header image
 
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24

 
با كمونيست‌ها هم نمي‌توانيم

علي راسخ افشار

بالاخره با گذشت بيش از يك سال از سمينار جمهوري‌خو.اهان دموكرات و لائيك كه در تابستان سال 2003 در پاريس برگزار شد و قرار بر اين بود كه در ماه‌هاي سپتامبر و اكتبر همان سال صورت تشكيلاتي به خود دهيم‌، به روزهاي سوم .و چهارم و پنجم سپتامبر 2004 كنگره مؤسس در پاريس و با حضور نزديك به 300 نفر عضو و مهمان برگزار‌، و با مصوبات و انتخاباتي كه انجام يافت، نظام تشكيلاتي آن هم شكل گرفت‌.
آن‌چه از ديدگاه من‌، كه در عمر سياسي خود در خارج كشور بارها شاهد كنگره‌هاي مؤسس و كنگره‌هاي كنفدراسيون و فدراسيون و جبهه‌ي ملي بوده‌ام‌، به چشم مي‌خورد‌، درك صميمانه‌ي اين ضرورت تاريخي بود كه پس از بيست و پنج سال كه اپوزيسيون خارج كشور با اختلافات و انشعابات و تفرقه و پراكندگي‌ها دست به گريبان بوده است‌، بايستي بالاخره با پذيرش نكاتِ افتراقي كه در نظرگاه‌ها‌، وجود دارد‌، براي سروسامان دادن به مبارزه عليه نظام جمهوري اسلامي‌، با توجه به قدر مشترك‌هاي موجود و بر اساس آن‌ها‌، به يك ائتلاف وسيع سازماني دست يابد كه در آن چپ و ملي و دين باور كه سه جرياني است كه عمده مشخصّه‌ي آن جمهوري خواهي‌، آزادي و دموكراسي و لائيسيته مي‌باشد‌، با يك هدف مشترك كه مبارزه عليه نظام جمهوري اسلامي است‌، حضور داشته باشند‌. در اين راستا كوشش و صميميت و بردباري شركت كنندگان، واقعيتي بود كه از آغاز تا انجام اين نشست مشاهده مي‌شد‌. هر چند شايعاتي وجود داشت كه چپ‌ها‌، كه اكثريت نزديك به اتفاق شركت كنندگان را تشكيل مي‌دادند‌، شب‌ها جلساتي دارند و تصميماتي كه آن‌جا گرفته مي‌شود‌،  روز به اجرا در مي‌آورند‌. اين را هم بگويم كه در آخرين سند سياسي كه گروه تداركات‌، كه آن‌ها هم با يكي دو استثناء همه از بخش چپ اپوزيسيون و يا متمايل به چپ بودند‌، انتشار داد‌، چون در آن حقوق ملت‌ها‌، مليت‌ها هم مطرح شده بود‌، بسياري از بخش ملي جمهوري خواهان از اين تشكل رويگردان شدند و از حضور در كنگره خود داري كردند‌. همين را هم همين‌جا اضافه كنم كه هر چند با اعتراض من و هم‌فكرانم موضوع ملت‌ها و مليت‌ها در سند سياسي لحاظ نشد، اما واقعيت اين است كه اين مسئله به منزله‌ي يك بمب ساعتي در درون اين تشكيلات است‌. چرا كه از حدود 200 نفر عده‌ي حاضر در عصر يكشنبه‌، يعني ساعات نزديك به پايان كنگره‌، 92 نفر ،يعني نزديك به پنجاه درصد از عده‌ي حاضر‌، به وجود ملت‌ها در ايران رأي دادند ، كه اين به اعتقاد ما جبهه‌ي ملي‌ها كه در ايران معتقد به وجود يك ملت‌، ملت ايران‌، هستيم و تنها برابري حقوق شهروندي را قبول داريم و دفاع از استقلال و تماميت ارضي ايران را اصلي بدون چون و چرا و بدون گذشت هر گونه ائتلاف مي‌دانيم، در تناقض و تعارض مطلق قرار داد‌. بايستي توجه داشت كه اگر تز وجود ملت‌ها و حق تعيين سرنوشت تا جدايي را چپ‌هاي راديكال در اين تشكل جمهوري خواهي به صورت اصلي غير قابل گذشت بخواهند بكرسي بنشانند‌، دير يا زود يا اين تشكل متلاشي مي‌گردد و يا كار به انشعاب مي‌كشد و اين امر در اولين اعلاميه‌ها و جلوه‌هاي خارجي كه بخواهند عباراتي مانند «‌ستم ملي‌» و يا «‌حقوق ملت‌ها‌» را مطرح كنند‌، كه با اعتراض و كناره‌گيري ما ملي‌ها روبرو خواهد شد‌، آشكار خواهد گرديد‌. در كنفدراسيون كه جبهه‌ي ملي‌ها و توده‌اي‌ها دو پايه‌ي اصلي آن بودند‌، اين درك سه گانه وجود داشت كه كنفدراسيون‌، كنفدراسيون است و حزب توده‌، حزب توده و جبهه‌ي ملي‌، جبهه‌ي ملي‌، كه هر يك در محدوده‌ي سازماني خود فعاليت خود را داشتند‌. در كنفدراسيون جنبه‌هاي عملي كار سياسي مطرح بود و اگر مطالبي نظري مطرح مي‌شد در حد توجيه منطق تصميمات سياسي‌اي بود كه اتخاذ مي‌گرديد‌.
هر يك از دو سازمان ديگر كار مخصوص به خود را در انتشارات و فعاليت‌هاي خود داشتند با اين تعهد و اشراف كه نه در نشريات و مواضع كنفداراسيون عليه يا له آن دو سازمان مطلبي بود و نه آن دو سازمان سعي مي‌كردند كنفدراسيون را در خدمت خود گيرند‌. حالا هم هر سه بخش تشكيل دهنده‌ي سازماني جمهوري خواهان دموكرات و لائيك بايستي اين درك را داشته باشند كه اين سازمان يك سازمان سياسي است كه بر محور قدر مشترك‌هاي مورد قبول هر سه جريان فعاليت مي‌كند و مستقل است و در خدمت هيچ يك از سه بخش تشكيل دهنده‌ي خود نيست‌. هم‌چنين هر يك از آن سه بخش هم نمي‌توانند چيزي عليه سند سياسيِ كارپايه‌ي قرار دادي و قدر مشترك مورد ائتلاف بنويسد و يا فعاليت خارجي كنند‌. آن‌چه در كنگره برلين «‌اتحاد جمهوري خواهان‌» تحقق پيدا كرد كه من هم در نوشته‌ام با عنوان «‌از همايش تا نمايش‌» به آن معترض بودم‌، در خدمت جبهه‌ي مشاركت و جنبش اصلاحات قرار گرفتن بود كه ديگر نمي‌توانست نام اپوزيسيون بر خود گذارد‌.
در خاتمه لازم مي‌دانم متذكر شوم كه ما ملي‌ها و پيروان راه مصدق همان‌گونه كه نمي‌توانيم در هيچ‌گونه ائتلافي با سلطنت طلبان‌، (‌بخوانيد پهلويست‌ها‌) و مجاهدين حضور يابيم‌، با كمونيست‌ها هم نمي‌توانيم در هيچ‌گونه ائتلافي وارد شويم‌، چرا كه آن‌ها به دموكراسي معتقد نيستند و دموكرات نمي‌باشند‌. آن‌ها حاكميت يك طبقه‌ي خاص‌، يعني حاكميت كارگران را مي‌خواهند و اين در تناقض و تعارض با ملي‌گرايي و دموكراسي قرار دارد‌. اما اين حق شهروندي آنان است كه هر گونه عقيده‌اي داشته باشند‌، چونان‌كه اين هم حق ماست كه به اصولي معتقد باشيم كه با معتقدات ايدئولوژيك آنان هم‌خواني ندارد‌. در همين راستا اين را هم اضافه كنم كه ما نمي‌توانيم در هيچ‌گونه ائتلاف با آنان‌كه حاكميت ديني مي‌خواهند‌، خواه اسم خود را اصلاح‌گران بگذارند يا هر چيز ديگر‌، خواه خميني و خامنه‌اي و رفسنجاني باشد يا خاتمي و دارو دسته‌اش‌، وارد شويم‌.
حد اوتلاف ما با چپ چيزي در حد خليل ملكي است كه حالا در هر «‌ايسمي‌» مي‌توانيد آن را كلاسه كنيد‌، از ديدگاه ما او يك «‌چپ ملي‌» است‌. خليل ملكي با اشراف به مكتب ماركسيسم و در رابطه با ايران و شرايط و مسايل ايران‌و راه مصدق را برگزيد منتها با توجه بيشتر به عدالت اجتماعي و تا آن‌جا كه ممكن است «‌تحريم استثمار انسان از انسان‌»‌. هم چنين مرز ائتلاف ما با دين باوران هم، كم و بيش در حدود همان‌هايي است كه آقاي مصطفوي از باب مشال در جريان كنگره اظهار داشتند و من در نوشته‌هاي گوناگونم كه كم نبوده‌اند به اين مسايل اشاره كرده‌ام‌.
اين را هم اضافه كنم كه كم نبوده‌اند آن‌هايي كه از جناح‌هاي گوناگون مرا از شركت در اين كنگره و هم‌كاري با چپ‌ها بر حذر داشته‌اند و هشدار داده‌اند كه اين كار عاقبت ندارد‌. اما من تاكنون شاهد صداقت و صميميت اين جمع بوده‌ام و در عين حال ارتباطم را با اتحاد جمهوري خواهان‌، با همه ي انتقاداتي كه به آن‌ها دارم‌، حفظ كرده و خواهم كرد و اميدوارم در آينده ما به يك تشكيلات واحد و وسيع و فراگير جمهوري‌خواهي در خارج كشور برسيم‌. كنفدراسيون هم در آغاز‌، چه در كنگره‌‌ي هايدلبرگ و چه در كنگره‌ي پاريس و حتا در كنگره‌ي لوزان با ناهواري‌ها و مشكلات و كمبود‌ها درگيري‌هاي گوناگون دست بگريبان بود تا كم‌كم آن شد كه ديديم‌. جريان جمهوري‌خواهي و تشكل‌هاي گوناگون آن هم يك روند است كه در طول زمان بايستي با درايت سياسي و احساس مسئوليت و تفاهم و بردباري، تشخيص صحيح الويت‌ها و پايان دادن به تئوري بافي و نظر پردازي‌هاي آكادميك، روي آوردن به كار سياسي و تشخيص خير و مصلحت عمومي مردم ايران‌، به آن سازمان وسيع و مكتب سياسي جانداري تحول يابد كه بتواند در خارج كشور مسئله‌ي ايران را در سطح جهاني به عنوان مشكلي جهاني مطرح كند و پشتيباني توده‌هاي عظيم نوع دوست و صلح‌خواه جهان را به مشكلات ملت ايران جلب نمايد و در دامان خود زنان و مردان سياسي كاردان و مبارز و با سواد و شجاع و مسئول تربيت كند‌، كه ايران سخت دچار كمبود شديد شخصيت‌هاي برجسته‌ي سياسي است.
به اميد فردايي بهتر. پيروز باشد‌.
فرانكفورت اكتبر 2004



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.