|
صفحه 66 از 72
در 25 مرداد كودتاي شبانه شكست خورد. فردا صبح تظاهراتي انجام شد. مرحوم دكتر فاطمي جلو مجلس در ميدان بهارستان در يك اجتماع عظيم سخنراني كرد. اين سخنراني عبارت معروفش كه به خاطر من مانده است – در روزنامههاي آن زمان هم هست- اين بود كه: فرزند عاقد قرارداد 1312 (1933)- منظور رضاشاه بود- فرزند عامل كودتا، روي ملك فاروق را سفيد كرد.
بعد از 30 تير ماه، روز اول مرداد در مصر انقلاب شد و عبدالناصر روي كار آمد. او هم هميشه از مصدق تجليل ميكرد و او را به عنوان معلم خودش در جهان عرب معرفي ميكرد كه راه و رمز استقلال و آزادي را به ملتها آموخت. اين واقعيت دارد، زيرا “آنتوني ايدن” هم در كتاب خاطراتش مينويسد: در زمان مصدق، من وزير خارجه بودم. به كشورهاي عربي رفتم، ديدم اين كشورها تحت تأثير ملي شدن صنعت نفت در ايران، يكپارچه آتشاند. لذا تصميم گرفتيم به هر قيمت شده مصدق ساقط شود تا درس عبرتي براي ديگر كشورها باشد كه دست به چنين كارهايي نزنند. اين را بعد از شكست كانال سوئز ميگويد كه از نخست وزيري استعفا ميكند و اين خاطرات را مينويسد. او ادامه ميدهد: وقتي ما به مصر حمله كرديم و ناچار شديم عقب نشيني كنيم و در واقع شكست خورديم، وزير مشاور من آنتون نايتينگ به عنوان اعتراض از كابينه استعفا كرد و گفت: شما اشتباه بزرگي كرديد، زيرا هم انگلستان را دچار شكست و بد نامي كرديد، هم عبدالناصر را بيش از آن چه كه بود بزرگش كرديد و به صورت يك قهرمان ملي جهان عرب در آورديد. بعد ميگويد: من به آنتون نايتينگ گفتم كه گرهي را كه با دست باز ميشود با دندان كسي باز نميكند. ما ميخواستيم همانطور كه مصدق را به وسيله خود ايرانيها از داخل واژگون كرديم، همين بلا را بر سر عبدالناصر بياوريم، اما هر چه كرديم نتوانستيم كسي را عليه عبدالناصر علم كنيم (مثل ايران كه كاشاني را با مصدق به اختلاف انداختيم) لذا ناچار شديم با يك حمله نظامي ريشه عبدالناصر را بكنيم كه نشد. اين را ايدن در خاطراتش ميگويد.
شاه روز 25 مرداد كه كودتا شكست خورد به عراق فرار كرد، از عراق هم به ايتاليا رفت. زعامت روحاني زمان كه نگران اوضاع كشور شده بود به ايشان تلگراف ميزند كه كشور شيعه به وجود شما احتياج دارد شما بايد برگرديد.
وقتي كه برگشت به او تبريك گفت و برگشت او را خير مقدم گفت. اينها همه در روزنامههاي آن زمان منعكس شد.
خود شاه، وقتي برگشت، گفت: من حضرت علي را خواب ديدم كه شمشير به كمر من بست، من فهميدم پيروز خواهم شد و برميگردم براي نجات مملكتم. شاه گفت: نذر كردم كه وقتي به ايران برگشتم به زيارت حضرت رضا (ع) بروم.
او بعد از كودتا آمد تا نذرش را ادا كند. علما هم به حرم امام رضا (ع) رفتند و يك نفر از طرف علما به شاه گفت: اعلي حضرتا! كشور، كشور امام زمان است. امكان ندارد كه امام زمان اين كشور را نجات ندهد و شما شاه مملكت هستيد. اگر نيامده بود، همين حرم امام رضا را ميخواستند مركز حزب قرار دهند.
به شكرانه اين كه شاه برگشت، دستور دادند كه مردم ايران با يك ورقه ده توماني (صد ريالي) بدون گذرنامه به زيارت كربلا بروند. چه غوغايي بپا شد! شهر و روستا بخصوص روستاييها حتي گاو شيرده خود را فروختند و راه افتادند كه به زيارت كربلا بروند. روز نهم ذيحجه، روز وفات حضرت مسلم، هيأتهاي مذهبي مثل روز عاشورا تاسوعا به صحنه ميآمدند و عزاداراي ميكردند. اين روز مصادف شد با 28 مرداد. شهرباني هيأتهاي اصلي را بسيج كرده بود و سران آنها را ديده بود و بين آنان پول تقسيم كرده بود، آنها هم در شهر به راه افتادند. خود بنده در فلكه (نزديك حرم) سر هيأتي را ميشناختم كه به “اسد چلاق” معروف بود، يكي از چاقو كشهاي شهر بود. بعد از ظهر 28 مرداد در جلو موزه قديم، نزديك حرم، در خيابان تهران كه آلان خيابان امام رضا است، بلندگو بدست گرفته بود، شعار و فحشهاي ركيك به مصدق ميداد: فلان و فلان كيه؟ از پشت سر ميگفتند: مصدق، مصدق. سردمداران، نه افراد عادي هيأتها، به بقيه خط ميدادند و ديگران را راه ميبردند.
اسلام رايج آن زمان در ميان حوزه و مردم اين بود. آخوند ديگري در همين شهر مشهد منبر رفته و گفته بود: ما امروز ميخواهيم از جنبة من عندالله، اين قيام ملي 28 مرداد را توضيح بدهيم.
|