|
سمينار جمهوريخواهان لائيك و دموكرات در پاريس
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 21 از 24
طيفی از نيروهای جمهوریخواه در تبيين جايگاه جمهوريخواهان لائيک و دمکرات در جامعه سياسی ايران
بهروز خليق
کنفرانس پاريس دومين تجربه فعالين سياسی جمهوريخواه در يکسال گذشته در حيات بخشيدن به تشکلی بود که شايد بتوان گفت جامعه سياسی ما تا کنون اين نوع تشکل را تجربه نکرده است. تشکلی متفاوت از احزاب و سازمانهای سياسی، متمايز ازجبهه و جنبش اجتماعی. گرچه تدوين کنندگان سند ساختار نام جنبش را بر آن نهاده بودند و در کنفرانس، فرصت آن نشد که شرکت کنندگان حرکت خود را نام گذاری کنند و لذا به عنوان کلی (جمهوريخواهان لائيک و دمکرات) اکتفا کردند، ولی جنبش اجتماعی، جبهه و حزب قادر به تبيين دقیق اين تشکل نوپا نيستند. آنچه جمهوری خواهان لائيک و دمکرات را از حزب منفک ميسازد، خصلت اصلی آن يعنی اتحاد نيروهای سياسی با گرايشهای فکری ـ سياسی متفاوت و پيشينههای مختلف است. در کنفرانس پاريس طيفی از نيروهای جمهوریخواه که به سه جريان تاريخی جمهوريخواه تعلق دارند، گرد آمده بودند. سه جريان تاريخی و سه خانواده بزرگ: چب، نيروهای ملی و دين باوران سکولار. اجلاس پاريس تلاقی اين سه جريان بود، گرچه وزنه چب در آن سنگينی داشت. اما سنگينی وزنه چب مانع جدی در شرکت دو جريان ديگر بوجود نيآورده بود. و آنچه جمهوريخواهان لائيک و دمکرات را از جبهه متمايز میسازد، حضور فردی فعالين سياسی است. فعالين سياسی منفرد و فعالين سياسی متشکل در سازمانهای سياسی. اجلاس پاريس، در عين حال نقطه تلاقی اين دو نيرو بود. دو نيروئی که نسبت به هم داوريها و پيشداوريهائی داشتند که در گذشته به عنوان عامل باز دارنده عمل ميکرد و از همکاريها ميکاست. حزب و جبهه دو تشکل شناخته شده، دارای آن خصوصيتی نيستند که هم گرايشهای مختلف فکری ـ سياسی را که به جريانهای تاريخی متفاوت تعلق دارند، در کنار هم بنشانند و هم فعالين سياسی منفرد و فعالين سياسی متشکل در سازمانهای سياسی را. تلفيق اين دو امر، جمهوری خواهان لائيک و دمکرات را از حزب و جبهه متمايز می سازد و به آن خصلت ويژه میبخشد. تبيين جمهوريخواهان لائيک و دمکرات با پديده "جنبش" هم چندان پاسخگو نيست. گرچه اين جريان از خصلت قوی جنبشی برخوردار است ولی ساختارهای سازمانی آن را از جنبش جدا ميکند. نقطه قوت جمهوريخواهان لائيک و دمکرات در اشتراکات و تمايزات آن با احزاب، جبهه و جنبش است. اگر اين جريان خصوصيت هر يک از آنها را دارا بود، نه ميتوانست نيروهای متعلق به سه جريان تاريخی را در يک کنفرانس بنشاند و نه دست فعالين سياسی منفرد را در دست فعالين سياسی متعلق به احزاب بگذارد. دو جريان نوپا (اتحاد جمهوريخواهان و جمهوريخواهان لائيک و دمکرات)، پديده های جديدی در صحنه سياسی کشور ما هستند. تلاش برای تبيين اين دو جريان با واژههای شناخته شده برای تشکلهای سياسی، چندان نتيجه بخش نخواهد بود و ما را با تناقضهای عديده روبرو خواهد کرد. ابتدا ضروری است که واقعيت وجودی اين دو جريان را بمثابه پديده جديد پذيرفت و آن را وارد فرهنگ سياسی نمود و سپس در پی اشتراکات و افتراقات با ساير تشکلها برآمد. جنبش، جبهه و حزب وجوهی از اين جريانها را میتوانند تبيين کنند نه تمام وجوه آن را. در حقيقت آن وجوهی که با تشکلهای مزبور مشترک است. ولی هر يک به تنهائی تبيين کننده تمام وجوه اين دو جريان نوپا نيستند.
مشخصه اصلی جمهوريخواهان لائيک و دمکرات جمهوريخواهان لائيک و دمکرات، اتحاد فعالين سياسی جمهوريخواه با گرايشهای مختلف فکری ـ سياسی است که به جريانهای سه گانه تاريخی تعلق دارند. ساختار سازمانی آن مبتنی بر همين خصوصيات است. اصل ساختاری جمهوريخواهان لائيک و دمکرات متفاوت از ساير تشکلهای سياسی است. اصل ساختاری در احزاب سياسی دمکراسی نمايندگی است و مناسبات درونی آن، بر اساس اين اصل تنظيم ميشود. بر پايه دمکراسی نمايندگی، واحدهای تشکيلاتی نمايندگان خود را انتخاب ميکنند و به کنگره که عاليترين ارگان حزب بحساب ميآيد، ميفرستند. نمايندگان در کنگره اسناد تهيه شده را مورد بحث و بررسی قرار ميدهند و آن را به تصويب رسانده و سپس اعضای شورای رهبری را انتخاب ميکنند. در فاصله بين دو کنگره ، شورای رهبری است که هدايت حزب را بدست ميگيرد. اعضا و کادرهای حزب در فاصله بين دو کنگره در محدوده منطقه و وظايف خود موثر واقع ميشوند نه در تصميم گيريهای کلان حزب. دمکراسی نمايندگی فاقد مکانيسم ضرور برای مشارکت اعضا و کادرهای حزب در فاصله بين دو کنگره حزب است. اگر ساختار جمهوريخواهان لائيک و دمکرات بر پايه دمکراسی نمايندگی پیريزی شود، اين جريان عليرغم خواست تشکيل دهندگان آن، بسمت حزب سوق پيدا کرده و مشخصههای يک حزب را اخذ خواهد نمود. خصوصيت جمهوريخواهان لائيک و دمکرات و نوع شکلگيری آن و ديدگاههای تدوين کنندگان سند ساختار، نشان ميدهد که ساختار اين جريان بر پايه سيستم شبکهای و تلفيق دمکراسی نمايندگی، مشارکتی و مستقيم در حال شکلگيری است. اين ساختار امکان ميدهد که واحدهای محلی و گروهای کار از استقلال برخوردار شوند و تشکيل آنها نه از "بالا"، بلکه از "پائين" صورت گيرد، شورای هماهنگی از مقام فرماندهی و رهبری فاصله گيرد و در جايگاه هماهنگ کننده قرار گرفته و نقش فعالين در حيات اين جريان ارتقا يابد. جايگاه جمهوريخواهان لائيک و دمکرات تا اين حدود روشن است. بايد امکان داد که اين جريان در عمل و در مناسبات با ساير نيروها، بتدريج جايگاه خود را مشخص کند. چرا که فرمول قبلی و آماده وجود ندارد که بتوان آن را بکار بست و از همين اکنون تمام خصوصيات اين جريان را روشن نمود.
|