|
صفحه 60 از 72
آزادي انتخابات
وقتي انتخابات دوره شانزدهم شروع شد، مصدق گفت اين انتخابات آزاد نخواهد بود. در دربار متحصن ميشويم تا تضمين داده شود كه انتخابات آزاد باشد. مصدق مردم را به خانهاش در خيابان كاخ (فلسطين فعلي) دعوت كرد و از آنجا حركت كردند مصدق گفت: هيچ كس نبايد شعاري غير از آزادي انتخابات بدهد، فقط ميرويم دربار، متحصن شويم.
تا اين جا دوراني است كه آيت الله كاشاني جزو جبهه ملي است و فداييان اسلام با آنها همكاري ميكنند. وقتي جبهه ملي به مجلس رفت، دفعتاً در تير ماه سال 1328 دولت قبلي استعفا كرد.
رزمآرا كه رئيس ستاد ارتش بود، نخست وزير شد. نكته مهمي است كه همزمان، انگلستان ده ميليون ليره بابت قرارداد گس- گلشائيان، عليالحساب در اختيار دولت رزم آرا گذاشت، از سوي ديگر پنج ميليون دلار هم شوروي در اختيار رزمآرا گذاشت، يعني انگلستان سياست اش با شوروي هماهنگ شد كه نگذارند پاي آمريكا به ايران باز شود.
آزادي سران حزب توده
در همين اثنا، سران حزب توده که در جريان سوءقصد به شاه در بهمن 1327 به زندان افتاده بودند، از زندان آزاد شدند و روزنامههاي آنها با نامهاي مختلف شروع به كار كردند و علیه نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت و این که مصدق عامل امپریالیسم امریکاست مقاله نوشتند. کاملاً روشن بود که انگلیسی ها در تضاد با امریکا به شوروی نزدیک شده اند و شوروی حزب دست نشانده ای مانند حزب توده در ایران دارد. پس افکار عمومی را باید حزب متشکل علیه ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق بسازد که سابقه انگلیس را نداشته باشد. اگر انگلیسی ها شروع به تبلیغات کنند که تأثیری ندارد! برای این که انگلیس سابقهاش در ایران معلوم است. اما حرب توده به عنوان یک «حزب طراز نوین» با مجموعهی انتشارات عظیم، یک پارچه علیه نهضت ملی و شخص دکتر مصدق به عنوان «عامل امپریالیسم امریکا» می توانست تبلیغ کند. این جا کاملاً و مثل آفتاب روشن بود که انگلستان به شوروی نزدیک شده است.
این حملات حزب توده علیه مصدق ادامه داشت تا سی تیر سال 31. حالا زمانی است که انگلیس و امریکا تضاد قبلی را ندارند و تماس هایی هم برقرار کرده اند. این دو که توافق کردند «سی تیری» به وجود آمد که توانستد مصدق را ساقط کنند و از این جا بود که روس ها و حزب توده فهمیدن که انگلیس و امریکا با هم هستند. از این تاریخ به بعد حزب توده به طرفداری مصدق آمد. و ای کاش نمی آمد، برای این که این طرفداری هم روی آن تعصبات دگم حزبی به ضرر مصدق تمام شد. همین مسأله ابزاری شد برای سیاست انگلیس و امریکا که ای وای کمونیسم دارد در کشور ایران مسلط می شود.
خود من شاهد مناقشات بعد از قانون «صدی بیست» بودم. دکتر مصدق گفت که بیست درصد از درآمد کل سهم مالکانه را بردارید و ده درصد آن را برای عمران همان ده بگذازید و ده درصد دیگر را به سهم کشاورزان اضافه کنید و روابط و مناسبات کشاورزی به هم نخورد و ضمناً شوراهای ده تشکیل شود و .... خوب افراد حزب توده که حالا آزادی هم دارند و طرفدار مصدق هم شده اند، به روستاها رفتند و تبلیغ کردند که اصلاً حق مالکانه را ندهند. توی روستاها بین مالکین و کشاورزان درگیری ها پیش آمد و زدو خوردها و ناامنی ها پیش آمد و گزارش آن هم به وزارت کشور می رفت و مصدق را که می خواست خدمتی به روستائیان بکند، دچار مشکلات عدیده کرد. این تندروی ها که حالا در حمایت از مصدق هم بود از مشکلاتی بود که حزب توده فراهم کرد، یا شعارهای تندتری که مناسب شرایط نبود، می دادند.
قراردادهاي نفتي
شرايط فوقالعادهاي حاصل شده بود. افكار عمومي با قرارداد گس- گلشاييان به شدت مخالف بود و به مجلس فشار ميآوردند كه نگذاريد اين قرارداد به تصويب برسد. رزمآرا به مجلس آمد و با شدت به كاشاني و مصدق حمله كرد كه اين قرارداد به نفع ملت ايران است و بايد تصويب شود. اما افكار عمومي از جبهه ملي داخل مجلس حمايت كرد، ميتينگها، مطبوعات و جو كشور به شدت سياسي شده بود. در همه شهرها تظاهرات به نفع جبهه ملي و عليه انگليسي ها برقرار بود. رزمآرا ديد كه اين قرارداد تصويب شدني نيست، قرارداد را از مجلس پس گرفت و گفت كه اين قرارداد را من پس ميگيرم تا با مذاكره با انگلستان، بتوانيم امتيازات بيشتري براي ملت ايران بگيريم. هدف سياسي از اين كار اين بود كه شعار مخالفت با لايحه گس- گلشاييان و احساسات ضد انگليسي مردم ايران كه از گذشتهها زمينه داشت، فروكش كند. او ميخواست كه شعار را از دست جبهه ملي بگيرد و بگويد من خودم پس ميگيرم تا مردم خيال كنند كه پيروز شدهاند.
ملي شدن صنعت نفت
شب جبهه ملي تشكيل جلسه داد و بحث كردند كه حال كه رزم آرا قرارداد گس- گلشاييان را پس گرفت، چه بايد بكنيم؟ در اينجا مرحوم دكتر حسين فاطمي پيشنهاد ميكند كه شعار «ملي شدن صنعت نفت» را مطرح ميكنيم. آن شعار جنبه منفي داشت، اين شعار جنبه مثبت دارد، يعني اصلاً نفت را در اختيار ميگيريم و از شركت نفت ايران و انگليس خلع يد ميكنيم. آن شب به پيش نهاد دكتر حسين فاطمي اين شعار تصويب و فرداي آن روز اعلام شد. اين شعار كه نفت را در اختيار بگيريم و ملي كنيم، براي مردم ملموس و داراي انگيزه بود. تودههاي مردم ميدانستند كه نفت در دست انگليسي هاست. تابلو شركت نفت انگليس را ديده بودند، روي حلبيهاي نفت نام شركت نفت انگليس را خوانده بودند. در روزنامههاي آن زمان مطرح شد كه آيا كودتايي در راه است؟ در اين شرايط حزب توده ايران به شدت مصدق و جبهه ملي را ميكوبيد كه اينها عمال آمريكا هستند در سرتاسر ايران نيز روزنامههايشان پخش ميشد.
|