header image
 
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24

در حاشیه گردهم‌آیی پاریس

کیومرث درکشیده

عاقبت 13 تا 15 شهریور گردهمایی سراسری جمهوری خواهان دمکرات و لائیک در شهر پاریس برگزار شد. در این گردهمایی، سند سیاسی، پیشنهاد نهایی گروه کار سند سیاسی و دو طرح ساختار سازماندهی؛ طرح پیشنهادی رسول آذرنوش، بهمن امینی و طرح ساختار سازماندهی که از سوی گروه کار تهیه شده بودند به گردهمایی ارائه شد.
هیوتی برای ادامه کار و توافق حول اصول و اهداف سند سیاسی از سوی حاضرین انتخاب شدند و علاوه بر آن شورای هماهنگی هم با رأی حاضرین چهره های خود را شناخت.
هیئت رییسه دائم که از میان داوطلبین زن و مرد انتخاب شده بودند، علیرغم تلاش اعضایش چهره‌های موفقی در برگزاری گردهمایی نداشت. بیشترین مشکل هیئت رییسه بر می‌گشت به کم بود وقت. حجم کار بسیار بالا بود و هیئت رییسه مجبور شد برای پیش برد برنامه، گاه حد بر دمکراسی مستقیم نهد و گروه های نخبه را برای کمیسیون سیاسی و ... پیشنهاد دهد. اساسا هیئت رییسه دایم درک درستی از نوع دمکراسی در چگونگی پیش برد برنامه گردهمایی را نداشت. گاه به دنبال دمکراسی مطلق و اتوپیایی بود و گاه آن چنان حدی بر آن می نهاد که اعتراض همه را برمی انگیخت. این مشکل را شرکت کنندگان در گردهمایی نیز داشته اند  و ارای آن ها بین دمکراسی مطلق و دمکراسی محفلی و سازمانی در نوسان بود.
گاه هیئت رییسه برای راضی نگه داشتن محفل و سازمانی، مصوبه ی قبلی را باطل و آن را به شکل و اندازه ی جدیدی به رأی عموم می گذاشت و به طریقی سعی می نمود تا نظر محفل و سازمان منتقد  به مصوبه ی قبلی را تأمین نماید. و گاه آن چنان کنترل جلسات از دستشان در می رفت که نخبگان ئ هدایت کنندگان اصلی را به زیر سایه می کشاند و این در حالی بود که در این گردهمایی بین نخبگان و اکثر شرکت کنندگان، شکاف بسیاری بر میران آگاهی و دانش ان ها در ارتباط با موضوع های محوری وجود داشت.
بعضی از شرکت کنندگان از دموکراسی و از عقلانیتی که باید در ان مستتر باشد، بی اطلاع بودند و تا پای عقلانیت به میدان می آمد صدای های و هوی ان ها حواله ی گوش های بی پناه می شد. ( خیلی ها اسناد را نخوانده بودند و یا به نظر من این چنین آمد. در بحث های خصوص عده ای جمهوری مطلوب سند سیاسی را نوعی جمهوری لیبرال دمکراتیک می دیدند و عده ای هم نه و چنین ارزیابی ای نداشتند.)
بعضی از نخبگان این گردهمایی با سند سیاسی و همه اسناد ساختار سازماندهی مشکل پایه ای داشتند و معتقد بودند که « جنبش نه یک پدیده یا الگوی ذهنی، بلکه فرآیندی زنده و خود پو است؛ اصول ارزشی آن از عام ترین ضرورت های عینی بیرون می آیند و در نقش خط راهنمایی عمل می کنند که افق و راستای حرکت را نشان می دهند. از این دیدگاه، اشکال نهادی ( از جمله نهادهای سیاسی) نه مقدمه ای بر جنبش بلکه از جمله نتایج آن است. این جنبش است که در فرجام خود به صورت نهاد در می آید و نه بالعکس ... بخش مهمی از ان چه تحت عنوان سند سیاسی تهیه شده ... از چنین منطقی و چنین درکی فاصله دارند.»(1)
عده ای دیگر بر آن بودند که نظر به وجود اختلافات نظری، برنامه ای و راهبردی در میان افراد و گرایش های مختلف جنبش جمهوری لائیک و دمکرات ... عام ترین اشتراکات این طیف گسترده و رنگارنگ در قابل منشور واحدی گنجانده شود. »(2)
قبل از آغاز گردهمایی  نیز بر سر نام آن بحث فراوانی در گرفته بود.محمد اعظمیقبل از گردهمایی و در سایت«صدای ما» آورده است: « پرسش اصلی در رابطه با این گردهمایی این است که چه هدف و ایجاد چه نوع سازمانی را فراروی خود نهاده است ... در مجموع سایه روشن های سه نظر را می توان مشاهده کرد؛ برخی آن را جنبش می دانند. تعدادی حزب سیاسی اش می انگارند و گروهی نیز آن را جبهه می پندارند. ارگان هایی چون جمع هماهنگی و گروه های کار سیاسی و ساختار نیز آمیخته ای از این سه را مدنظر دارند. این ارگان ها برای تشکل خود، ساختاری حزبی با برنامه ای جبهه ای پیشنهاد کرده اند که بنا بر تمایلشان بر آن نام جنبش نهاده اند. تا زمانی که این آشفتگی و ناروشنایی پایان داده نشود، دستیابی به نتیجه اگر نگوییم غیرممکن، حداقل بسیار دشوار، تنش زا و موقتی خواهد بود.»(3) اعظمی در ادامه می آورد: « یکی از مهم ترین مختصات اصلی جنبش ها سیاست آن هاست، جنبش صلح عضو ندارد. در جنبش صلح نیروها مشارکت می کنند و با مشارکت شان جنبش را می سازند. بر اجرای این جنبش اهداف و برنامه های سیاسی بسیار متنوعی حاکم است که ضوابط و قانون مندی های متفاوتی دارند. این مجموعه هدف واحدی دارند. برنامه شان یک بند دارد و شعارشان یکی است؛ « علیه جنگ و برای صلح!»
مبارزه برای این اهداف و تحقق این شعار به اشکال و شیوه های بسیار متنوعی پیش می رود. نه اکثریتی وجود دارد و نه اقلیتی و نه فراکسیونی.«(4) و در این ارتباط که نگاه به جنبش اساسا اراده گرایانه شکل گرفته و به قانون مندی حاکم بر آن توجه کافی نشده است، آورده: « جنبش ها در پی تصمیمات این یا آن فرد و یا گروه و سازمان شکل نمی گیرد. زمینه ی آن در بطن جامعه ساخته می شود و بمثابه یک عامل عینی، مجموعه ی متنوعی از نیروها را متأثر کرده و به حرکت درمی آورد. احزاب، سازمان ها، افراو و محافل بر بستر این زمینه در نیرومندتر کردنش می توانند دخالت کنند. اساسا کدام جنبش را می شناسیم که پیش از شکل گیری آن، گروهی برای ایجادش نقشه کشیده اند، برنامه برایش نوشته اند و اساس نامه اش را ژلاتینی کرده اند؟ ... جنبش که محدود به این یا آن سند و مقید به یک ساختار و ضابطه شود، ممکن است باز آن را بنا به تمایل مان جنبش بنامیم، اما این « جنبش» بدیل تناقض اش از « سازمان های موجود و آلترناتیوهای یک یا چند نفره» اگر ضعیف تر نشود، با احتمال زیاد قوی تر نیز نخواهد شد.» (5)
اما مهران پاینده و ناصر مهاجر در مقاله منطق« سند سیاسی» که در سایت «صدای ما» منعکس شده است، آورده اند: « ما یکئجنبش ایم. سند سیاسی ما باید بازتاب ویژگی های جنبش ما باشد و سند سیاسی ما باید بازتاب ویژگی های جنبش ما باشد. سند سیاسی یک حزب، مرام نامه یا «برنامه» است که تحلیل وضعیت داخلی و خارجی، هدف های بلند مدت و کوتاه مدت، راهبرد(استراتژی) و در مواردی تا اینک را دربرمی گیرد. برای یک جبهه، مناسب ترین سند سیاسی «پلاتفرم» است که وظایف فوری مبارزه را می نمایاند.  اتحاد عمل، تک موردیست و برای برآوردن یا از میان برداشتن یک موضوع مشخص شکل می گیرد، وحدت ما نه جبهه ای است و نه حزبی. اتحاد عمل هم نیست. سند سیاسی جنبش، آن هم جنبشی که بر بنیادهای دمکراسی، لائیسیته، پولورالیسم و جمهوری شکل گرفته و هدف بی واسطه اش برچیدن بساط جمهوری اسلامی است بیش و پیش از هر چه باید مبین اصول آزادی خواهانه و عدالت جویانه ی تک تک کوشندگان و یاران باشد.» نویسندگان مقاله در ادامه آورده اند؛ این را نیز فراموش نکینیم که وظیفه اصلی ما، ایجاد یک جنبش نیست، این جنبش هر چند پراکنده و چندپاره همواره در جامعه ی ما جریان داشته و هم اینک هیز هزاران تن منفرد، نیمه متشکل و متشکل در صدها بنیاد، انجمن، کانون و سازمان در این سو و آن سوی جهان برای اشاعه ی آرمان های آن می کوشند. کاری که در برابر ما بوده و هنوز هست، همانهنگ کردن این تکاپوها، این مبارزات و از این رو تبیین اصول و مبناهای مشترک« طیف گسترده ی آزادی خواهانی» است که از « افق ها و خواستگاه های گوناگون» به باور جمهوری رسیده اند.»
در همین مقاله نویسندگان نوشته اند؛ « دو گرایش بیش و کم روشن از آغاز در کار بوده است. یک گرایش معطوف به قدرت که در راستای ایجاد بدیل سیاسی جمهوری اسلامی حرکت می کند و گرایشی دیگر که بدیل سازی سیاسی را در دستور کار خود ندارد.» و علاوه بر آن آورده اند؛ «‌چندگانه گویی های طرح پیشنهادی سند سیاسی را از دریچه دوری و نزدیکی به برداشت های حزبی و جبهه ای، و برآشفتگی های آن را ناشی از پافشاری بر باورهای نظری و واژگان سیاسی یکی از سه رگه ی اصلی جنبش دمکراتیک ( چپ، نهضت ملی و خداباوران لائیک) هم باید دید. و نیز نااستواری زبان سندو پاره ای صورت بندی های نادقیق و ناپخته آن را در نتیجه کمی وقت به وجود آمده و برداشت های ناهمساز از سند سیاسی.»
به نظر می رسد که تمامی حقیقت پیش هیچ یک از دو طرف، یعنی هسته های اصلی تهییه کننده سند سیاسی و اسناد ساختار تشکیلاتی از یک سو، و منتقدین از سوی دیگر نباشد. هر کدام از منظر خاص به موضوعات مورد بحث پرداخته اند و رسیدن به وفاق مسلم است که زمان خواهد برد. اما پرسش اصلی آن است که آیا نخبگان سیاسی و تشکیلاتی سازمان ها و احزاب شرکت کننده در گردهامیی بحث نظری و اجماع حول آن ها را نمی توانستند در این مدت حداقل پانزده سال اقامت در خارج از کشور به پیش برند؟ تا ما درک واحدی اکنون از حزب، جبهه، اتحاد عمل، جنبش و ... داشته باشیم؟
بعد از گذشت این همه سال هنوز می بایست اراده گرایی، محفل گرایی، سکتاریسم، غیرسازی بر ما تحلیل های مان حاکم باشد؟ من به سان محمد اعظمی معتقدم که « نیروی اصلی این اتحاد در ایران است. اما خطاست به تجارب نیروهای خارج از کشور که هم به لحاظ کمیت و هم کیفیت غیرقابل حذف اند، کم بها داده شود.» (6) و چون باور دارم که « ابعاد پراکندگی در میان صفوف نیروهای مدافع دمکراسی اعم از چپ، ملی و ملی-مذعبی، غیر طبیعی است. می بایست این مسأله را به عنوان پدیده ای ناهنجار، مدنظر قرار داد و برای انسجام در صفوف هر کدام از این بخش ها تلاش کرد.» نه آن که سکتاریست و اراه گرا بود و نیروهای مدافع دمکراسی در کشور  و خارج از آن را با اتهام های واهی از خود دور ساخت. راهبرد سیاسی ما در چنین شرایطی حاد باید بتواند حتا در بین صفوف اپوزیسیون های درون حکومت شکاف ایجاد و  امر گذار آن ها به سمت جنبش جمهوری تمام عیار را تقویت نماید.
انتخاب اسم « جمهوری دمکراتیک لائیک»(7) برای یک محفل می تواند مناسب باشد، اما اگر می خواهیم دوشادوش صفوف همه ی نیروهای دمکرات و توده مردم و نیروی محرکه آن حرکت نماییم، شعار محوری باید دارای ویژگی هایی باشد که زود در ذهن مردم جای گیرد. ذهن جمعی با آن قرابت داشته باشد. به تجربه ثابت شده است که ایرانی عادت دارد تا چیزی را از آن خود نداند به آن نزدیک نشود. فراموش نکنیم گفته ی « گوته» را که ـ تئوری ها خاکستری اند، اما زندگی درخت سبز جاودانی است.»
1‌- نامه سرگشاده به اجلاس جمهوری خواهان لائیک و دمکرات در پاریس
2‌- منشور جنبش جمهوری خواهی لائیک و دمکرات( پیش نویس متن پیشنهادی به اجلاس سراسری پاریس
3‌- ،4،5،6،7 باز درباره ی ساختار جمهوری خواهان- محمد اعظمی- منعکس در سایت صدای ما.



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.