header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

                                                          ***

در ده سال اخیر در مورد شکست جنبش در 28 مرداد، تحلیل هایی از طرف کمیته مرکزی (در پیک ایران) مقیم خارج منتشر شده است. بررسی این تحلیل ها نشان می دهد که اپورتونیستی که در سال 1332 نهضت را به شکست کشانید حتی حاضر نیست حداقل علل واقعی این شکست را تحلیل کند و به مسائل واقعی ای که این شکست از آن ها ریشه گرفته است نزدیک شود. محتوای تحلیل های «کمیته مرکزی» که در اسناد رسمی و گفتارهای رادیویی و مطبوعاتی مربوطه دائما منتشر می شود، بر روی دو مسئله تأکید می کند:

1 – کمیته مرکزی علت العلل شکست 28 مرداد را عدم وحدت نیروهای ملی و ضد استعماری می داند. به نظر کمیته مرکزی اگر مقاومتی در مقابل کودتا به عمل نیامد به این دلیل بود که نیروهای ضد کودتا در تفرقه بودند و امکان توحید مساعی و وحدت عمل نداشتند؛ در حالی که اگر نیروهای ملی و ضد استعماری با تشکیل جبهه واحد پیشنهادی حزب توده موافقت کرده بودند می توانستند خیلی زود با اقدام مشترک بر علیه ارتجاع، کودتا را در نطفه خفه کنند.

2 – کمیته مرکزی بارها اعلام کرد که ما برای اقدام مسلحانه بر علیه کودتا چند بار در 28 مرداد به دکتر مصدق مراجعه کردیم و از او تقاضای اسلحه نمودیم ولی او روی موافق نشان نداد و هر بار اعلام می کرد که بر اوضاع مسلط است و بعد هم که اعلام کرد که دیگر کاری از دست من ساخته نیست «دیگر خیلی دیر شده بود». توضیحاً یادآور می شویم که در روز 28 مرداد، یحیی خدابنده دبیر جمعیت ملی مبارزه با استعمار (سازمان علنی حزب توده)، طی سه بار تماس با دکتر مصدق تقاضای اسلحه از او می کند و می خواهد که برای مقابله با توطئه به اقدام مشترک بپردازند. مصدق بنا به موقع سیاسی و طبقاتی خود که به شدت از جنگ داخلی وحشت داشت، زیر بار این تقاضا نرفته و هر بار اعلام می کند که بر اوضاع مسلط است. در ساعت 2 بعد از ظهر که آخرین مراجعه خدابنده به دکتر مصدق بود، مصدق اعلام می کند که دیگر کاری از او ساخته نیست و تلویحا می گوید هر کار که می خواهید بکنید. در این جاست که کمیته مرکزی اغلب اظهار نظر می کند: «و این خیلی دیر بود» یعنی این که در آن موقع دیگر کاری از ما ساخته نبود. آن چه که در این دو مسئله قبل از همه به چشم می خورد اینست که کمیته مرکزی می کوشد تا مسئولیت خود را در شکست با دکتر مصدق تقسیم کند. به علاوه این دو مسئله حاوی انتظاری جدی از دکتر مصدق و نیروهای طرفدار او می باشد که درست خلاف آموزش های مارکسیست – لنینیستی در مورد مواضع سیاسی و طبقاتی بورژوازی است.

برخلاف آن چه کمیته مرکزی می گوید، علت العلل شکست، عدم وحدت نیروهای ضد استعماری نبود، بلکه خود عدم وحدت نیروهای ضد استعماری معلول عدم انجام وظیفه انقلابی از طرف حزب بود و عدم وحدت علت نیست بلکه معلول است. کمونیست ها هر گونه وحدت را به عنوان وحدت از بالا و امضای اعلامیه وحدت در سر میز کنفرانس تلقی نمی کنند. وحدت برای کمونیست ها، وحدت در میان کوچه و بازار و در پراتیک انقلابی است. رهبری بورژوازی ملی فقط در زیر فشار توده هاست که به وحدت تن در می دهد. حوادث است که وحدت را به بورژوازی تحمیل می کند. اگر حزب توده ابتکار عمل در مبارزه با کودتا را در دست می گرفت و منتظر دیگران نمی ماند و رسالت اصلی خود را در مبارزه انقلابی می شناخت و با ارائه شعارهای متناسب با موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور با اتکا به نیروهای خود دست به مقابله فعال با کودتا می زد، آن وقت بی تردید همه نیروهای خلق در تحت لوای حزب توده عملاً متحد می شدند و جبهه واحد عملاً در کوچه و خیابان تشکیل می شد و اگر بر فرض گروهی از رهبران مردد و متزلزل با چنین وحدتی به مخالفت برمی خاستند، موج انقلابی این افراد را جارو می کرد. و این خود موقعیتی برای نیروهای انقلابی محسوب می شد و نقش عناصر راست را در نهضت باز هم کمتر می کرد. چنان که در 30 تیر 31 دیدیم، از آن جا که حزب ابتکار عمل را به دست گرفت و برخلاف توصیه رهبران طرفدار دکتر مصدق که مردم را به اعتراضات آرام دعوت می کردند، دست به شدت عمل زد و منتظر قبول رسمی جبهه واحد از طرف دکتر مصدق و سایر رهبران جبهه ملی ننشست، بلکه جبهه واحد عملاً در میدان های مبارزه علیه نیروهای حکومت قوام تشکیل شد و شعارهای سیاسی نهضت در طی یک مبارزه از صبحگاه تا شامگاه 30 تیر رشدی کیفی یافت و به همین دلیل بود که ارتجاع عقب نشست این تاکتیک در سطح وسیع تر و در عمق بیشتری در 28 مرداد قابل اعمال بود.

اگر ارتجاع در 30 تیر ماه از همه امکاناتش استفاده نکرده بود، نیروهای مترقی نیز از همه امکاناتشان استفاده نکرده بودند و اگر ارتجاع در 28 مرداد از همه امکانات خود برای سرکوب جنبش و حفظ موجودیت خود استفاده می کرد، بر نیروهای انقلابی نیز فرض مسلم بود که از تمام امکانات خود برای سرکوب ضد انقلاب و دفاع از موجودیت خود استفاده کنند. مضافا این که  اگر در روز 30 تیر 31 تازه چند روز بود که حزب توده موضع خود را نسبت به دکتر مصدق عوض کرده بود، در 28 مرداد 31 بیش از یک سال از این تغییر موضع گذشته بود. اتمسفر دشمنانه ای که تا چند روز قبل از 30 تیر، در اثر تبلیغات حزب توده بر علیه دکتر مصدق بین دو جناح وجود داشت، در آستانه 28 مرداد به مقدار قابل توجهی تخفیف یافته بود و زمینه بسیار مساعدی در هواداران دکتر مصدق برای ایجاد وحدت به وجود آمده بود. بیش از یک سال بود که روی شعار جبهه واحد تبلیغ می شد و اگر چه در موارد متعددی دیده شد که پراتیک روزمره ی حزب مغایر با این شعار بود، ولی این شعار تأثیر مثبت خود را در جامعه به جا گذاشته بود. حتی این تأثیر مثبت در تعدادی از رهبران درجه یک طرفدار دکتر مصدق نیز به وجود آمده بود. نیروهای سیاسی مترقی جامعه می دیدند که تا چه اندازه اخطارهای حزب توده پس از 30 تیر در مورد نشان دادن قاطعیت نسبت به عوامل ارتجاعی و امپریالیستی صحیح بوده است. بنابراین صد در صد منطبق با انتظارات همه توده های آگاه بود که حزب توده اکنون خود قاطعیت نشان دهد و دست به عمل بزند. اوضاع و احوال آن چنان روشن بود که حتی در بعضی از استان ها مثل گیلان و کرمانشاهان کمیته های ایالتی حزب بدون این که از همه امکانات حزب مثل سازمان نظامی اطلاع داشته باشند رأسا دستور مقابله و به اصطلاح آن روز «فرمان انقلاب» دادند. ولی به زودی این دستور لغو شد. رهبری حزب توده نه در 28 مرداد و نه بعد از آن هرگز کاری نکرد. راست است که در روز 28 مرداد حزب برای اقدام مشترک به دکتر مصدق مراجعه کرد و از او تقاضای اسلحه نمود ولی این مراجعه بی حاصل، بار مسئولیت شکست را نه تقسیم می کند و نه سبک می سازد؛ زیرا محتوای این مراجعه این مسئله را اثبات می کند که اصل اقدام و مقابله مسلحانه از طرف حزب ظاهراً مورد قبول بوده است؛ زیرا اگر اصل مقابله مسلحانه ناصحیح ارزیابی می شد، مراجعه به دکتر مصدق برای دریافت اسلحه موردی پیدا نمی کرد والا این اقدام و مقابله را موکول به نظر و شرکت رهبری بورژوازی ملی می نمود. اما کدام منطق به یک «حزب انقلابی کارگری» اجازه می دهد که اقدام مسلحانه انقلابی بر علیه یک توطئه مسلحانه ضد انقلاب را موکول به نظر و شرکت رهبری بورژوازی نماید؟ کمونیست ها همیشه در میدان عمل است که رهبری بورژوازی را ناچار به پیروی از خود می کنند. دنباله روی کمونیست ها از بورژوازی در تاریخ مبارزات احزاب کمونیست، به حق به عنوان «اپورتونیسم راست» شناخته شده است.


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.