|
صفحه 53 از 72
انقلاب بهمن 57 انقلاب اسلامى نبود. زمينة سقوط رژيم پهلوى را شهرنشينان به ويژه طبقة متوسط و كارگران صنعتى كه خواستار آزادى و مشاركت بودند همراه با روشنفكران و ساير رهبران اجتماعى فراهم كردند و با پايدارى در اعتصابات موجب از هم گسيختگى و سرنگونى آن رژيم شدند ولى قدرت به جايى ديگر رفت. زيرا تحوّل و تغيير در شرايطى صورت گرفت كه پس از كودتاى 28 مرداد ما هم ديگر با بسيارى از كشورهاى تحت سلطه در جنگ سرد تفاوتى از جهت بافت و سازماندهى سياسى نداشتيم: ديكتاتورى نظامى؛ سازمان امنيّت قهار و سركوبگر؛ وابستگى اقتصادى به غرب؛ سلطة غيرمستقيم و غيررسمى آمريكا و چند مليّتيها؛ طبقة متوسط ضد سلطة بيگانه و خواستار آزادى و مشاركت و فاقد احزاب ملّى و سازماندهى سياسى و رهبرى اجتماعى؛ كارگران صنعتى فاقد سنديكا در فقدان جنبش مستقل سنديكايى؛ هجوم كارگران مهاجر و بيكاران روستاها به حاشية شهرها؛ و در مورد ايران به طور خاص وجود ارتجاع مذهبى سياسى و سازمانيافتة ميراث 28مرداد و قادر به بسيج مهاجران حاشيهنشين.
در واقع در انقلاب بهمن 57 با توجّه به صورت مسألة فوق در برابر اقشار و طبقات بىدفاع شهرنشين بىسازمان بىحزب يا تشكيلات سياسى و اجتماعى فراگير ملّى ارتجاع مذهبى توانست قدرت را مصادره كند. به اين ترتيب قدرت از جناح فرسوده و از كار افتادة كودتاى 28مرداد به جناح تازه نفس و آرايش يافتهاش رسيد. وعاظ و خطباى تبعيدى و «سپاس آريامهر» گفتگان حاضر يراق با استفاده از دولت موقّت بازرگان به عنوان عامل «محلّل» زمام امور را به دست گرفتند. جناح ارتجاعى ديگر حاكم مانند جناح «متجدّد» با دولت ملّى و دموكراتيك دشمن است مجلس و پارلمان دارد ولى از دخالت مردم در تعيين سرنوشت و بهرهورى از مزاياى آن جلوگيرى مىكند. سركوبى آزاديها به ويژه آزادى بيان و اجتماعات؛ سازماندهى سياسى و اجتماعى دموكراتيك؛ چند گانگى فكرى و كثرت گرايى؛ حقوق شهروندى؛ و جامعة مدنى و نفى همة اينها كه وجوه اشتراك و تشابه هر دو جناح بوده و هست ادامه يافت با اين تفاوت كه جناح «متجدّد» كودتاى 28مرداد در حكومت مزاحم بانوان و اقليّتهاى مذهبى نبود با قوانينى مانند حمايت خانواده مشكل مذهبى و مسلكى نداشت به زندگى خصوصى كار نداشت و ظواهر مدنيّت معاصر را حفظ مىكرد ولى حقوق ملّت را برخلاف قانون اساسى مشروطيّت و ساير تضمينهاى قانونى و اعلامية جهانى حقوق بشر زير پا مىگذاشت. جناح ارتجاعىِ اكنون حاكم ارتجاع را در قالب «قانون» «قانون اساسى» و ساير قوانين عرضه كرده است و بر طبق «قانون» به سركوبگرى و ايجاد رعب و وحشت و نفى حيثيات انسانى مىپردازد!
با كودتاى 28مرداد نهادى شدن دموكراسى و حكومت ملّى متوقف شد. كودتا شرايط و بستر لازم را در جنگ سرد جهت رشد و نموّ ارتجاع و تولّد نظام فقاهتى و استبداد مذهبى فراهم كرد. دوران اوّل حكومت كودتا با انقلاب بهمن سپرى شد. دوران دوّم يعنى استبداد مذهبى از فروردين 1358 با پيدايش «جمهورى اسلامى» آغاز گرديد. اكنون كه پس از 50 سال نكبت و ادبار به مرحلة پايانى دوران دوّم رسيدهايم چه بايد كرد؟! چه بايد كرد كه جناح يا نسلى ديگر از اخلاف كودتا با استفاده از نهادى نشدن دموكراسى و سازماندهى سياسى و اجتماعى و در نتيجة غيبت رهبران اجتماعى باز هم جايگزين نشود. سير نزولى رژيم كه پس از مرگ خمينى و آغاز مرحلهاى كه نگارنده آن را ما بعد توتاليتاريسم مىنامد به اوجى ديگر نرسد و نسلى ديگر را مواجه با دوران سوّمى از حكومت كودتا نكند؟!
پانويسها
1 - به عنوان مثال مىتوان از نامه و گزارش محرمانة مورخ 16 ژوييه 24) 1951 تير 1330) سرفرانسيس شپرد سفير كبير بريتانيا در ايران خطاب به هربرت موريسون وزيرخارجة آن كشور ياد كرد. شپرد پس از يكى از ملاقاتهاى متعدّدش با محمدرضاشاه درست زمانى كه هيأت مختلط خلع يد از شركت سابق نفت درگير امرى خطير بود مىنويسد شاه به اين نتيجه رسيد كه شرّ مصدّق بايد هر چه زودتر كنده شود و در همين جهت سيّدضياالّدين طباطبائى را تشويق كرده است كه حزب ارادة ملّى را احيا كند و در واقع جهت جانشينى مصدّق آماده باشد. آرشيو عمومى بريتانيا سند (FO1514/24) .
2 - ك. بولدينك (ويراستار) «امريكا و انقلاب» مجموعة مقالات مركز مطالعة نهادهاى دموكراتيك (كاليفرنيا) 1961.
3 - براى اطلاع بيشتر از نقش حزب توده در اين اعتصابها رجوع كنيد به ارسلان پوريا «كارنامة مصدّق» دفتر آخر «فرمانفرمايى مردم» كه تحت عنوان «كارنامة مصدّق و حزب توده» جلد دوّم نيز بدون ذكر نام نويسنده در بهمن 1360 توسط انتشارات مزدك در اروپا منتشر شده است.
4 - مقصود لايحة قانونى الغاى عوارض دهات و نيز لايحة قانونى ازدياد سهم روستاييان در بهرة مالكانه و سهيم كردن آنان در ادارة دهات است. نگاه كنيد به آزادى شماره 25/24 دورة
دوّم زمستان 79و بهار80 «ويژة پنجاهمين سال ملّى شدن صنعت نفت» صص 202195 «اقدامهايى براى بهبود وضع اقتصادى و اجتماعى دهقانان».
5 - مصدّق «خاطرات و تألمات» ص186185.
6 - رجوع كنيد به آزادى «ويژه مصدّق» شماره 27/26 تابستان و پاييز 1380 «بلواى قم و چند خاطره كوتاه ...» خاطرات مهندس صادق اميرحسينى صص 255252؛ همانجا «مردى بود براى تمام فصول» نوشتة مريم متيندفترى صص 352351.
7 - ارسلان پوريا «كارنامة مصدّق».
8 - سابقاً انتخابات در تمام حوزهها در يك روز واحد و معين انجام نمىشد. انجام انتخابات را در بقية حوزهها موكول به اصلاح قانون انتخابات كردند كه در صدر برنامة مصدّق در كنار كار نفت قرار داشت. تصويب لايحة پيشنهادى مصدّق در اين زمينه به علّت بلواى ملايان و طلاب در قم عليه حق رأى و شركت بانوان به تأخير افتاد.
9 - ارسلان پوريا «كارنامة مصدّق» ص. 482.
10 - به ويژه نگاه كنيد به «اسناد سازمان سيا دربارة 28مرداد و سرنگونى دكترمصدّق» ترجمة دكتر غلامرضا وطندوست و ديگران تهران مؤسسة خدمات فرهنگى رسا 1379.
11 - مارك ج. گازيوروفسكى «كودتاى 28مرداد 1332» ترجمة سرهنگ غلامرضا نجاتى شركت انتشار (تهران) 1368 ص. 60 .
12 - همان جا.
به علاوه قابل ذكر است كه 20 سال بعد مشابه نقشه و برنامة كودتاى 28مرداد روز 11سپتامبر 1973 در شيلى اجراء شد كودتايى به همان صورت كه همه را غافلگير كرد. در نتيجه دولت ملّى سالوادور آلنده ساقط شد. با استفاده از تجربة ايران چنانچه مىتوان از خاطرات ريچارد هلمز رئيس سيا در زمان
رياست جمهورى نيكسون استنباط كرد مأموران سيا با صرف بودجهاى معادل 435هزار دلار حتّى قبل از انتخاب آلنده به تبليغ عليه او پرداختند و پس از انتخاب او به رياست جمهورى با چند توطئه و كودتاى نافرجام خواستند از استقرار آلنده و اجراى برنامههايش جلوگيرى كنند از جمله توطئة نافرجام ربودن ژنرال اشنايدر كه ضمن اجراى آن بر اثر مقاومت اشنايدر ژنرال مزبور دچار زخمهايى مهلك گرديد. نگاه كنيد به خاطرات هلمز (ريچارد هلمز «نگاهى به پشت سر» (A Look over My Shoulder) رندام هاوس (نيويورك) 2003 به انگليسى) ص 400 و 407. مضافاً اينكه جهت پرهيز از محاكمات سياسى بعدى و بسته شدن پروندة جنبش شيلى سالوادور آلنده را در همان كاخ ابيض رياست جمهورى كه مانند مقّر مصدّق از توپ باران هجوم نظامى و غارت مصون نمانده بود به قتل رساندند. و در روزهاى بعد كشتار وسيع بيش از سه هزار نفر از دستگير شدگان آغاز شد نگاه كنيد به اينترناشنال هرالدترييون مورخ 11سپتامبر 2003 سرمقالهاى تحت عنوان: «Remembering Allende»
13 - فخرالّدين عظيمى «تأملى در نگرش سياسى مصدّق» نگاه نو شماره 36 (تهران) بهار 1377 ص. 115.
14 - دكترمحمّدمصدّق «خاطرات و تألمات» ص. 246.
15 - عظيمى همان جا.
16 - مارك گازيوروفسكى صص. 4443.
17 - در ظاهر امر كاشانى با نواب صفوى قول و قرارهايى گذاشته بود كه ناديده گرفت. زنده ياد آيتاللّه حاج آقا رضا زنجانى از نزديكان مصدّق و نهضت ملّى و بنيانگذار نهضت مقاومت ملّى (پس از كودتا) همزمان با نواب صفوى در زندان بود سالها بعد به نگارنده فرمود: نواب صفوى باورش نمىشد كه اعدام شود. هنگامى كه او را براى اعدام مىبردند كاشانى را نفرين مىكرد و برگشت و فرياد زد «سيّد مرا گول زد انتقام مرا از اين سيّد بگيريد!». خليل طهماسبى كسى بود كه در ترور رزمآرا در مسجد شاه شركت كرد. وى بر اثر دخالت كاشانى و بقائى با تصويب مادة واحدهاى برخلاف قانون اساسى در مجلس هفدهم كه در مجلس سناى اوّل مدفون شده بود ولى پس از انحلال سنا در آبان 1331 باز هم با دخالت بقائى قطعيّت يافت از زندان رها شد. مدتها پس از كودتا و آن هم پس از ترور علاء مجدداً با دستگيرى او مادة واحده را كه به تصويب سناى اوّل نرسيده بود به سرعت در مجلس سناى دوّم مطرح كردند كه به اتفاق آرا به علّت مغايرت با قانون اساسى رد شد. در نتيجه پس از اعدام طهماسبى با هدف پروندهسازى عليه دكترمصدّق و دكترشايگان كه (ايشان نيز مانند مصدّق دوران محكوميّت را در دادگاه نظامى مىگذراندند) به عنوان محرّك پروندة قتل رزمآرا مجدداً مفتوح شدكه با حضور تحرّك واقعى در قدرت به جايى نرسيد!.
|