|
صفحه 51 از 72
در كشورهاى دموكراسى و مشروطه هيچ قانونى بالاتر از ارادة ملّت نيست. به همين جهت دولت در اين لحظة حسّاس تاريخىمشكلى را كه با آن مواجه شده با ملّت در ميان مىگذارد و راجع به اين مجلس از خود مردم سؤال مىشود كه اگر با ادامة وضع كنونى مجلس تا سپرى شدن دورة 17 تقنينيّه موافقت دارند دولت ديگرى روى كار بيايد كه بتواند با اين مجلس همكارى كند و اگر با اين دولت و نقشه و هدف آن موافقند رأى به انحلال آن [مجلس] بدهند تا مجلس ديگرى تشكيل شود كه بتواند در تأمين آمال ملّت با دولت همكارى كند ...»
پس از انجام رفراندم و پيروزى دولت روز 23 مرداد 1332 مصدّق از رأىدهندگان سپاسگزارى كرد و با اشاره به توطئههاى خارجى و زمينهچينيهاى بينالملّلى عليّه دولت ملّى نويد انتخابات داد:
« ... مجلسى كه نتواند وظايف خود را انجام دهد و به جاى پيروى از ارادة ملّت سدّى در راه پيشرفت آمال او باشد نمايندة ملّت نيست و بايد با آراء عمومى منحل گردد تا راه براى مجلسى كه بتواند با آمال ملّى هماهنگى و همكارى كند باز شود. بيگانگان هر چه مىخواهند بگويند ولى در نظر كسانى كه از نزديك شاهد قضايا بودند و شور جنبش مشتاقانة شما هموطنان عزير را در اين رفراندم به چشم ديدند گفتههاى اجانب جز سعى باطلى در مبارزه با ارادة ملّت به چيزى تعبير نخواهد شد...
... رويهاى كه اخيراً بعضى سياستمداران جهان در پيش گرفتهاند تا قيام ملّى ما را نتيجة عوامل ديگرى [مقصود شوروى است] غير از آن چه هست در انظار جهانيان جلوهگر سازند بهترين شاهد اين مدعاست.
ملّت ايران مىگويد ساليان دراز در قيد اسارت اجانب گرفتار بودم و حاصل دسترنج ما را غارتگران بيگانه به تاراج مىبردند. پس از تحمّل اين همه ظلم و تعدّى اكنون به نويد آنچه در منشور ملّل متّحد راجعبه حقوق و حدود ملّل عنوان شده به اميد وعدههايى كه دول بزرگ نسبت به رعايت حقوق ملّل تعهد دادهاند در صدد برآمدهام از ثروت طبيعى خود استفاده كرده ريشة فقر و بىعدالتيهاى اجتماعى را از سرزمين وطن خود براندازم و با ساير ملّل آزاد جهان در راه حفظ صلح همدوش و هم قدم وظايف خود را انجام دهم ...»
مصدّق در خاتمه اظهار اميدوارى به تشكيل مجلسى كرد:
«كه بتواند در اين قيام مقدّس با ملّت همراه و همقدم باشد. با كمال آزادى از طرف ملّت ايران انتخاب گردد و زمام امور كشور را در دست بگيرد...»
و روز بعد (24مرداد) نامة زير را براى شاه فرستاد:
«چون در نتيجة مراجعه به آراء عمومى در تاريخ 12 و 19مرداد 1332ملّت ايران به انحلال دورة 17مجلس رأى داده است از پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاهى استدعا مىشود امر و مقرّر فرمايند فرمان انتخابات دورة 18 صادر شود تا دولت مقدّمات انتخابات را فراهم نمايد.»
ناگفته نماند كه جز 22 نمايندة بقية نمايندگان دورة هفدهم قبل از رفراندم در حمايت از دولت ملّى استعفا داده بودند. 22 تن نمايندگان استعفا نداده كه قبلاً با برخى ديگر از مخالفان شركت در رفراندم را تحريم كرده بودند رفراندم را غيرقانونى خواندند. در خانة كاشانى گرد مىآمدند كاشانى را به رئيسى برگزيده خود را مجلس مىخواندند. گردانندگى ايشان با مظفر بقايى و حائرىزاده بود كه شخص اخيرالذكر با گروهى همكارى داشت كه در كنار آيتاللّه سيّدمحمّد بهبهانى گرد آمده بودند. به علاوه در خانة كاشانى مجلس وعظ و سخنرانى برپا مىكردند و ديگران را به نازسازى با مصدّق برمىانگيختند(9).
با پيروزى مصدّق در رفراندم ديگر راهى جز كودتا با دخالت مستقيم دولت آمريكا نمانده بود. در اين ميان در پاسخ به تقاضاى 24 مرداد نخستوزير براى صدور فرمان انتخابات به جاى فرمان انتخابات فرمان غيرقانونى عزل او صادر شد.
مصدّق در همان نامة 28 فروردين 1343 از احمدآباد به سازمان دانشجويان جبهة ملّى نوشت:
«همه ديدند كه ملّت ايران با چه اكثريّت قريب به اتفاقى دولت را تثبيت كرد. نظر به اينكه راه ديگرى براى عزّل دولت نبود به دستخط شاهنشاه متوّسل شدند كه اين جانب حاضر شدم از همه چيز خود بگذرم و در راه آزادى و استقلال وطن عزيزم از هر گونه فداكارى خوددارى نكنم.»
و اضافه كرد:
« اكنون بسيار خوشوقتم كه اين فداكارى بىاثر نبود و شما جوانان و جمعيّتهاى وطنپرست در راه آزادى و استقلال ايران از هر گونه فداكارى دريغ ننموده و از همه چيز خود گذشتهايد براى اينكه هدف ملّت ايران را حفظ كنيد.»
شب هنگام 25مرداد گارد شاهنشاهى مأمور ابلاغ فرمان عزل دكترمصدّق و دستگيرى اعضاى دولت ملّى گرديد و سرهنگ نعمتاللّه نصيرى (سپهبد بعدى) فرماندة گارد به همين منظور به خانه مصدّق گسيل شد. دكترمصدّق فرمان شخص «غيرمسؤول» را نپذيرفت و با سرعت عمل و با همراهى گروه افسران ملّى از جمله سرهنگ عزتاللّه ممتاز و محافظان خانه سرهنگ علىدفترى به ويژه سروان ايرج داورپناه و ستوان مهران فشاركى كودتا عقيم ماند. شاه از كلاردشت با هواپيما از طريق بغداد به رٌم فرار كرد. امّا بالاخره روز 28مرداد به همانگونه كه همه مىدانيم يا مىتوانيم با مراجعه به انبوهى از اسناد و مطالبى كه در مطبوعات نگاشته شده بدانيم كودتاچيان دولت ملّى را ساقط كردند. (10)
|