header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

31 نفر از نمايندگان وابسته به جبهه ملي نيز، به قول خودشان در برابر سؤالهايي كه «از تمام نقاط كشور به وسيلة تلگراف و تلفن و نامه و فرستاده‌هاي مخصوص نسبت به جريانات نامطلوب و غير قانوني چند روز اخير شده» اعلام مي‌دارند كه براي اثبات «اين نكتة اساسي به جهانيان كه نهضت ملي ايران به هيچ دسيسه و نيرنگ خاموش شدني نيست و ملت ايران هرگز مقهور دخالتهاي استقلال شكنانة بيگانگان نخواهد شد» «روز 30 تير ماه 1331 را در سراسر كشور تعطيل عمومي اعلام» مي‌كنند و از «هموطنان عزير» مي‌خواهند كه «با نهايت آرامش و متانت در اين جنبش ملي شركت نمايند»(5).

حزب ما هم در پوشش «جمعيت ملي مبارزه با استعمار» همين ديروز همة مدعيان مبارزة ضد استعماري را به ايجاد جبهة واحدي فرا خوانده بود؛ و باز همين ديروز بود كه مي‌ديديم و مي‌شنيديم همه جا، و بخصوص در جنوب شهر تهران مردم عادي طرفدار مصدق و اعضاي حزب تودۀ ایران، پس از انتشار اين اعلاميه يكديگر را در آغوش مي‌كشيدند و همراه با يكديگر به ضد استعمار و دولت و دربار استعماري شعار مي‌دهند و گاه هم در كنار يكديگر با مأموران دولت درگير مي‌شوند. در يك كتاب تحقيقي تاريخي  در اين باره چنين آمده است: «بالاخره در آخرين ساعات روز 29 و صبح روز 30 تير رهبران حزب تودة ايران پس از ملاحظة موج فزايندة اعتصاب و اعتراضات مردم به دنبال جنبش خلق افتادند و دستور نيم بندي جهت شركت در اعتصاب عمومي صادر كردند.» در اين كتاب سپس اظهار عقيده شده بود كه اين رهبران «به علت عقب افتادگي از جنبش توده مردم نتوانستند رهبري واقعي آن را بدست گيرند؛ فقط افراد ورزيده و فداكار حزب تودة ايران، كه درتظاهرات خياباني تجربه و آزمودگي داشتند توانستند رهبري دسته‌هاي متفرق را در ميدان عمل به عهده گيرند»(6) و اين «دستور نيم بند» در حقيقت همان اعلاميه «جمعيت ملي مبارزه با استعمار» بود كه در آن، پس از انتقادهاي بسيار مفصل و مشروح از مماشات دولت مصدق در مبارزه با استعمار و عوامل آن، حل قطعي مسئله نفت و اميد بستن به امپرياليسم تازه نفس آمريكا و همچنين نقايص سياستهاي اجتماعي و اقتصادي او چنين آمده بود: «امروز كه دولت مدافع منافع شركت نفت بروي كار آمده و تمام محافل حاكمه و مراكز قدرت كشور، اعم از دربار و سناي ساختة دولت دكتر مصدق، در جبهة واحدي عليه منافع ملت متحد شده‌اند تنها يك راه موجود است و آن اين است كه نيروهاي ملي، صرفنظر از اختلافات كلي، زير شعار‌هاي حداقل عمومي كه مبارزة امروز ملت مي‌طلبد متحد شوند و در جبهة مشتركي به مبارزه برخيزند… منافع ملي ايجاب مي‌كند كه به سياست نفاق افكني خاتمه داده شود؛ در اين ساعات بحراني و سخت كه بر ملت مي‌گذرند وظيفة هر فرد وطن پرست، هر فردي كه طرفدار قطع ريشه‌هاي استعمار از كشور است، هر فردي كه استقلال ملي را بر بردگي و عبوديت ترجيح مي‌دهد اين است كه با تمام قوه در راه تشكيل جبهة واحد ملي عليه استعمار بكوشد.» و سرانجام «جمعيت» به طور مشخص «از آقايان كاشاني و مصدق و ساير گردانندگان جبهة ملي» دعوت مي‌كرد كه در چنين جبهه‌اي شركت كنند.(7) از سوي ديگر ارسنجاني، سخنگوي دولت قوام و مغز متفكر آن در آن گير و دار از گزارشي خبر مي‌داد كه «كميتة مركزي حزب توده به كميتة ايالتي خود دستور داده است كه همه جا در رأس تظاهر كنندگان قرار گيرند و در تمام شهرها مردم را تشويق به شركت در تظاهرات و مبارزه با عوامل انتظامي بنمايد» (8)

البته سياستمداران و سازمانهاي طرفدار مصدق و وابسته به جبهة ملي به اين تقاضا پاسخي ندادند و بعضي نيز جز ناسزاهاي آن چناني پاسخي درخور آن نديدند و چنانكه نوشته‌اند«هيچك از رهبران و سازمانهاي «مليون» تا نصف شب آن شب…. دست بيعتي را كه از طرف آنها دراز شده بود در دست نگرفت». برعكس، روزنامه‌اي مانند شاهد ارگان مهم مليون تا مي‌توانست عليه اين ائتلاف قلمفرسايي مي‌كرد و مردم را از همكاري با «عناصر اخلاگر» بر حذر مي‌داشت»(9) اما پاسخ توده‌هاي مردم، بي‌اعتنا به اين موضعگيري‌ها، اين بود كه به صورتي يكپارچه و با شور و هيجاني بيشتر و عزمي راسخ‌تر از پيش به رو در روئي با نيروهاي حكومتي بپردازند. البته در اين اعلاميه، و هيچ اعلامية ديگري، از اعضاي حزب صريحاً دعوت نشده بود كه به خيابانها بريزند اما به قولي كافي بود كه حزب «همه را از چشم براهي بيرون آورد». يكي از فعالين آن زمان حزب تودة ايران، كه بعدها به صفوف مخالفان سرسخت و كين‌توز آن پيوست، بدنبال جملة بالا نوشت: «با اين كه بيانية حزب توده سراپا دشنام به مصدق بود به شوند همكاري بازتابي نيكو در مردم و پيكارگران جبهة ملي داشت و پس از نيمروز 29 تير در كوي و برزن ديده مي‌شد كه بسياري از كارمندان جبهة ملي بيانية حزب توده را همراه با بيانيه‌هاي خود ميان مردم مي‌پراكنند و شادمانه همكاري حزب تودة ايران را پذيرفتار مي‌شوند. پيشنهاد همكاري كه در بيانية حزب توده وارد شده بود مي‌توانست چرخشي در سياست وي باشد… بدينسان كارمندان حزب توده نيز در روز 29 تير ماه در تهران مي‌بايست به صف پيكار مي‌پيوستند و در شهرستانها نيز كم كم آگاه مي‌شدند(10) و روزنامة «دژ» كه به جاي «بسوي آينده» منتشر مي‌شد در همان روز 29 تير در اشاره به مبارزات کارگران در پاسخ به «اعلامیۀ جمعیت ملی مبارزه با استعمار» برای تمونه قطعنامه های «کارگران انبار چای سازمان برنامه»، «كارگران چيت سازي»، «كارگران سيلو»، «كارگران كارخانة سيمان»، «كارگران انبار سازمان لوله كشي»، «كارگران كارخانجات راه آهن» و… را چاپ كرده بود كه همگي براي سقوط دولت قوام و در دفاع از جنبش ضد استعماري اعلام اعتصاب كرده بودند، به ويژه «كارگران كارخانجات راه آهن» قطعنامۀ خود را با اين عبارات پايان داده بودند كه «همة زحمتكشان، صرف‌نظر از عقايد خاصّ سياسي خود دست بدست هم داده‌اند و… يكدل و يكجهت مي‌خواهند كه دولت خائن فعلي سقوط كند، آزادي احزاب و اتحاديه‌ها و تظاهرات دمكراتيك تأمين شود و دست امپرياليست ها زير هر عنوان كه باشد از نفت و ساير شريانهاي اقتصادي و نظامي مملكت كوتاه شود» (11)

نتيجه اين بود كه به قول همان «نويسنده منتقد» با «چرخش در سياست حزب» «كارمندان» آن در تهران و شهرستان‌ها به «صف پيكار» پيوستند؛ اما بسياري از مسئولان حزبي، و از جمله ما همچنان ناباورانه در جلسات معمولي تشكيلاتي به رتق و فتق امور پيش پا افتاده مشغول بوديم. با اين همه غريو تيراندازي‌ها و ضرباهنگ پاهاي گريزنده، در بيخ گوش ما بالاخره مرا، كه از ديگر رفقا جوانتر و كم طاقت‌تر بودم، وا داشت كه گفتگوي حوزه‌اي را قطع كنم و براي آگاهي بيتشر از اوضاع دست به دامن راديو شوم. اما راديو در ميان گفتارهاي خود، با خواندن اعلامية تازه‌اي از وكيلان طرفدار نهضت ملي مردم را دعوت مي‌كرد كه از خانه‌هايشان بيرون نيايند و آرامش را حفظ كنند! اين اعلاميه را در همان صبح روز 30 تير يك بار ديگر هم شنيدم. باور كردني نبود ولي حقيقت داشت اما شايد نه به آن شوري كه من در آن لحظة هيجانيبرای خودم معنی کردم؛ و بعدها شنيدم و خواندم كه اين اعلاميه نه آن روز صبح بلكه از ديشب از طريق راديو پخش مي‌شده است، با اين ترتيب كه “گويندۀ راديو تهران… از ساعت 11 ربع تا 11 و نيم بعدازظهر يكشنبه 29 تير ابتدا جمله‌اي را به اين مضمون چندين بار تكرار مي‌كند كه «هم ميهنان محترم! توجه فرمائيد! چند دقيقۀ ديگر خبر مهمي به اطلاع شما مي‌رسد.» و نزديكيهاي يك ربع به نصف شب معلوم مي‌شود كه اين خبر مهم چيزي جز همين اعلاميه «فراكسيون طرفداران ادامة نهضت» نبوده است كه «يك نفر سرگرد» آن را يكراست [از] پشت ميكرفون پخش صدا به اين ترتيب قرائت مي‌كند:

«ملت رشيد ايران! چون ممكنست در تعطيل عمومي فردا كه به تقاضاي اينجانبان انجام مي‌گيرد، دشمنان ايران بخواهند از ابراز احساسات ملي هموطنان عزيز سوء‌استفاده نمايند تمنا داريم با كمال متانت و آرامش بدون تجمع و تظاهر و اجتناب از هر گونه تصادم با مأمورين انتظامي بار ديگر رشد ملي خود را به جهانيان ثابت فرمائيد.»(12) و اين «دشمنان ايران» كسي جز توده‌اي‌ها نيستند كه شركتشان در تظاهرات اعتراضي مردم«طرفين متخاصم يعني دولتي‌ها و مليون» را دچار وحشت كرده و نمايندگان دو طرف در همان شب «قسمت شمالي باغ بهارستان» جمع شده و آن اعلاميه را تنظيم مي‌كنند و به فرمانداري نظامي مي‌سپارند تا آن را «در اسرع وقت در راديو منتشر سازند(13)


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.