|
صفحه 10 از 72
این مسئله امروز نیز برای ما مطرح است. این که چه سازمان سیاسی وابسته به کدام طبقه رهبری جنبش را کسب کند مربوط به این است که کدام سازمان سیاسی نیازهای جامعه را بهتر و زودتر درک کند و در جهت اعمال استراتژی مناسب با موقعیت اجتماعی و سیاسی کشور قدم بردارد، و در طی پراتیک انقلابی، عملاً رهبری خود را در جنبش ملی و دمکراتیک در میان سایر نیروها مسجل سازد.
4 – عدم انجام وظیفه انقلابی، یعنی عدم مقابله مسلحانه با ضد انقلاب در 28 مرداد از طرف رهبری حزب توده موجب شد که امر وحدت نیروهای ملی و ضد استعماری ایران باز هم به تعویق بیفتند. اگر در 28 مرداد مقابله با نیروهای ضد انقلاب انجام پذیرفته بود، ما با توجه به شرایط و اوضاع و احوال آن روز که تشریح شد، قطب بندی سیاسی جامعه به سه گروه: نیروهای طرفدار مصدق، نیروهای طرفدار حزب توده و نیروهای طرفدار ارتجاع، با توجه به این که کودتای 28 مرداد ظاهرا قبل از همه بر ضد حکومت دکتر مصدق بود، قطعا و یقینا و بدون کمترین تردید، اقشار و سازمان های اجتماعی طرفدار دکتر مصدق در مقابله با کودتا همراه با نیروهای حزب در یک صف قرار می گرفتند و پایه های مستحکمی در جریان عمل برای وحدت واقعی نیروهای ملی و ضد استعماری و تشکیل عملی جبهه واحد و تعیین شعارهای مشترک و منزوی شدن تفرقه اندازانی چون خلیل ملکی و امثال او تشکیل می شد.
ولی عدم اقدام در 28 مرداد جنبش انقلابی را از استفاده از موقعیتی فوق العاده مناسب برای تأمین امر وحدت، محروم کرد. و این مهم، امروز همچنان به عنوان یکی از نقاط ضعف جنبش خودنمایی می کند که فقط می توان در جریان عمل بر آن غلبه کرد نه با گفتن: وحدت، وحدت.
5 – عدم انجام وظیفه انقلابی از طرف حزب در عین حال این تأثیر مهم را نیز داشت که امکان تکامل و رشد و جهش شعارهای جنبش را از نظر محتوا سلب کرد. اگر در 28 مرداد حزب توده دست به اسلحه برده بود با توجه به این که پیروزی قطعی در نبرد، در عین حال مستلزم وحدت بخشیدن به یک سری از تضادهای طبقاتی معین نیز بود و هر قدر نقش طبقه کارگر در جریان عمل افزون می شد، انقلاب بیشتر از صورت ملی به جنبه های طبقاتی نزدیک می گشت، این امر به مجموعه جنبش امکان و فرصت تاریخی آن را می داد که زودتر و سریع تر به محتوای شعارهای خود جهش دهد. این امر زمینه عالی و مناسبی از نظر عینی و ذهنی برای نزدیک شدن به محتوای شعارهای سوسیالیستی ایجاد می کرد و آرمان بزرگتر و پر جذبه تری برای خلق به وجود می آورد. و به علاوه تربیت سیاسی و طبقاتی توده را در جریان عمل تسریع می کرد ولی مقابله به مثل نکردن با ضد انقلاب در کودتای 28 مرداد موجب شد که شعارهای نهضت در حال حاضر هنوز در مجموع خود در سطح شعارهای انقلاب مشروطیت باقی بماند. در شکل کار آینده نهضت، باید جای واقعی این مسئله مورد توجه قرار گیرد.
چنین است شمایی از تاریخ مسئله ای که مسایل تاریخی عظیمی به وجود آورده است.
پانوشت:
1 - بعدها حزب در طی برخی از انتقاداتی که از خود به عمل آورد اعلام داشت که منظور حزب از شعار مزبور، برقراری جمهوری و آزادی های دمکراتیک بوده است و نه برقراری رژیمی مثل کشورهای اروپای شرقی.
این که واقعا چنین بوده یا نه برای ما مشخص نیست، ولی ارائه این شعار در آن زمان چپ روی فرصت طلبانه ای بود که به وحدت فوری صفوف ضد انقلاب کمک کرد و در عین حال تأثیر منفی خود را بر روی برخی از رهبران طرفدار دکتر مصدق به جا گذاشت و عامل رماننده و ترساننده ای برای آن ها بود.
2 - ما در این جا درصدد نگارش تاریخچه ای از حزب توده نیستیم تا درباره مسائل درونی و روابط متقابل بین حزب و جامعه، شکل تحولات، خط حرکت ایدئولوژیک و عمل سیاسی، دلایل اپورتونیسم در حزب و تسلط آن در رهبری، بررسی همه جانبه ای به عمل آوریم. کلا توجه داریم که در مورد ماهیت حزب توده حرف های زیادی زده می شود و سؤالات متعددی وجود دارد، و با وجود همه گفتارهای مخالف و موافق و مطالبی که نوشته شده، جای یک بررسی همه جانبه و دقییق و با صحت و امانت علمی و اصولیت سیاسی خالی است.
3 - ما در این جا فقط به آن سری آثار و عوارضی توجه داریم که مربوط به وضع نیروهای انقلاب است وگرنه نتایج دیگر کودتای 28 مرداد مانند تشدید نفوذ امپریالیسم جهانی به ویژه استحکام وتسلط امپریالیسم آمریکا در ایران، افزایش قدرت شاه، رشد بورژوازی کمپرادور در ایران، استفاده از موقعیت سیاسی و نظامی ایران به عنوان سرپل امپریالیسم جهانی و غیره؛ در این جا مورد توجه ما نیست.
|