header image
 
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24

  
قواعد بازی های بزرگ را رعایت کنیم


عباس هاشمی (هاشم)
 

اي‌كاش مي‌شد فقط شاعرانه ديد و گفت:
«‌باز در مقدم خونين تو اي روح بهار
بيشه در بيشه درختان همه آغوشانند!‌»

براي مني كه از بيرون نگاه مي‌كنم همايش زيباي‌ست. خوشحال كننده است كه جمع كثيري از گرايشات مختلفِ سياسي‌‏ در كنار هم جمع شده‌اند و به فكر راه‌جويي براي اتحاد نيروهاي لائيك و دموكرات هستند. به خصوص كه به توهمات اصلاح طلبي دچار نيستند و سرنگوني تماميت رژيم را مطمح نظر دارند. نكته‌ي بسيار مهم ديگر‏‌، بلوغ نسبي گرايشات مختلف در انعطاف و مدارا با ساير گرايشات سياسي‌ست. اين هم بسيار خوشحال كننده است. من قصد نقد و بررسي اين اجلاس را ندارم «‌وگرنه حرف بسيار!»
اما، اين گردهم‌آيي و اسناد آن، حاوي يك اشكال اساسي‌ست كه نبايد از آن گذشت و آن هويت غير قابل تعريف آن است: (‌نه حزب است نه جبهه‌، نه فوروم و نه كميته‌ي همآهنگي‌! در عين حال از هر كدام نشانه‌اي دارد‌. و لابد به همين خاطر و به درستي آن را حركتي جنبشي تعريف كرده‌اند‌!) عليرغم اين اما‌، بر مفاهيم برنامه‌اي- حزبي و اهداف بلند مدت‌ تأكيدات ويژه شده است؟! و به نظر من اشكال اساسي همين‌جاست؛ چرا كه از يك سو واقعيت ژلاتيني يا جنبشي اين جمع با سفت‌كاري در مفاهيم برنامه‌اي و اهداف بلند مدت منافات دارد‌، و از سوي ديگر عدم اعتماد موجود فقط در كار جدي و مشترك مرتفع مي‌شود؛ مگر آن كه كساني بخواهند‌، از پيش «‌مُهر» خودشان را بكوبند‌؟! اين هم كه امتحان شده است‌. و گروه‌هاي با مُهر و نشان كم نداريم‌!
ولي اين كه شركت كنندگان و به ويژه تنظيم كنندگان اسناد‌، بر «‌لائيسيته‌» و «‌دموكراسي‌» و «‌نه شيخ و شاه‌» تأكيد دارند و از توهمات «‌اصلاح طلبي‌» بري هستند‌، پرچم خوبي را برافراشته‌اند و فيل بزرگي هوا كرده‌اند كه با خصلت جنبشي آن تناسب كافي دارد. اما اگر توجه كنيم كه اين‌ها همه در خارج از كشور و بدون حضور مردمي كه تصميم گيرنده‌ي اصلي‌اند‌، مطرح شده‌، آن‌گاه نرمش بيشتري در امور برنامه‌اي از قبيل «‌شكل حكومت‌» و يا «‌مسئله‌ي ملي‌» و لاغير‌، نشان بايد داد. و مهم‌تر از آن به وظايف واقعي‌تري بايد توجه كرد كه مقدم بر هر چيزي قرار دارد و آن عبارت است از معرفي و اثبات خود به عنوان «‌اپوزيسيون‌»! متأسفانه ما هنوز فاقد اين هويت هستيم و اين هويت بدون حضور متشكل و مداخله‌ي منظم در مسايل سياسي مربوط به ايران
و دول اروپايي‌، شكل نخواهد گرفت و هم‌چنان به بازيمان نخواهند گرفت‌‌.
ببينيد اين دوست و رفقا‌، خيلي‌‌هاشان در اين سال‌هاي گذشته البته زحمت كشيده‌اند و كلي برنامه و پلاتفرم و وظايف براي انقلاب ايران تهيه كرده‌اند. اما چون انقلاب ايران كار اپوزيسيون خارج كشور نيست و در خارج از كشور هم كاري انجام نشده و كسي ما را جدي نمي‌گيرد‌، اين برنامه‌ها همه خاك خورده‌اند‌! 25 سال اما گذشته است‌! حالا هم خيلي اشكال ندارد اگر برنامه‌ي دقيق انقلاب ايران را به كمي بعدتر بسپاريم‌، در عوض به عنوان اپوزيسيوني فعال و زنده زير پرچم لائيسيته و دموكراسي‌، در خارج از كشور نسبت به جنايات رژيم و حمايت دول اروپايي از آن‌ها‌. عكس‌العمل نشان دهيم و افكار عمومي را بر عليه سياست‌هاي اين دول (‌و به احتمال زياد در آينده‌ي نزديك آمريكا) در سازش و بند و بست با رژيم تروريستي و تبهكار جمهوري اسلامي‌، بسيج كنيم‌. اين كار را نبايد دست‌كم گرفت‌. اهرم ديگري به جز افكار عموميِ جهانيان وجود ندارد و تنها در اين مسير مي‌توان توجه سازمان‌ها و تشكل‌هاي بشر دوست و جناح‌هايي از دول اروپايي و آمريكايي را به سوي خود جلب كرد‌. اين جمع اگر بخواهد كاري بكند و به پرچمي كه برداشته باور داشته باشد. زير همين پرچم در خارج از كشور جمعيتي غير قابل تصور جمع خواهد شد كه قادر است نقش كليدي در بي‌اعتبار سازي مطلق رژيم و سرنگوني آن بازي كند‌. اما «‌بي مايه فطير است‌»‌، چنان چه فقط بر سر اصول چانه زني كند‌!
خلاصه اين كه‌: در قدم‌هاي اوليه تأكيد بر مسايل دقيق برنامه‌اي و امور تخصصي- تئوريك انقلاب‌، اموري زود‌رس هستند كه به پراكندگي و گسست دوباره‌ي نيروها مي‌انجامد. نيرويي كه مي‌تواند مثبت باشد. اين چانه زني‌ها البته لازم و حياتي‌ست اما در خلال كار و در قدم‌هاي بعدي و به مرور‌!
هم چنين نبايد فراموش كرد كه طرفداران «‌لائيسيته‌» و «‌دموكراسي‌» ميليوني هستند و بالطبع طيف وسيعي از گروه‌بندي‌هاي اجتماعي و سياسي را در بر مي‌گيرد كه بدون حضور آنان صحبت از «‌سرنگوني‌» و «‌جمهوري‌» بي معني است‌!
پس جاي ترديدي نيست كه اين جمع بايد مكانيزم‌هايي را در ساختار خود بپذيرد كه به جز «‌شيخ و شاه‌» و عمله‌هاشان‌، همه به توانند براي دموكراسي مشاركت كنند و ضمن فعاليت‌هاي عملي به ترويج نظرات خويش بپردازند. تا آن‌جا كه «‌ديوانگان‌» نيز حق اظهار نظر داشته باشند‌. البته آن فرزانگاني كه از حق «‌ديوانگان‌» در دموكراسي دفاع كرده‌اند شايد زير و زبَر شدن زمانه را در چشم‌انداز ديده‌اند و مي‌دانسته‌اند كه در چنين روزگار غريبي‌، تنها ديوانگان قادرند از يك «‌انقلاب تمام عيار‌» و ايده‌هاي بزرگ بشري دفاع كرده و حتا در برابر بربريت سرمايه و تسليم تدريجي بخش اعظمي از روشنفكران انقلابي به «‌عقل سليم‌»‌، ايستادگي كنند‌؟!
من به عنوان يك «‌ديوانه‌» مدافع چنين حقي هستم چرا كه از يك تحول راديكال يا «‌انقلابي‌ اجتماعي‌» جانبداري مي‌كنم‌. به عبارت ديگر به «‌جمهوري پارلماني‌» باور ندارم‌. اما كاملاً مي‌توانم در كنار چنين جمعي عليه جمهوري اسلامي و سرنگوني آن حضور داشته باشم بي آن كه «‌پارلمانتاريست‌» باشم‌. البته منظور من از اين حرف‌ها اين نيست كه فقط از ضرورت حضور گرايشات سوسياليستي يا راديكال در اين جمع دفاع كنم‌. عيناً همين حق را براي بسياري ديگر از جمله نيروهاي مهجور اكثريت قائلم كه از سر ندانم كاري و مشي رهبران فرصت طلبشان‌، مدت مديدي با جمهوري اسلامي همكاري داشته و امروزه به گذشته‌ي خود انتقاد دارند و دست از مغازله با اين يا آن جناح رژيم برداشته‌اند‌. ولي برعكس ميبايست نسبت به جناح ‌هم شيخ و هم شاهي اكثريت (‌كه از يك سو با رژيم و از سوي ديگر با سلطنت طلبان لاس مي‌زند) به شدّت سخت‌گير بود و آن‌ها را هم چنان در بايكوت نگهداشت.
آن چه مسلم است اين است كه اپوزيسيون خارج از كشور اگر بخواهد از اين وضع خارج شود و به نيرويي سياسي و مطرح بدل شود بايد محدوده‌هاي گروهي و تعلقات دست و پاگير خود را بندِ پاي چنين مجامعي نكند و قواعد بازي‌هاي بزرگ را فرا گرفته و آن را به كار گيرد‌.
حال اگر اين ملاحظات مورد توجه قرار بگيرد‌، مي‌توان در باره‌ي وظايف نيروهاي اپوزيسيون لائيك و دموكرات در خارج از كشور و لاجرم شكل فعاليت و ساختار تشكيلاتي آن سخن گفت و با اطمينان توده‌ي وسيعي از ايرانيان خارج از كشور را در راه آرزوي قلبي‌شان سازمان داد و به حركت درآورد‌.
«‌ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست
تو خود حجاب خودي حافظ از ميان بر خير‌!»
از فرصت استفاده مي‌كنم و در همين‌جا اشاره‌اي كلي به وظايف اصلي اپوزيسيون خارج از كشور مي‌كنم‌. به نظر من دو بخش كار وجود دارد‌: عملي و نظري. كه مي‌توان گفت‌:
1 – فعاليت‌هاي «‌دفاعي‌» اعم از اكسيون‌هاي اعتراضي يا تبليغي‌، تظاهرات و هر نوع حضور سياسي در ربط با مسايل ايران و يا مسايلي كه حضور جمعي ايرانيان به شناسايي سيماي سياسي و عقيدتي «‌اپوزيسيون لائيك و دموكرات» ايران كمك كند‌.
2 – تمركز نيرو بر سر بدست آوردن رسانه‌هاي گروهيِ مؤثر از قبيل تلويزيون و راديوهايي كه در ايران پخش شود‌.
3 – مباحثات منظم سياسي و ايدئولوژيك از طريق تقويت «‌صداي ما» و گسترش امكانات آن براي داشتن يك مَرجع قابل دسترسي عمومي‌. و نيز سازماندهي منظم مباحثات زنده از «‌پالتاك‌» يا سيستمي مشابه‌!
4 -  اختصاص نيرو در جهت سازماندهي شبكه‌ي وسيعي از ارتباطات زنده از طريق انترنت مابين نيروهاي لائيك و دموكرات ايران در سراسر دنيا، جهت انتقال اخبار و وظايف سياسي فوري علاقمندان‌.
به نظر من همه‌ي اين‌ها عملي‌ست، مشروط به آن كه قواعد بازي محترم شمرده شود و شركت كنندگان به جاي صرف همه ي انرژي براي اثبات حقانيت نظري خود‌، صميمانه در راه مبارزه با دشمن اصلي و عمده يعني جمهوري اسلامي تلاش و مبارزه كنند‌.
سرنگوني جمهوري اسلامي خواست ترديد ناپذير اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران است‌. بكوشيم در خارج از كشور صداي اين مردم داغ ديده و ستم‌كشيده را به گوش جهانيان برسانيم و رژيم تروريستي- مافيايي جمهوري اسلامي را افشا كنيم و مانع بند و بست‌هاي بين‌المللي (اقتصادي و سياسي‌) آن شويم‌.
مردم ايران به صداي ما نيازمند‌اند و صداي ما بدون ارتباط با آن‌ها به جايي نمي‌رسد.
 صداي‌مان را رساتر كنيم.



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.