header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
 

گلوله باران خانه مصدق
 
عباس عاقلي‌زاده
 

معمولاَ رسم است از خاطره‌هاي شيرين ياد مي‌كنند‌، اما همه‌ي خاطره‌ها شيرين نيست. بسياري تلخ است و از اين‌رو در نقل آن بايد اول بر حزن و حرمان خود غلبه كرد و افسوس خورد و در خود فرو رفت و بر غم خويش مسلط شد.

پس از خنثي شدن توطئه كودتاي 25 مرداد 32 و افشاي آن از طريق روزنامه‌ها و راديو‌، مردم هيجان زده به خيابان‌ها ريختند و مجسمه‌هاي شاه و رضا شاه را به زير كشيدند. احزاب شعار جمهوري دادند و همه كوشش مي‌كردند در شعارها از هم جلو بيفتند تا جايي كه روزنامه‌ي حزب ما (‌نيروي سوم) اولين حزبي بود كه در ارگانش شعار جمهوري را مطرح كرد.

مصدق دچار بهت اوليه بعد از كودتا شده بود و براي جلوگيري از حوادث و به خصوص براي جلوگيري از توطئه‌هاي بعدي در صدد برنامه ريزي بود.

توده‌اي‌ها هر لحظه كودتايي را كشف مي‌كردند! تا آن‌جا كه حتا از ممتاز به عنوان كودتاچي نام بردند‌، مردي كه جانانه در كنار مصدق ايستاده بود.

مردم در نهايت شادماني از فرار شاه و اميد به پيروزي در خيابان‌ها و كوچه‌هاي همه شهرها و به خصوص تهران در انتظار بودند‌‏ اما هيچ برنامه‌ي خاصي آماده نشده بود.

مصدق براي شاه پيام داد كه به وطن برگردد.

من از روز يك شنبه 25 مرداد با شور و هيجان يك جوان 16- 17 ساله در خيابان‌ها بودم و مرتب به كلوب حزب زحمت‌كشان ملت ايران (نيروي سوم) سر مي‌زدم كه ببينم چه دستوري و يا چه برنامه‌اي هست‌؟ متأسفانه در آن‌جا هم چيز تازه‌اي ابلاغ نمي‌شد.

مجسمه‌ها يكي پس از ديگري به زير كشيده مي‌شد.

يادم است كه بخشي از مجسمه‌ي شاه را به حزب ما آورده بودند. عصر روز 25 مرداد ميتينگ ميدان بهارستان تشكيل شد... سخنرانان با هيجان صحبت مي‌كردند و دكتر فاطمي يكي از پرشورترين سخنرانان ضد شاه و خاندان ننگين پهلوي بود. همه دم از جمهوري مي‌زدند و آرزوي سرنگوني سلطنت پهلوي را داشتند و داشتيم‌، اما چه سر به هوا بوديم و تنها با اميد زندگي مي‌كرديم بي آن كه حتا براي حوادث غير مترقبه كوچك‌ترين برنامه ريزي كرده باشيم‌.

سه شنبه 27 مرداد نيز هم چنان سپری ‌شد‌. از شب چهارشنبه احساس خطر بيشتر شده بود‌، اما رئيس ستاد و رئيس شهرباني و ساير سران نيروها دم از آرامش و نبودن خبرها مي‌زدند‌، و ما كه هيچ‌، مصدق را هم فريب داده بودند‌.

از صبح روز چهارشنبه 28 مرداد از جنوب تهران دسته‌هايي كوچك از چماق‌دار و چاقوكش و آجان و استوار از گوشه و كنار سر در مي‌آوردند و به عكس روزهاي قبل شعار جاويد شاه و زنده باد شاه مي‌دادند و كم و بيش مرگ بر مصدق هم مي‌گفتند. اما كمتر جرأت داشتند كه شعار آخر را بگويند.

از گوشه و كنار‌، كاميون‌هاي ارتشي با ده بيست تا فاحشه و چاقو كش و ولگرد و چند تا آجان و گروهبان ارتشي با چماق و عكس شاه و گاه پرچم ايران به راه افتادند. آن چه ديده مي‌شد حداكثر چند گروه متفرقه 50- 60 نفره بودند كه بيشتر توسط طيب و شعبان بي مخ و آيت‌الله بهبهاني از سه راه بوذرجمهري و خيابان شاهپور و اطراف ميدان بارفروش‌ها به راه افتاده بودند. مردم نه تنها حمايت نمي‌كردند كه با نفرت نگاه مي‌كردند و با تعجب‌، كه اين‌ها با چه جرأتي به راه افتاده‌اند‌. همه گمان داشتيم كه آن‌ها را به زودي به خانه‌هاشان مي‌فرستند.

كاميون‌ها هم در جمع 7- 8 عدد بيشتر نبودند كه تقريباً با سرعت به طرف شمال شهر و خيابان كاخ مي‌رفتند‌. يواش يواش خبر شديم كه به مراكز احزاب ملي‌، مثل نيروي سوم‌، حزب ايران‌، و حزب مردم ايران‌، و نيز خانه‌ي صلح و مركز جمعيت مبارزه با استعمار وابسته به حزب توده در خيابان فردوسي‌، هجوم برده‌اند‌. بعد شنيديم كه به خانه‌ي دكتر مصدق حمله كرده‌اند و آن‌جا را به توپ بسته‌اند‌.

در حزب ما يكي از اعضاء هيأت اجرائيه- مهندس قندهاريان- تا آخرين لحظه مانده بود و بالاخره رفقا از ديوار پشت فرارش داده بودند‌. غارت‌گران هر چه به دستشان مي‌آمد مي‌بردند‌، فقط كتاب را نمي‌بردند و مي‌سوزاندند‌؛ و سربازان و مأموران كودتا همه جا را زير نظر داشتند كه كسي كتاب بدست نداشته باشد‌. چند نفر را از اتاق‌هاي بالا پرت كرده بودند‌. نشنيدم كه كسي كشته شده باشد و در كلوپ ما فقط چند نفر با دست و پاي شكسته و در رفته و مجروح ديده شده بودند‌.


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.