|
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 49 از 72
كودتاى 28 مرداد و عواقب آن
هدايت متيندفترى
دوران كوتاهِ دولت ملّى مصدّق (اردىبهشت 1330تا 28مرداد 1332) را مىتوان به دو دورة تقريباً مشخص تقسيم كرد. اوّل از اردىبهشت 1330 تا 30تير 1331 كه برنامة دولت فقط و در درجة نخست در اجراى قانون ملّى شدن صنعت نفت و برخورد با مسائل ناشى از درگيرى با شركت نفت انگليس و ايران و دولت بريتانيا خلاصه مىشد. از اين دوران مىتوان به عنوان دوران وفاق ملّى نام برد. در برابر دولت ملّى جز ايادى و عناصر معدود و مشخّص بريتانيا از جمله شاه و دربار(1) قرار نداشتند. ولى حزب توده البته به دليلى ديگر رو در روى نهضت ملّى، مصدّق را عامل امپرياليسم آمريكا مىدانست و به علّت منافعى كه براى شوروى براساس موقعيّت تاريخى روسية تزارى در شمال ايران قائل بود با قانون ملّى شدن نفت در «سراسر ايران» مخالفت مىورزيد. در مقابلِ شعار ملّى شدن صنعت نفت خود را با شعار «نفت جنوب» بايد ملّى شود راضى كرده و به انواع كارشكني ها دست مىيازيد.
دورة دوّم پس از قيام ملّى سىام تير با دولت دوّم مصدّق و مجلس هفدهم شروع مىشود و با كودتاى 28 مرداد خاتمه مىيابد. در اين دوران مصدّق با اخذ اختيارات از مجلس به اصلاحاتى عميق و همه جانبه دست مىزند. زيرا با طولانى شدن مسألة نفت لاينحل ماندن اختلافها و تحريم خريد نفت از شركت ملّى نفت ايران ديگر مكث در انجام اصلاحاتى كه «از نان شب ضرورىتر» مىنمود جايز شمرده نمىشد. به هر صورت دولت ملّى در تمام زمينههاى اقتصادى اجتماعى سياسى و فرهنگى از جمله در روابط ارضى به ويژه استيفاى حقوق دهقانان و ايجاد حدّاقل روابط دموكراتيك در دهات (تشكيل انجمن ده و دادن حق تصميمگيرى به اعضاى آن)؛ دادگسترى؛ دارايى؛ شهردارى قانونى جديد براى تشكيل انجمن شهر با حق رأى و شركت زنان؛ برقرارى بيمههاى اجتماعى كارگران؛ شوراهاى كارگاه اصلاحات را شروع كرد. همزمان و بر حسب ضرورت سياست اقتصاد بدون نفت را در برابر تحريم كارتل نفتى با موفقيّت به اجرا گذاشت. در اجراى شعار «شاه بايد سلطنت كند نه حكومت» پس از افشاى توطئه نهم اهفدهم را نيز به عهده داشت فدائيان اسلام و آخوندهاى ريز و درشت امثال فلسفى واعظ و حاج آقا روحاللّه خمينى كه هنوز شهرتى نداشت به علّت اصلاحات رو در روى مصدّق و دولت ملّى قرار گرفتند. از سوى ديگر جاى ترديد نبود كه اطرافيان پادشاه از جمله برخى امرا و افسران عاليرتبة ارتش به مشروطهاى كه شاه در آن تحتالشّعاع دولت ملّى باشد تن نمىدهند و سياست انگليس نيز بيكار نمىماند. بهعلاوه بخشى از زمينداران بزرگ بر اثر سياست ارضى و روستايى مصدّق(4) كه منافع خود را در خطر مىديدند در برابر قرار مىگرفتند.
هيچ يك از اين دو گروه يكى ارتجاع سنتى و ديگرى صاحبان منافع خاص و دربار اولّى مرتجع و دوّمى «متجدّد» به تنهايى و يا تواماً تنها با حمايت بريتانيا بدون هماهنگى و دخالت آمريكا قادر به سرنگونى مصدّق نبودند.
امرا و افسران ارشدى كه در جريان تصفية ارتش بازنشسته شده بودند كانون افسران بازنشسته را تشكيل دادند. توطئة نهم اسفند براى كشتن مصدّق كه با همكارى اين مجموعه صورت گرفت و هندرسون سفير امريكا نيز در آن نقشى داشت(5) به جايى نرسيد. بلواى قم عليه حق رأى به زنان خنثى شد(6)؛ سياست اقتصاد بدون نفت ناموفق نبود؛ گروه معروف به مطبوعات نفتى نيز جز كوبيدن آب در هاون و ايجاد جنگ اعصاب كارى از پيش نبرد و توطئة ربودن سرلشكر افشار طوس رئيس شهربانى دولت ملّى و نهايتاً قتل او دولت را متزلزل نكرد و به دستگيرى توطئهكنندگان و مخفى شدن مظفر بقايى در حصار مصونيّت پارلمانى انجاميد.
در همين زمينه يكى از ناظران عينى مسائل آن روز تصريح مىكند كه دو ماه و نيم پس از پيروزى سى تير در اجراى سياست موازنة منفى دولت نه امتياز «بانك شاهى» انگليسى را كه منقضى شده بود تمديد كرد و نه امتياز شيلات شمال را كه مربوط به شوروى مىشد. سياست ارضى و روستائى مصدّق و تشكيل انجمنهاى ده و دهستان ... به مرحلة اجرا رسيد روزنامهها آزادانه مىنوشتند. دولت مصدّق از پشتيبانى بخش عظيم مردم برخوردار بود و بر پاية همين برخوردارى توانست در گفتگوهاى دو ماهة نفت استوار بايستد. در ارتش نيز به ابتكار مصدّق كه اينك وزير دفاع ملّى نيز بود از راه گماردن افسران جوان و نوانديش سامانى تازه پديد آمد. دولت مصدّق نه تنها درون كشور بلكه در پهنة جهانى نيز سنگينى و ارزشى يافت كه مىتوانست در سرنوشت سياست خاورميانه اثر گذارد. 15مهر ماه مصدّق فرجامين نامة خود را در پاسخ به پيشنهادهاى نفتى به دولت انگليس و آمريكا داد. با اين نامه آشكار شد كه مصدّق سرسخت نفت را به هيچ رنگى به استعمار نخواهد سپرد... درست در همين روزها سه بازو از سه راستاى گوناگون براى كوبه زدن به دولت مصدّق پديدار شد:
|