|
انتخاباتِ مجلس هفتم و جمهوريخواهي
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 1 از 30 پس از حوادث يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، اخطارهاي دولتمردان امريكا به ايران، عراق و كرهجنوبي، جنب و جوشِ ايرانيان در جهت استفاده از وضع موجود جهاني براي برانداختن رژيم جمهوري اسلامي، شدتِ بيشتري گرفت. عدهاي از روشنفكرانِِ جامعهي ايرانيان، به مبلغينِ استعماري بدل شدند و هم سو با رايزنيهاي رضا پهلوي براي براندازي رژيم سياه اسلامي، به سردمدارانِ جنايت پيشهي آمريكا اميد بستند.
در بخشهايي از اپوزيسيون دموكراتِ خارج از كشور، اتحاد و ارائهي بديلِ حكومتي – جمهوري لائيك، جدايي دين از دولت- در دستور كارشان قرار گرفت، و موج جمهوري خواهي در طيفهاي مختلف اپوزيسيون خارج از كشور، روز به روز تقويت شده و صفبنديهاي جديدي را بوجود آورد. بخش وسيعي از روشنفكرانِ مخالف رژيم جمهوري اسلامي ايران، سعي در پيوستن به اين جنبشها نمودند. اكنون با دو طيفِ جمهوريخواه روبرو هستيم كه متشكلتر و سازمانيافتهتر از ديگر جرياناتِ جمهوري خواهي هستند. يك طيف در «اتحاد جمهوري خواهان» كه به «همايش برلين» نيز معروف هستند، ضمن حمايتِ بخشي از حكومتگران اسلامي، خواهان برپايي يك جمهوري پارلماني و عرفي، از طريق مبارزه مسالمتآميز، و فشار به جناح انحصار طلبِ اسلامي است. طيف ديگر كه به «جمهوريخواهان لائيك و دموكرات» - كنفرانس پاريس- شهرت دارند، خواهان سرنگوني رژيم اسلامي و برقراري جمهوري لائيك و مجلس مؤسسان هستند. ما در اين شماره، مصاحبههايي داريم با دستاندركارانِ اين جنبشهاي جمهوريخواهي، و هم چنين نقطه نظرات بعضي از فعالان جنبش چپ در مورد اين گرايشها. با تشكر از همكار خوبمان سياوش مژدهي، براي پياده كردن نوار مصاحبهها. . گفتوگوى پرویز قلیچ خانی با هلمت احمديان سردبير نشريه جهان امروز و عضو كميته مركزى حزب كمونيست ايران و كومهله
قرار بر اين بود كه با آقايان: هلمت احمديان، محمد رضا شالگوني و فرخ نگهدار، گفتوگويي حضوري داشته باشيم بر سر وضعيت جمهوري اسلامي بعد از انتخابات مجلس هفتم، موقعيت اپوزيسيون و پوزيسيون رژيم در داخل و خارج از كشور، و چگونگي اتحادها در خارج از كشور؛ متأسفانه در روز قرار، به خاطر كسالت شديد آقاي شالگوني، گفتو گو ي جمعي برگزار نشد. از فرصت پيش آمده استفاده كرديم و مصاحبهاي با آقاي احمديان ترتيب داديم و آقايان شالگوني و نگهدار هم قرار شد نظرات خود را در قالب مقالهاي براي همين شماره ارسال كنند. متأسفانه آقاي نگهدار، امكان ارسال مقاله را نداشتند. و مقالهي آقاي شالگوني را در همين شماره ي آرش ميخوانيد. پرویز قلیچ خانی: با تشكر از شما كه دعوت ما را براى اين گفتگو پذيرفتيد. اولين سئوالى كه مى خواهيم با شما در ميان بگذاريم اين است كه كلاً وضعيت جمهورى اسلامى را بعد از انتخابات مجلس هفتم شوراى اسلامى چگونه مىبينيد؟ سئوالات و نقطه نظراتى كه پيرامون وضعيت جديد مورد بحث محافل سياسى است براى شما و جريان شما چگونه است و شما خود چه تبينى از وضعيت جديد و ساختار حاكميت در دور جديد داريد؟ هلمت احمديان: سئوالاتى از قبيل چه تغييراتى در ساختار سياسى جمهورى اسلامى بعد از انتخابات بوجود آمده؟ ميدانهاى مانور محافظهكاران در عرصه داخلى و خارجى به چه شكل است؟ برخورد محافظه كاران با اصلاح طلبان و مردم از اين پس چگونه خواهد بود؟ آيا آنها در فكر وضع موجود خواهند بود يا فشار و سركوب را تشديد خواهند كرد؟ آيا حركت هاى اعتراضى در جامعه در حال افت است يا گسترش؟ آيا دورهاى ثبات در راه است يا بحران سياسى و اجتماعى به قوت خود باقى است؟ اروپا و آمريكا با حاكميت نسبتا يكدستتر محافظهكاران چگونه راه خواهند آمد و ... مجموعه سئوالاتى هستند كه مورد بحث و كنكاش تحليلگران و مفسران اوضاع سياسى ايران مى باشند. واقعيت اين است كه روندى كه اكنون و بعد از انتخابات اخير زير ذره بين رفته، خيلى قبل از اين مقطع شروع شده و در واقع آنچه در «انتخابات» مجلس هفتم اتفاق افتاد، ادامه طبيعى روندى بود كه از مدتها پيش آغاز شده بود. ولى آنچه مشخصاً تغييرات اين دوره را رقم مى زند اين است كه جناح محافظهكار، اصلاح طلبان دورن مجلس را از ميدان رقابت «انتخاباتى» حذف كرد و بدينوسيله توانست كرسىهاى مجلس را تا حدود زيادى به دست آورد. به اين اعتبار آنچه مىتوان در نگاه اول مشاهده نمود اين است كه از اين به بعد مراكز قدرت در جمهورى اسلامى هماهنگتر عمل خواهد كرد. ولى مسئله به اين سرراستى نيز نيست؛ چرا كه اولاً جناح بندىهاى تازهترى در خود مجلس و متعاقباً در كل حاكميت در حال شكلگيرى است و دوماً اين به هيچ عنوان به معناى پايان بحران جمهورى اسلامى نيست. عناصر پايهاى بحران كماكان به قوت خود باقى است.
قلیچ خانی: منظورتان از عناصر پايهاى بحران چيست؟ مختصات اين بحران را چه ميبينيد؟ احمديان: به نظر ما مختصات اين بحران كه رژيم عاجز از حل آن است، در كلىترين خطوط خود، دو نكته زير است: اول: عليرغم اينكه اين رژيم بيش از دو دهه است حاكميت سرمايهداران را به شديدترين و بى رحمانهترين اشكال سركوب بر جامعه تحميل كرده است، ولي نتوانسته است به دليل ساختارهاى حقوقى، قضايى و سياسىاش منافع بخشهاى مختلف بورژوازى ايران را به يكسان تامين كند و به اين اعتبار نتوانسته به رژيم ايدهآل بورژوازى ايران تبديل شود. لذا آن بخش از اقشار بورژوازى كه در قدرت نمايندگى نشده، به پشتوانه قدرت اقتصادى و به پيروى از ليبراليسم غرب و در ضديت با انقلاب كارگرى و تودهاى، سعى كردهاند جمهورى اسلامى را در جهت منافع خود اصلاح و يا آن را با رژيم مورد دلخواه خود جايگزين كنند. پديده «دوم خرداد» تلاشى بود براى پاسخ به اين مسئله، كه همانگونه كه همگان و حتى خود آنها نيز اينك پذيرفتهاند و به آن اعتراف دارند اين تلاش در سطح دولتىاش به بن بست و پايان عمر خود رسيد. دوم: اينكه رژيم در پاسخ به ابتدايىترين خواستها و مطالبات اقتصادى و معيشتى تودههاى محروم و زحمتكش جامعه، بيكارى، تورم و ... ناتوان بوده و همهي اين معضلات كماكان به قوت خود باقى و بى پاسخ ماندهاند. به اين اعتبار بحران در جامعه به قوت خود باقى است و همگان سعى دارند در مصاف با آن راه حل خود را ارائه دهند.
|