراليسم ميتوانند گردهم بيايند بدون اين كه اين گرايشات در هم حل شوند. در واقع تمام ايرانيان دموكرات، چپ، ملي، و تمام كساني كه به جامعه ايران فكر ميكنند و به اين نظر رسيده بودند كه به تنهايي كاري نميتوانند بكنند و اعتقاد داشتند گذار از يك حكومت فاشيستيِ مذهبي به يك حكومت دموكراتيك بدون ائتلاف و همكاري با گرايشات مختلف امكان پذير نيست، در شهرها و كشورهاي مختلف دورهم جمع شدند كه طبيعتاً-همان طور كه گفتم- ما هم در شهر هانوفر آلمان دور هم جمع شديم و من هم به هيئت هماهنگي پاريس پيوستم و تدارك اين سمينار وسيع يا اين كنگره مؤسس را با شهرها و كشورهاي مختلف ديديم. توي اين نشست مسايل بسيار زيادي مطرح شد و نقطه قوتش اين بود كه بعد از بيست و پنج سال گرايشات مختلفِ نيرويي كه خود را اپوزيسيون ميداند، حول محورهاي مشخصي گرد آمده بودند. قراري بر اين نبود كه هيچ نيرويي خودش را در ديگري حل كند يا به ديگري امتياز بدهد. خط و خطوط آدمها- جريانهاي مختلف روشن بود، روي نقاط اشتراك كه گذار از يك حكومت فاشيستي مذهبي به يك جامعه دموكراتيك بود توافق وجود داشت. بديل جامعه ايران گذار دموكراتيك است و تمام نيروهايي كه توي اين گذار ذينفع هستند بايد توي اين مبارزه شركت فعال داشته باشند . در اين راستا نيروهاي ملي، چپ، سازمانها، سوسيال دموكراتها و غيره در اين نشست شركت داشتند و چون براي اولين بار اين گرايشها گرد آمده بودند. طبيعي بود كه تمام مسايل شسته رفته پيش نرود. ما هم اين را ميدانستيم ولي توي اين سه روز سند سياسي و سند ساختار با تغييرات و بحثهاي زيادي به تصويب رسيد، توي اين نشست هيئت هماهنگياي انتخاب شد كه باز است و از شهرها و كشورهاي ديگر به آن خواهند پيوست. خواست ما و تقاضاي ما و تلاش ما اينست كه اين نشست را نشست جنبش كنيم، نشست كساني كنيم كه ميخواهند براي يك حكومت دموكراتيك به عنوان بديل حكومت فاشيستي اسلامي تلاش كنند. از دين باوران لائيك گرفته تا مليها و چپها در اينجا تلاش كردند، كانديد دادند، قطعنامه نوشته شد و بحث شد. من با وجود اين كه اين طيف براي اولين بار حول محورهاي مشخصي جمع شده بودند، خيلي خوشبين و خوشحالم كه به يك دستآوردهاي معين و مشخصي رسيده است. اين دستآوردهاي معين حداقل مبناي كار ما براي يك كوران مبارزاتي در حوزههاي عمل است. يك مبارزه ايدئولوژيكي علني هم بر مبناي نقاط افتراقمان داريم و اين كه خطوطمان را روشن كنيم كه براي آينده جامعه چه تاكتيكي داريم و چه چيزي اتخاذ ميكنيم. اين را طي بحثها و شايد راديوها، مجلات و رسانههاي عمومي، كارزاري بوجود بياوريم كه فرهنگ مكتوب ما در زمينههايي مثل جمهوري، حق رأي عمومي، قانون اساسي، حقوق بشر و غيره زياد غني نيست. سر مسئله ي ملي و مسئله ي زنان دوستان كارهاي كارشناسانهاي كردهانمد كه دو تا از محورهاي گرهي ما بر سر اين دو مسئله بود. شركت زنان به عنوان نيمي از جامعه ايران و اين كه فضايي بوجود بياوريم كه بتوانند خود را در اين مبارزه ببينند و از حقوق خودشان دفاع كنند. من از اين دستآوردي كه اين نشست سه روزه با اين رنگارنگي گرايشها- كه تا به حال با هم صحبت نميكردند و هر كدام پوزيسيون خود را داشتند- داشت بسيار خوشحالم.
|