header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

يكي از درباريها كه به مصدق علاقه داشت و از ماجرا مطلع بود، به مصدق مي‌گويد: بهتر اين است كه شما از در ديگر خارج شويد. وقتي مصدق از آنجا خارج شد و مي‌رفت، شاپور عليرضا با ناراحتي گفته بود: مرغ از قفس پريد. ماه اسفند كه يك بحران بود از سر گذشت. قرار بر اين شد كه تكليف مسئله فرماندهي كل قوا، در مجلس روشن شود. اين موضوع تبديل به مسئله‌اي شد كه به شدت در جامعه مطرح بود. در اين دوران بعد از توافق آمريكا و انگليس سياست حزب توده عوض شد. قبلاً كه انگليس و شوروي در مقابل آمريكا بودند، حزب توده عليه نهضت ملي عمل مي‌كرد. همين كه آمريكا و انگليس با هم به توافق رسيدند، به لحاظ سياست خارجي در ايران، سر مسكو كلاه گذاشتند. حزب توده در اينجا به حمايت از مصدق پرداخت كه اي كاش هرگز نمي‌پرداخت، زيرا همين حمايت‌ها براي مصدق مشكل آفريني مي‌كرد. نمونه‌اش اين است كه سالگرد 30 تير سال 1332 تصميم مي‌گيرند كه همه، اعم از احزاب ملي و حزب توده با هم در راهپمايي سالگرد 30 تير شركت كنند. كميسيون امنيت تشكيل مي‌شود، پس از بررسي مي‌گويند ممكن است كه دار و دستة بقايي و امثال اينها در همين راهپيمايي با حزب توده درگير بشوند و مشكل آفريني بكنند. بنابر اين خوب است كه صبح نيروها و احزاب ملي راهپمايي بكنند و عصر حزب توده.

مرحوم حاجي عراقي در اين مورد خاطره‌اي نقل مي‌كرد: وقتي قرار مي‌شود حزب توده، عصر راهپيمايي جداگانه داشته باشد، براي اين كه توان حزب را به رخ مردم ايران بكشد- عرض كردم كه متشكل‌ترين حزب آن دوران، حزب توده بود- تمام نيرويش را به كار مي‌گيرد كه بزرگترين تظاهرات را شكل بدهد تا تظاهرات نيروهاي ملي در برابرش كمرنگ بشود. حاجي عراقي مي‌گفت: به كوره‌ پز خانه‌هاي تهران اعلام شد كه آن روز به تمام كارگرهاي كوره پز خانه اجرت فوق‌العاده‌اي بدهند كه عصر در راهپيمايي حزب توده شركت كنند، كارگرهاي ما هم رفتند (مرحوم حاجي عراقي، كوره پزي داشت). مي‌گفت اجرت آن روز را داديم و فوق‌العاده هم داديم. گفتيم: برويد، عصر راهپيمايي.

فردا روزنامه‌هاي درباري نوشتند: خيابانهاي تهران، فردوسي، لاله‌زار و استانبول تا مقابل مجلس ايران زير پاي راهپيمايي حزب توده به لرزه افتاده بود. مطبوعات خارجي با تيترهاي آن چناني نوشتند كه بزودي حزب كمونيست، اوضاع ايراني را در اختيارخواهد گرفت. بدينسان مقدمات كودتاي 28 مرداد را فراهم كردند.

مرحوم طالقاني براي من تعريف مي‌كرد كه آيت الله بهبهاني (آيت الله درباري) در منزلش يك منشي داشت كه با مرحوم طالقاني دوستي داشته است، و مرحوم طالقاني اين را از قول او براي بنده نقل كرد. بعد از 28 مرداد كه يكي دو ماه گذشته بود، منشي بهبهاني گفته بود كه ما چندين نفر بوديم و از چند روز مانده به 28 مرداد تا بعد از 28 مرداد در منزل بهبهاني با جوهر قرمز براي تمام علما و روحانيون ايران و وعاظ سرتاسر مملكت، به امضاي حزب توده نامه نوشتيم كه بزودي همة شما را با عمامه‌هايتان به دار خواهيم زد.

دوستي در مشهد داشتيم كه در ادارة دارايي كار مي‌كرد و از رفقاي كانون نشر عقايد اسلامي و از طرفداران نهضت ملي بود. بعداً منتقل گرديد و رئيس دارايي كرمان شد. او براي ما نقل مي‌كرد كه در كرمان، ساعت 2 بعدازظهر كه خيابانهاي كرمان خلوت بود، از خيابان وارد كوچه‌اي شدم. تا وارد كوچه شدم ديدم يك نفر روي ديوار شعار مي‌نويسد. در آن ايام شعار نويس‌ها كه معمولاً جوان‌ها بودند، به نفع مصدق شعار مي‌نوشتند. اما ديدم اين شعار نويس پيرمردي است كه عرق چين به سر و ريش پهن جنايي دارد. باعث تعجب من شد. شعارش را كه نوشت، از آن طرف فوراً از كوچه خارج شد. خودم را رساندم كه ببينم چه نوشته است. شعار اين بود كه به زودي بساط اسلام پوسيده را جمع خواهيم كرد!

قبلاً وقتي آيت الله كاشاني به مشهد آمد، برخي از روحانيون حوزة علميه او را تخطئه مي‌كردند كه او آيت الله نيست، سواد ندارد، اما بعد كه اختلاف كاشاني و مصدق علني شد و در اواخر سال 31 و 32 به اوج رسيد، تمام اين جريان چه در مشهد، چه در قم و جاهاي ديگر، طرفدار پر و پا قرص آيت الله كاشاني شدند كه اين سيد، مظلوم واقع شده است‌.

سال 1331 يكي از روحانيون مشهد در مسجد گوهرشاد نماز جماعت مي‌خواند. بعد از 30 تير، در همان نزديكيهاي مسجد گوهرشاد با او برخوردي كردم. بعد از احوالپرسي گفتم: آقا بيا قدر نهضت ملي را بدانيم. ايشان يك كلمه جواب مرا نداد و به نماز رفت.

اوايل سال 32 كه اختلاف كاشاني و مصدق بالا گرفته بود و حوزه‌هاي علميه و روحانيون هم طرفدار كاشاني شدند، ايشان بنده را خواست. به خانه‌اش رفتم، گفت: يادت هست جلوي مسجد گوهرشاد به من چه گفتي؟ گفتم: بله به ياد دارم. مجله‌اي را از زير تشكش بيرون آورد و گفت نگاه كن چه كاريكاتور زشت و توهين آميزي از كاشاني چاپ كرده‌اند؟ به روحانيت توهين كرده‌اند. اين كار، كار مصدق است. او پول مي‌دهد به مجله‌ها و روزنامه‌ها كه اين كارها را بكنند. آن وقت تو آن روز مي‌گفتي، بياييم از نهضت ملي حمايت كنيم.

گفتم: آقا! مصدق در دوران نخست وزيري خودش حقوق نگرفت و هزينه نخست وزيري را از جيب خودش داد

و اضافه كردم: خود دربار پول مي‌دهد تا اين روزنامه‌ها عليه كاشاني بنويسند كه مبادا كاشاني و مصدق، دو مرتبه مثل 30 تير با هم يكي باشند. مي‌نويسند تا شما روحانيون تحريك شويد و عليه يكديگر جبهه بندي كنيد. او در جواب من گفت: اصلاً زنديقي مثل دكتر مصدق تا حالا نيامده است.

گفتم: شاه زنديق نيست؟ اين همه نخست وزير قبل از مصدق آمدند، زنديق نبودند؟ در ميان همه رجال ايران، تنها مصدق زنديق است؟

در جواب من گفت: شاه هرگز زنديق نيست. او سالي يك بار به زيارت امام رضا (ع) مي‌آيد. مصدق كي به زيارت امام رضا (ع) آمده است؟


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.