header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

 
خاطراتي از مرداد ماه ۳۲ پيش از آن

مرتضي محيط

پرداختن به خاطرات تيره و تارِ روز 28 مرداد 1332‌، روزي كه اميد يك نسل را در ايران و مناطقي وسيع‌تر به باد داد و اثري بسيار منفي بر نسلِ جوانِ آن روز گذاشت‌، بدون ياد آوريِ روزها‌، ماه‌ها و سال‌هاي روشن‌تر و اميد بخش‌تر پيش از آن ممكن نيست‌. وانگهي به دليل ضعف يا خيانت رهبرانِ سياسي آن ايام‌، اكثريت عظيم مردم ايران در آن روز به خصوص يا مشغول كار و زندگي خود بودند‌، يا در خانه‌هاشان ماندند و كودتا تنها در چند نقطه حساس پايتخت صورت گرفت بي آن كه در ديگر جاها آب از آب تكان خورد‌. بنابراين مگر چه خاطره‌اي از آن روز جز احساس تلخِ فلج شدن و در نتيجه ناتواني در تعيين سرنوشت كشور  در انسان باقي مي‌ماند‌؟

از سوي ديگر درك انگيزه‌ي دولت‌هاي انگليس و امريكا و انحصارات نفتي آن دو كشور در برانداختن دولت دكتر مصدق‌، «‌تغيير رژيم‌» در ايران و روي كار آوردنِ دولتي دست نشانده و سر سپرده‌ي خود‌، بدون يادآوريِ جو سياسي ايران در سال‌هاي پس از جنگ دوم جهاني ممكن نيست‌. ترديدي نيست كه خاطرات جسته گريخته‌ي فردي‌، تنها مي‌تواند دريچه بسيار كوچكي به روي شرايط آن روز باز كند چرا كه بيانگر خاطرات يك نفر آن هم در جايي محدود است‌. با اين همه هر يك از اين دريچه‌ها‌، هر چه هم كوچك‌، مي‌تواند بر اوضاع و شرايط آن روز پرتو افكند‌. بنابراين ياد آوري نكاتي چند در باره اوضاع و احوال يكي از قديمي‌ترين و «عقب مانده‌»‌ترين شهرهاي خوزستان از يك سو و مشاهداتي چند در باره‌ي جو سياسيِ يكي از «‌مدرن‌»‌ترين شهرهاي آن خطَه از ديگر سو مي‌تواند در اين راه كمك كننده باشد- به ويژه آن كه كل دعوا بر سر «‌لحاف ملانصردين‌» يعني نفت خوزستان بود‌.

شوشتر تا سال 1302 مركز خوزستان بود‌. به همين دليل احمد كسروي چند صباحي را به عنوان رئيس دادگستري خوزستان‌، در آن‌جا گذراند‌ و با پدرم كه مانند او از سال‌ها پيش مكلاّ شده بود دوستي برقرار كرد‌. پدر بارها و بارها از روحيه جستجوگر كسروي‌، توان كم نظير او در پيدا كردن مدارك‌، اسناد و عكس‌هاي تاريخي‌، ذهن خلاّق و قيافه جدي و قدري عبوس او برايم صحبت مي‌كرد و اين كه در همان مدت كوتاه توقف‌اش در شوشتر چگونه توانست مدارك و عكس‌ها و كتاب‌هاي كميابي را براي نوشتن «‌تاريخ پانصد ساله خوزستان‌» به دست آورد‌. در عين حال از نفرت او از زير زمين‌هاي عميق (شوادون‌) و تاريك و نمور آن شهر و مارمولك‌هايي كه گاه از سقف روي رختخواب او سقوط مي‌كردند صحبت مي‌كرد‌. كسروي برخي از اين خاطرات را در كتاب «‌زندگاني من‌» آورده است‌.

افول شهري چون شوشتر با آثار تاريخي چند هزار ساله و موقعيت جغرافيايي كم نظير‌؛ شهري با اقتصاد خود كفا و كشاورزي و صنايع دستي و كارگاهاي كاملاً متنوع و پيشرفته به هم راه صنعتگران ماهر پر شمار و نويسندگان و محققين بنام و تجار صادر كننده انواع توليدات كشاورزي و صنعتي از يك سو و ظهور حباب‌وار شهرها و شهرك‌هاي «‌نفتي‌» متعدد چون مسجد سليمان‌، آقاجاري‌، هفتگل‌، نفت سفيد‌، اولي‌، انبل‌، بي‌بي حكيمه و غيره كه با به ثمر رسيدن يك يا چند چاه نفت خلق‌الساعه ظاهر مي‌شدند و با اتمام آن چاه و تصميم شركت نفت ايران و انگليس در لندن يا ناپديد مي‌شدند و يا به سرعت رو به قهقرا مي‌رفتند‌، خود داستاني است پر معنا كه روزي بايد به طور گسترده مورد تحليل قرار گيرد و ارتباط تنگاتتگ ميان افول يكي و صعود ديگري شكافته شود چرا كه كل اين پديده‌ها به نوعي رابطه‌ي نزديكي دارد با آن چه در روز 28 مرداد اتفاق افتاد‌. گشودن اين پيوند و اين كه كشف نفت در خوزستان و تسلط شركت نفت ايران و انگليس بر آن خطّه چه اثرات خرد كننده‌اي بر كشاورزي و صنعتِ به طور ارگانيك به هم پيوسته شهرهايي چون شوشتر‌، بهبهان‌، رامهرمز و صدها روستاي آباد و توليد كننده داشت بي ترديد نياز به تحليلي جداگانه دارد‌.

اما مردم شوشتر علاوه بر دلايل تاريخي دراز مدت دو «‌گناه كبيره » ديگر مرتكب شده بودند كه بهايش را مي بايست مي‌پرداختند‌: نخست آن كه مجتهد اصلي شهر (حاج شيخ محمدعلي‌) و به تبعيت از او بسياري از مردم شهر با قرار داد دارسي سخت مخالفت كرده بودند‌؛  و نه تنها آن بلكه پس از به ثمر رسيدن اولين چاه نفت در مسجد سليمان‌، هنگامي كه شركت نفت ايران و انگليس مي‌خواست از آن‌جا به پالايشگاه آبادان خط لوله نفت بكشد و براي حمله لوله‌ها احتياج به شمار زيادي قاطر داشت‌، همين مجتهد (جدّ اين‌جانب‌) هرگونه كمك- از جمله اجاره دادن يا فروش قاطر- به شركت نفت را تحريم كرد‌.

دوم آن كه مردم شوشتر در جنگ اول جهاني در برابر اشغالگران انگليسي كه شهر را با سربازان هندي به تصرف درآورده بودند سخت مقاومت كردند‌. به همين دليل افسري به نام گرين‌هاوس چند نفر افراد سرشناس از جمله حاج شيخ محمدكاظم (فرزند حاج شيخ محمدعلي‌) را در قلعه معروف شوشتر در دادگاه نظامي محاكمه كرده و چند نفر را همان‌جا تيرباران كردند‌.


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.