|
صفحه 59 از 72
بعد از شهريور 1320 احزاب آزاد شدند. حزب توده هم كه متشكلترين حزب بود، با استفاده از تجربه احزاب كمونيست دنيا و اتحاد جماهير شوروي تشكيل شد و به سرعت فضاي روشنفكران ايران را تسخير كرد. از آن طرف جريانات مذهبي هم شروع به خروشيدن كردند و در همين شهر مشهد 170 هيأت مذهبي راه افتاد. روضه خوانيها، سينه زنيها، بازارش داغ شده بود. در اين فضاي آزاد، انتخابات دوره چهاردهم مجلس در سال 1321 انجام شد. دكتر مصدق بعد از دوران حبس و تبعيد زمان رضاشاه، از تهران به وكالت انتخاب شد و به مجلس رفت. حزب مردم ايران تشكيل شد كه بعدها انشعاب پيدا كرد، مرحوم فروهر رهبر حزب ملت ايران شد و انشعاب ديگر هم تبديل به حزب پان ايرانيسم گرديد.
غارتگران نفتي
آمريكايي ها در آن زمان تقاضاي امتياز نفت كردند. شوروي هم كه هنوز ايران را در اشغال داشت به رقابت با آن كشور تقاضاي امتيار نفت شمال را كرد. دكتر مصدق طرحي به مجلس ارايه نمود كه به هيچ كشور خارجي امتياز نفت داده نشود و از شركت نفت انگليس هم بايد استيفاي حق گردد. چون رضاشاه در دوران ديكتاتوري اش قرارداد شركت نفت با انگلستان را به مدت سي سال ديگر تمديد كرده بود، اين قرارداد از نظر ملت ايران بياعتبار بود، لذا اين طرح به تصويب رسيد. حزب توده به نمايندگي از شوروي به مخالفت برخاست. در تهران رژه رفتند كه بايد نفت شمال را به شوروي بدهيم. وقتي كه امتياز نفت شمال به شوروي داده نشد و در ضمن قرار شد استيفاي حق از شركت انگليس هم بشود، انگليس شروع كرد به دادن وعده و وعيد به شركت نفت كه بياييد مذاكره كنيم.
هيأتهايي براي مذاكره آمدند كه معروف به هيأت گس گلشايان شد، گس نماينده شركت نفت انگليس و گلشائيان وزير دارايي ايران، بعد از شهريور 1320 قراردادي تنظيم كردند كه در مجلس دوره پانزدهم براي تصويب مطرح شد. آمريكايي ها با تصويب اين قرارداد مخالف بودند بعد از جنگ دوم جهاني، انگلستان جنگ زده، اروپا در فقر فرو رفته و شوروي هم به عنوان يك ابر قدرت مطرح شده بود. بيم يك انقلاب كمونيستي در كشورهاي اروپايي ميرفت. انگلستان از عهده اداره جهان سرمايهداري ديگر نميتوانست بربيايد، زيرا خودش به فلاكت و ورشكستگي افتاده بود.
آمريكا براي اولين بار در جنگ دوم جهاني، رهبري جهان سرمايهداري را برعهده گرفت. برخلاف جنگ اول جهاني كه به پيروزي جنگ كمك كرد و بعد از پيروزي دو مرتبه به قاره آمريكا برگشت و برابر اصل معروف به اصل “مونرو” ميگفتند ما در سياست جهان دخالت نميكنيم، اما اين بار به ناچار به علت اين كه شوروي ابر قدرتي شده بود، آمريكا رهبري جهان سرمايهداري را بر عهده گرفت. به انگلستان اعلام كرده بود از نفت ايران سهم ما را هم بدهيد، چون رهبري سرمايهداري جهان با ما است.
هيأت حاكمه ايران دربست در اختيار انگليس ها بود و حاضر نبودند منافع نفت را با آمريكاييها تقسيم كنند. بنابر اين آمريكا براي اينكه بتواند از مناطق نفوذ انگليس، آلمان و فرانسه قبل از جنگ دوم جهاني سهمي بدست آورده و آنها را عقب بزند و جاي آنها را بگيرد، پشت سر سازمان ملل و شعار آزادي ملت ها و استقلال ملت ها ايستاد. با اين شعار در آفريقا و آسيا و جهان سوم شروع به خودنمايي و ايجاد مجبوبيت كرد كه طرفدار آزادي و استقلال ملت ها است. در ايران هم با همين شعار، آمريكا خودش را به نمايش گذاشت. اگر آمريكا این سياست را نداشت، انگلستان با كمك ديكتاتوري پهلوي باقي ميماند و رضاخان خيلي راحت ميتوانست تمديد قرارداد كند و قرارداد گس گلشائيان را تصويب نمايد. اما آمريكايي ها به كلي مخالف بودند. اين فضاي بينالمللي به ملي شدن صنعت نفت كمك كرد، يعني بين انگليس و آمريكا تضادي ايجاد كرد كه از اين تضاد، نيروهاي ملي به رهبري دكتر مصدق توانستند استفاده كرده و نفت ايران را ملي كنند. اگر اين تضاد نبود مشكل بود كه نفت ايران به آساني از چنگ انگليس ها بيرون بيايد.
دكتر مصدق را كه در دوره چهاردهم وكيل بود، در دوره پانزدهم ديگر نگذاشتند نماينده شود. اما او مخالفين را در مجلس هدايت ميكرد كه مكي و امثال او بودند، اينها با قرارداد گس- گلشائيان مخالفت كردند تا وقتي كه عمر مجلس سر آمد. مجلس دوره شانزدهم بايد تكليف اين قرارداد را روشن مي كرد. انگليس ها تمايل داشتند كه انتخابات دوره شانزدهم مجلس به كمك رزم آرا كه رئيس ستاد ارتش بود، به نحوي انجام شود كه انگلسي ها به راحتي بتوانند در مجلس ايران قرارداد گس- گلشائيان را به تصويب برسانند و از اخلال گريهاي آمريكا خيالشان راحت شود. لذا در تمام ايران وكلا دست چين شدند، مگر در تهران كه انتخاباتش با كشتن وزير دربار كه رهبري انتخابات را به نمايندگي دربار بر عهده داشت، از كنترل آنها خارج شد. آنها تلاش كردند انتخابات را زماني برگزار كنند كه در ماه محرم و صفر باشد و مردم سرگرم مسايل مذهبي تا آنها بتوانند راحت قال قضيه را بكنند در همان محرم سال 1328 هژبر وزير دربار، به وسيله امامي يكي از اعضاي فداييان اسلام ترور شد كه بعد به همين خاطر اعدام شد. دخالت دولت در انتخابات افشا شد. در مسجد سپهسالار كه محل شمارش آرا بود، ميخواستند صندوق بزرگي را بردارند و به محل ديگري ببرند كه قضيه لو رفت. به همين خاطر انتخابات باطل شد و در تجديد انتخابات 8 نفر از نمايندگان وابسته به جبهه ملي به مجلس راه يافتند حالا ببينيم جبهه ملي چگونه شكل گرفت؟
|