header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

به «يمن» نقشه‏پردازى مأموران و جاسوسان ريز و درشت سيا و اينتليجت سرويس (ام. آى.6) و مزدوران آنها شاه از رٌم باز مى‏گردد؛ سرلشكر فضل‏اللّه زاهدى كه كرميت روزولت او را براى رياست آماده كرده بود با ارتقاء درجه به سپهبدى  دولت كودتا را تشكيل مى‏دهد؛ آيت‏اللّه العظمى حاج‏آقا رضا بروجردى مرجع تقليد عام كه تا آن لحظه بى‏طرف مانده بود مقدم شاه را تبريك مى‏گويد؛ بنابر گزارشى كه به وزارت خارجة بريتانيا مى‏رسد «شاه به اتفاق زاهدى از [آيت‏اللّه سيّدابوالقاسم‏] كاشانى ديدار كرده و دست او را بوسيده و از وى به خاطر مساعدتش در ابقا سلطنت تشكر كرده است» (11)؛ بر اثر پخش دلارهاى آمريكايى به دست همين آيت‏اللّه و آيت‏اللّه سيّدمحمّد بهبهانى به منظور بسيج دستة طيب حاج رضايى ميدان‏دار معروف كه بعدها در شورش 15خرداد 1342 به سود خمينى شركت كرد و اعدام شد و امثالهم و ديگران «نرخ برابرى ريال و دلار در بازار سياه از هر دلار 100 ريال به 50 ريال سقوط» (12) مى‏كند؛ و...

دكتر فخرالّدين عظيمى محقّق و مورخ تاريخ معاصر مى‏گويد: «اگر كودتاى 28مرداد صورت نگرفته بود يا شكست خورده بود نمى‏دانيم مصدّق و همفكرانش چه راه‏حلهاى كارآمدى براى رهايى از بن‏بست مشروطه‏خواهى در ايران و ناسازگارى عملى سلطنت موجود با مشروطيّت مى‏يافتند» (13) امّا دست كم همان‏گونه كه مصدّق خود مى‏گويد «اگر نهضت ملّى خاموش نشده بود چيزى نمى‏گذشت كه ايران هم مثل بعضى از ممالك بزرگ رجالى آزموده و فداكار پيدا مى‏كرد»(14) وى اضافه مى‏كند كه «بى‏گمان دورة 12 سالة 1320 تا 1332 [مشروطة سوّم‏] به ويژه نخست‏وزيرى مصدّق كوتاه‏تر و پر تنش‏تر از آن بود كه فرصت و امكان دستيابى به راه حل دشواريهاى عملى تحقّق مشروطه‏خواهى يافت شود و تجربه و آزمودگى و شكيبايى لازم براى كار حزبى و فعاليّت هم‏آهنگ جمعى براى بهره‏مندى از دموكراسى و پاسدارى از آن فراهم آيد. با اين همه 28مرداد پايان تجربة پربارى در مشروطه‏خواهى ايران بود.

پايان دوره‏اى بود كه طى آن با همة نابسامانيها و گسستگيها اميدها و هيجانهاى زيادى دامن زده شد. فرصتى فراهم شده بود كه پس از خفقان دورة رضاشاه نهادهاى پارلمانى و قانونى احيا شود چندگانگى مسلكى و فكرى ميدان يابد زمينة پيدايش و رشد شهروندى و جامعة مدنى فراهم گردد و انباشت تدريجى تربيت و تجربة سياسى و پختگى مدنى جامعة سياسى ايران را سرانجام از تعادل و تعقّل برخوردار كند. منش و بينش سياسى مصدّق را به ويژه در پيوند با تحوّلات اين دورة دوازده ساله بايد سنجيد و ارزيابى كرد.» (15)

محقّق ديگرى مارك گازيوروفسكى در رسالة خود راجع‏به عواقب و آثار كودتا مى‏گويد: «كودتاى 1953 نقطة پايانى بود بر سير تدريجى ايران به سوى حكومت مردمى و اعتلاى آن و رهايى ايران از قيد مداخلات اجانب كه از سالهاى نخست 1900 [انقلاب مشروطيت‏] آغاز شده بود. حركت مصدّق بيانگر هر دو اين خواسته‏ها بود و با كودتاى 28مرداد وى شهيد اين آمال گرديد. طى سالهاى پس از كودتا به تدريج و با كمكهاى گستردة ايالت متحده رژيمى مستبد بر ايران استيلا يافت. حكومت نظامى برقرار شد و سالها ادامه پيدا كرد. هزاران تن از هواداران جبهة ملّى و حزب توده دستگير شدند. تظاهراتى كه به هوادارى از مصدّق در دانشگاه تهران و بازار برگزار گرديد درهم شكسته شد. نهضت مقاومت ملّى كه براى ادامه دادن به راه جبهة ملّى ايجاد شده بود سركوب گرديد. ايل قشقايى مورد تهاجم قرار گرفت و سران آن تبعيد شدند. مطبوعات زير سانسور دولت قرار گرفت اندكى بعد يك سازمان پليس مخفى با عنوان «ساواك» ايجاد شد كه منفور عام بود. ... كودتاى 1953 را مى‏توان نقطة عطفى در تاريخ ايران دانست. اگر اين كودتا روى نداده بود بدون ترديد ايران آيندة بسيار متفاوتى داشت...» (16)

پس از پيروزى كودتا جناح «متجدّد» دربارى در حاكميّت مستقر شد و با برقرارى ديكتاتورى سلطنتى  نظامى حاصل كار كميسيون هشت نفرى يك باره به باد رفت. جناح ارتجاعى سهمى در حكومت پيدا نكرد و كاشانى كم‏كم به خانه‏اش روانه شد. مكى و بقائى هم كه در هيچ يك از اين دو جناح نمى‏گنجيدند محلى از اعراب نيافتند فدائيان اسلام كه انتظار برقرارى شرايع و حدود را كشيده بودند به تكاپو افتادند و در آبان 1334 در مجلس ختم سيّدمصطفى كاشانى فرزند آيت‏اللّه در مسجد شاه به ترورى نافرجام عليه حسين علا نخست‏وزير وقت دست زدند. در نتيجه شخص ضارب به نام مظفر على ذوالقدر و خليل طهماسبى (قاتل سپهبد رزم‏آرا) و نواب صفوى (رهبر فدائيان اسلام) و سيّدمحمّد واحدى دستگير و تيرباران شدند(17). اعدام نواب صفوى و سه تن از رهبران اين گروه به فعاليّت فدائيان اسلام پايان نداد. در شرايط جنگ سرد كه هر گونه حركت سياسى خارج از دستگاه ديكتاتورى در «جهان سوّم» به عنوان حركتى «كمونيستى» بالفعل يا بالقوه و مساعد نسبت به سياست «شرق» تلقى و سركوبى مى‏شد از حركت و سازمانيابى گروههاى ارتجاعى و مذهبى جلوگيرى نمى‏شد. در نتيجه جناح ارتجاعى كودتا از جمله فدائيان اسلام روابط و وحدت خود را با حاكميّت حفظ نمودند. به اشكال مختلف زير ديد ساواك سازماندهى مى‏كردند. مهمترين حاصل اين سازماندهيها شايد همان جبهة هيأتهاى مؤتلفه باشد كه لاجوردى دژخيم زندان اوين يكى از رهبران و كارگردانان آن بود.

امثال آيت‏اللّه بهبهانى تا خود زنده بودند هر يك در حوزه و قلمرو خود به حفظ جناح ارتجاعى و گسترش فعاليّت آن ادامه دادند. اطرافيان بهبهانى پس از مرگ وى نيز تا آستانة انقلاب بهمن جلسات خود را با شركت ابوالحسن حائرى‏زاده و سيّدمحمّد جعفر بهبهانى (فرزند آيت‏اللّه) داشتند و روابط خود را از طريق امثال سيّدمحمّد باقر حجازى (مدير روزنامة وظيفه) با سفارت بريتانيا حفظ مى‏كردند. يكى از كاروانسراهاى محلة عربهاى تهران (مسافرخانة بين‏النّهرين) را كه آخوندى هندى الاصل به نام سيّدكشميرى با تابعيّت بريتانيا اداره مى‏كرد مركز تماس و ارتباطات طلاب طرفدار خمينى با قم و نجف قرار داده بودند. از طريق همين تشّكلها بود كه يك سال و نيم پس از 15خرداد 1342 در روز اوّل بهمن 1343 جوانى به نام محمّد بخارايى به ترور حسنعلى منصور نخست‏وزير وقت مبادرت نمود هر چند بخارايى و همدستانش در دادرسى نظامى اعدام يا زندانى شدند ولى هيأتها و فدائيان اسلام به فعاليّت خود ادامه دادند. و برخلاف معمول مظنونان به توطئة و دست‏اندركاران برنامة ترور منصور به دادرسى ارتش احضار نشدند و از عجايب است كه دادگسترى مأمور رسيدگى به پروندة آنها شد. چون امكان تحقيق و دسترسى به موجود در ساواك وجود نداشت قضات تحقيق به علت «فقد دليل» با صدور قرار منع تعقيب پس از مدّتى همه را آزاد كردند.

پس از 15خرداد 1342 و تبعيد خمينى به نجف به ويژه در دوران دهسالة قبل از انقلاب بهمن فعّالان افراطى هيأتها و طلاّبى كه به ساواك جلب و زندانى مى شدند در زندان نسبت به ساير زندانيان سياسى از موقعيّت ممتازى برخوردار بودند. زيرا همان‏طور كه اشاره شد سياست «جنگ سرد» آنان را در منتهى‏اليه طيف راست به عنوان متّحدى مفيد و بالقوّه مى‏دانست. حتّى بسيارى از همين زندانيان از جمله شركت‏كنندگان در قتل منصور و شخص عسگر اولادى مسلمان با گفتن «سپاس آريامهر» در «همايش» رسمى ساواك آزاد شدند و پس از آزادى به فعّاليّت خود ادامه دادند. به عنوان شاهدى عينى به خاطر دارم زمانى كه قريب چهل نفر آخوندهاى طرفدار خمينى را كميسيون امنيّت قم به شهرستانهاى متفاوت تبعيد مى‏كرد هر يك در محل تبعيد خود آزادانه در مساجد حاضر مى‏شدند و به سازماندهى و توسعة رابطة قشريون با مردم ناآگاه و سازماندهى مى‏پرداختند. در حالى‏كه روحانى مصدّقى يعنى آيت‏اللّه سيّدمحمود طالقانى را در محل تبعيد زابل و سپس بردسير مانند يك زندانى در خانه تحت نظر قرار مى‏دادند.

سخن كوتاه زمانى كه انقلاب بهمن 1357 ظهور كرد شرايط جنگ سرد باز هم ما را در ميان دو جناح كودتاى 28مرداد به عنوان دو جايگزين قرار داده بود. حتّى پس از سقوط رژيم گذشته نيز رژيم جديد در رفراندم فروردين 1358 مردم را در برابر سؤالى مضحك و در عين حال مزوّرانه به همين مضمونِ اين رژيم يا آن رژيم («جمهورى اسلامى» يا «سلطنتى») قرار داد.


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.