header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

بسيار خوب، از «پيرمرد»، به هر دليل، صدايي برنخاست. به قول زيرك زاده «در طبيعت او هم نبود» كه «مردم را به كمك بطلبد و يا به طغيان كمك كند»؛ و يا آن طور كه دكتر صديقي نوشته است هر پيامي از جانب او «خطر جنگ داخلي» را در برداشت و سبب مي‌شد كه «خونهاي زيادي ريخته شود كه نه آقا و نه ما موافق نبوديم” اما چرا از رهبري حزب تودة ايران پيامي نمي‌آيد؟ حزب طبقة كارگر كه ديگر بورژوازي ملي ليبرال نيست كه از حضور مردم در ميدان، از «جنگ داخلي» و از خونريزي- كه از مدتها پيش در جريان بود- بيم داتشه باشد؛ ما كه مي‌دانيم استبداد و استعمار پس از غلبه بر نيروهاي ترقي‌خواه نه تنها خونها خواهد ريخت بلكه جامعة ما را به عقب خواهد برد و زندگي را بر مردم تباه خواهد ساخت.

اما رهبري حزب توده، با اين كه از يكي دو روز قبل به خاطر اين كه در كار رهبري بورژوازي ملي كارشكني نكرده باشد نيروهايش را خنثي و بي‌عمل نگاه داشته بود، البته آن تحرك و جسارت لازم را داشت كه بلافاصله همة مسئوليت را، با فرا خواندن

مردم و اعضاي خود به ميدان، برعهده گيرد! اما نه، دو ساعت ديگر در دلهره و پرسش و جستجو مي‌گذرد و ناگهان در حدود ساعت چهار بعد ازظهر اين خبر دهان به دهان مي گردد كه: هيئت اجرائيه دستور داده است رفقا به خانه‌هاشان بروند و اسناد و مداركشان را از بين ببرند! به همين سادگي! معلوم شد كه رهبري حزب تودة ايران، حزب پيشرو و انقلابي، كه از مدتي پيش عنوان «حزب طبقة كارگر» را يدك مي‌كشد و مدتها بود که آمادگي خود را براي مقابله با نيروهاي كودتاگر اعلام داشته بود، در انتظار رهنمود و دستورالعمل رهبر ليبرال بورژوازي ملي دست روي دست نهاده و در برابر ملافة سفيد تختخواب او، كه اينك به عنوان پرچم صلح مورد بي‌مهري و اصابت گلوله‌هاي مهاجمين زبان نفهم و آشتي ناپذير در حال سوراخ شدن است، زانو زده است.

بعدها يكي از پژوهشگران نوشت كه عدم مقابله، يا به قول او عدم آمادگي براي مقابلة حزب توده با كودتاچيان «اصولاً از شك توده‌ايها  نسبت به تمايل واقعي مصدق براي همكاري با آن سرچشمه مي‌گرفت» (61) اما حالا كه مصدق به كلي سلاح بر زمين نهاده و از معركه كنار گرفته وظيفة او چيست؟

صادق انصاري، كه خود در جلسة مشترك اعضا هيئت اجرائيه و كميتة ايالتي تهران- كه از صبح زود همان روز «در محل دبيرخانة كميتة ايالتي در خيابان نصرت گردهم آمده بودند»- شركت داشته مي‌نويسد: «ارزيابي جلسه از موفعيت در آن شرايط چنان بود كه موفقيت در هر گونه اقدام ضد كودتايي حزب را مشروط به موافقت دكتر مصدق مي‌دانستند… انديشة غايب بر جمع چنان بود كه هر گونه اقدام جداگانه با شكست سخت مواجه خواهد شد و كسي نمي‌توانست مسئوليت چنين شكستي را برعهده بگيرد! پيشنهاد مهندس علوي هم كه گفت بايد يك اعتصاب عمومي به ضد كودتا سازمان داده شود با چنين روحيه‌اي مواجه شد و در فضايي از ترديد و نگراني به جايي نرسيد.» (62)

و چنين شد كه مردمي كه سيزده ماه پيش، در 30 تير 1331 با اشاره‌هايي، هر چند گنگ و نارسا و چند پهلو، در سراسر ايران به ميدان ريختند و جنگيدند و نيروي دشمن را تا آخرين نقطه عقب نشاندند از جانب رهبران، همة رهبران به رنگهاي گوناگون، به حال خود رها شدند تا شعبان بي‌مخ‌ها و ملكه اعتضادي‌ها بتوانند با يك مارش ساده در خيابانهاي تهران، پيروزمندانه تاج آلودة پادشاهي را از ميان خاك و خون بردارند و بر سر محمد رضا شاه پهلوي بگذارند، و بيست و پنج سال تمام خشن ترين و كثيف ترين حكومت استبداد نو استعماري را بر كشور ما و مردم ما حاكم سازند و ريشة هر نوع جنبش و حركت ملي و توده‌اي را بخشكانند.

و اما بعد… بعدها، پس از آن «روز حادثه» خليل ملكي كه زماني در مخالفت با رفراندوم 12 مرداد 1332 و بستن به مجلس خطاب به مصدق گفته بود «اين راهي كه شما مي‌رويد به جهنم است ولي ما تا جهنم به دنبال شما خواهيم آمد»(63) يراي يكي از همراهان صميمي خود حكايت كرده است كه «در آن شب تاريخي در مخفي گاهش قدم مي‌زد و ديوانه وار دستخوش تأثر، تحسّر و انديشه‌هاي گوناگون بود: «فكر مي‌كردم كه ديگر هيچ اميدي باقي نيست. اول به فكر «احمقانة» خودكشي افتادم ولي فوراً بر اعصاب خود غالب شدم؛ بعداً در انديشة رمانتيكي فرو رفتم و در عالم خيال مجسم مي‌كردم كه در حال و همان شب «رقص مرگي» برپا شود، ملت محكوم ايران ناگهان بپاخيزد و كودتاچيان را نابود كند.» (64) اما خليل ملكي در آن شب بيهوده در انتظار بود كه «رقص مرگ» برپا شود، «رقص مرگ» پيش از آن شب، در همان روز، و شايد هم روزهاي پيش، برپا شده بود و سالها پس از مرگ او و بسياري ديگر از حسرت به دلان، بيش از 25 سال دوام يافت و «ملت محكوم ايران» هم چنان در انتظار ماند تا لاشخوراني ديگر به صحنه آمدند و تا امروز- 25 سال پس از آمدن به روي صحنه- هنوز، يعني 25 سال ديگر «رقص مرگ»  را، اين بار به شكل و شمايلي كريه‌تر و فاجعه‌ بارتر، اجرا مي‌كنند.

30 شهريور 1382

پانوشت ها:

1 – ص 384 انور خامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلفد سوم خاطرات دکتر انور خامه ای، انتشارات هفته، تهران، مهر 1363

2 – ص 619 محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد اول، نشر نامک، تهران، بهار 1371

3 – ص 208 حسین مکی، وقایع سی تیر (1331)، تهران، انتشارات ایران، چاپ دوم، تابستان 1366.

4 – صفحات 220 و 221 محمد ترکمان، قیام ملی سی ام تیر بروایت اسناد و تصاویر، انتشارات دهخدا، تهران، مهر 1361 به نقل از روزنامه باختر 29 تیر 1331.

5 – ص 357 محمد ترکمان، وقایع سی ام تیر.

6 – ص 638 ن. جامی، گذشته چراغ راه آینده است، انتشارات ققنوس، تهران، چاپ جدید، پائیز 1361.

7 – رجوع شود به صفحات 350 – 357 اسناد تاریخی جنبش کارگری، سوسیال دموکراسی و کمونیستی، جلد اول، چاپ دوم، خارح از کشور.

8 – ص59 حسن ارسنجانی، یاد داشت های سیاسی، انتشارات هیرمند، تهران، چاپ دوم، 1366

9 – ص 1175 حسین مکی، وقایع سی ام تیر

10 – ص 244 محمد ترکمان، قیام سی ام تیر... به نقل از صفحات 270 و 271 کارنامۀ مصدق و حزب توده نوشتۀ ارسلان پوریا.

11 – رجوع شود به صفحات 268- 272 همان کتاب

12 و 13 و 14 – رجوع شود به صفحات 117 – 119 حسین مکی، وقایع سی ام تیر

15 – ص 185 همان کتاب

16 – رجوع شود به صفحات 631- 632 محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد اول.

17 – ص 643 همانجا

18 ص 640ن- جغمی، گذشته چراغ راه آینده است

19 – ص 78 حسن ارسنجانی، یادداشت های سیاسی

20 – ص 336 بابک امیر خسروی، نظر از درون به حزب تو.ده ی ایران ... مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه، تهران، 1375

21 – ص 639ن. جامی

22 – رجوع شود به ص 407 انورر خامه ای، از انشعاب تا کودتا.

23 – ص 434 همانجا

24 – رجوع شود به ص 372 حسین مکی، وقایع سی ام تیر

25 – رجوع شود به صفحات 203 – 207 همایون کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت، ترجمۀ احمد تدین، مؤسسۀ خدمات فرهنگی رسا، تهران، 1371

26 – رجوع شود به ص 104 کاتوزیانريا، خاطرات سیاسی ملکی، جبهه نشریۀ ملیون، خارج از کشور، چاپ سوم، بی تاریخ

27 – ص 374 فواد روحانی، تاریخ ملی شدن صنعت نفت اتیران، شرکت سهامی کتاب های جیبی با همکاری مؤسسۀ انتشارات فرانکلین، تهران 1352

28 – ص 376، همان کتاب

29 – ص 374، همانجا

30 – رجوع شود به صفحۀ 142، کریم سنجابی، امیدها و ناامیدی ها، خاطرات سیاسی جببۀ ملیون ایران، لندن، 1368، هم چنین رجوع شود به صفحۀ 636 جلیل بزرگمهر، مصدق در محکمۀ نظامی، کتاب اول، جلد 2، نشر تاریخ، تهران، 1363.

31 – ص 358 و 359 همایون کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت

32 – صفحۀ 674 گذشته چراغ راه آینده است، به نقل از روزنامۀ باختر امروز 15/ 5/32

33 – صفحات 35 و 36 مارک.ج.چازیوروسکی، کوئتای 28 مرداد 1332، ترجمۀ سرهنگ غلامرضا نجاتی، شرکت سهامی انتشار، تهران، پائیز 1367

34 – ص 82 حمید احمدی، اسرار کودتا اسناد محرمانۀ CIA در بارۀ عملیات دکتر مصدق

35 و 36 –ص 36 کازیوروسکی، کودتای 28 مرداد

37 – ص 252 یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمۀ کاظم فیروزمند.... نشر مرکز،  تهران، 1377

38 – ص 346 کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت

39 – ص 36 کازیوروسکی

40 – ص 407 و 408 سرهنگ غلامرضا نجاتی، جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و ... تهران، شرکت انتشار، پائیز 1346.

41 – ص 346 کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت

42 – ص 438 انورخامه ای، از انشعاب تا کودتا.

43 – همانجا

44 – ص 145 سنجابی، امیدها و ناامیدی ها.

45 – ص 693 بابک امیر خسروی، نظر از درون به نقش حزب تودۀ ایران.

46 – ص 117 دکتر غلامحسین مصدق، در کنار پدر، مصدق، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران، 1369

47 – رجوع شود به صفحات 413- 414 نجاتی، جنبش ملی شدن صنعت نفت.

48 – ص 858 محمد علی موحد، خواب آشفتۀ نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران، نشر کارنامه، تهران، مرداد 1378.

49 – هم چنین رجوع شود به ص 104 نجاتی، مصدق، سال های مبارزه و مقاومت، جلد 2

50 – ص 656 علی بهزادی، شبه خاطرات (2جلد)، انتشارات زرین، تهران، 1376.

51 – رجوع شود به ص 341 مکی، وقایع سی ام تیرريا، هم ئچنین رجوع شود به ص 415 خامه ای، از انشعاب تا کودتا، و ص 113 دکتر مظفر بقایی، شناخت حقیقت.

52 – ص 414 نجاتی، جنبش ملی شدن صنعت نفت.

53 – ص 88 حمید احمدی، اسرار کودتا.

54 – ص 31 محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد 2.

55 – ص 849 محمد علی موحد، خوای آشفتۀ نفت، به نقل از ص 40 کتاب «پرسش های بی پاسخ».

56 – ص 335 صادق انصاری، از زندگی من، پا به پای حزب توده ایران. نشر کتاب، لس آنجلس، پائیز 1375، به نقل از نجاتی در ص 425 جنبش ملی شدن صنعت نفت.

57 – س 660 علی اکبر بهزادی، شبه خاطرات.

58 – ص 332 صدق انصاری، از زندگی من.

59 – ص 683 گذشته چراغ راه آینده.

60 ئ- ص 16 محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد دوم.

61 – ص 198 سپهر ذبیح، ایران در دورۀ دکتر مصدق، ترجمۀ محمد رفیعی مهرآبادی، مؤسسه انتشاراتی عطایی، تهران 1370.

62 - ص 336 صادق انصاری، از زندگی من.

63 – ص 104 کاتوزیان، خاطرات سیاسی خلیل ملکی.

64 – ص 109 همان کتاب. 

 


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.