|
صفحه 36 از 72
وصیت نامه محمدعلی کشاورز صدر استاندار استان اصفهان، قبل از بازداشت در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
سند حاضر وصیتنامه زنده یاد، محمد علی کشاورز صدر است که به وسیله فرزند ایشان هوشنگ کشاورز صدر که پناهنده سیاسی در فرانسه است در اختیار آرش قرار گرفته است. کشاورز صدر به هنگام کودتای 28 مرداد استاندار اصفهان بوده است. وصیتنامه مذکور چنان که از تاریخ آن برمی آید ساعت 5/7 شب 28 مرداد 1332 تحریر شده است و به دلایلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
یکم آنکه بر طبق اسناد موجود اصفهان آخرین شهری بود که کودتاچیان توانستند بر آن تسلط یابند و از ساعت 2 بعد از ظهر که رادیوی تهران خبر پیروزی کودتا را وسیله میرافشاری و دیگر سردمداران کودتا پخش می کرد، رادیوی اصفهان از دولت مصدق حمایت می کرد و مردم را به مقاومت فرا می خواند. بعد از اعزام نیروهای کمکی و بازداشت استاندار اصفهان ساعت ها بعد اصفهان نیز به سیطره کودتا چیان درآمد.
دیگر آنکه صاحب وصیتنامه با این که از مدتها در مسند قضا و دو دوره نمایندگی مجلس و معاونت نخست وزیر و استانداری، استانهای تهران، گیلان و اصفهان را عهده دار بوده است، شاید انتفاع و برخورداری مادی وی از خدمات دولتی، قروضی است که به همسرش توصیه می کند بعد از پرداخت حقوق عقب افتاده یا به هر نحو دیگر هر چه زودتر تادیه شود.
کشاورز صدر پیرو راه و رسم مصدق بود، امضا کننده طرح ملی شدن نفت و طرح پیش نهادی مصدق در ابقاء اصل 48 قانون اساسی مبنی بر اخذ اختیار شاه در انحلال مجلسین بود. او در سال 1339 سخنگوی جبهه ملی ایران بود. زندان های مکرر از 28 مرداد 32 تا پایان حیات، بخشی از میراث زندگی سیاسی وی است. بی مناسبت نیست متذکر شویم ایشان در تیر ماه 1353 بدرود زندگی گفت و سازمان اطلاعات و امنیت کشور از برگزاری مجلس ختم ایشان جلوگیری نمود.
متن وصیتنامه
همسر مهربان، در این ساعت که این نامه را برای شما می نویسم خبر سقوط دولت محبوب ملی رسید. تلگراف تهران کار نمی کند. لشکر، اداره امور را در دست گرفته و صدای شلیک گلوله پی در پی به گوش می رسد. من در منزل آقای دکتر رئیسی، رئیس بهداری این نامه را می نویسم با کمال سرافرازی هر لحظه انتظار می کشم مرا دستگیر و محبوس نمایند و یا مستقیم یا غیرمستقیم کشته شوم. صریحاً به شما و فرزندان عزیزم به این وسیله می گویم، سرفراز و خوشوقت و مفتخرم که در راه خدمت به ملت ایران و کشور منحرف نشده و اگر در این راه کشته شوم افتخار من است. اگر زنده ماندم و شماها را دیدم باز هم در راه خدمت به ملت و برای حفظ آزادی فداکاری خواهم کرد. اگر مردم، فرزندانم را به شما می سپارم و سعادت شماها را از خدا مسئلت دارم. اگر آزادی و حیات نصیبم نشد که شماها و اقوام و دوستانم را ببینم سلام مرا به همه برسانید اگر از من دلگیری دارند عفو و بخشش بخواهید، زندگی ارزش ندارد و مرگ با افتخار و شرف بر زندگی و بندگی رجحان دارد. اگر از من آزرده باشند عفو و بخشش بخواهید. برادر و خواهرهای مرا سلام برسانید و بگویید بخیر مرا یاد نمایند. در اصفهان مبلغ دو هزار تومان به آقای حسین آتش مقروض هستم و مبلغ سیصد تومان به آقای شهردار و مبلغ سیصد تومان به آقای شریفی فرماندار بدهی دارم در اولین فرصت اگر حقوق عقب افتاده ام را دادند بپردازید والا در موقعی که دسترس دارید فوری بپردازید. به شما و همه کسانم سفارش می کنم نسبت به نادر عزیز و بیژن و روشنک مهربان باشید و در تأمین راحتی آنها مضایقه ننمایید.
به مهین عزیز سفارش کنید چون ضعیف المزاج است از فعالیت زیاد دست بردارد. شما مسئول تربیت فرزندان من و خودت هستی و با خونسردی و تحمل و صبر از آنها نگهداری کنید. به همه فرزندان خودم سفارش می کنم با مادر خود بی اندازه مهربان باشند، شما را بخدا می سپارم. قربان همگی شما – کشاورز صدر، ساعت 5/7 بعد از ظهر 1332/5/28
اکنون ساعت 11 شب است که آقای سرهنگ شهریور مرا از منزل آقای دکتر حکمی به لشکر میبرند تا خدا چه خواهد.
کشاورز صدر
شما و بچه ها نگران نباشید.
|