header image
 
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌ چاپ
آرش   
رفتن به
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72

  

از تير تا مرداد

 باقر مؤمنی

 

از سي‌ام تير 1331 تا 28 مرداد 1332 عدد سيزده يك بار ديگر نحوست خود را نشان داد! سيزده ماهی  كه مي‌توانست لحظه به لحطه بر پيروزيها و سعادت مردمي، كه تمام هستي خويش را وقف پيكار با اهريمنان و اهريمني‌ها كرده بودند، بيافريد از بلندترين نقطۀ فراز شور زندگي به پائين‌ترين نقطة فرود اغماء مرگ فرو غلتيد و بر غمنامة شوربختي مردمي كه تاريخ هستي‌شان با شكست و نيستي سرشته است حجمي تازه افزود.

«در شامگاه 30 تير هيچكس نمي‌توانست بيانديشد كه مردمي چنين فداكار و جانباز، كه با دست خالي و سينه‌هاي عريان به ميدان تانكها، مسلسلها، سرنيزه‌ها و دستگاه مجهز ارتش و شهرباني و ژاندارمري تحت تعليم مستشاران آمريكايي رفته و با نثار بي‌دريغ خون خود با دادن قربانيهاي بيشمار توطئة دربار، هيئت حاكمه و استعمارگران انگليسي و آمريكايي را در هم شكسته بودند، در مدتي كمتر از 13 ماه چنان دچار ضعف و فتور گردند كه مشتي رجاله در خيابانهاي تهران به عربده كشي بپردازند و خاك بر سر اين شهر و كشور بريزند. هيچكس، براستي هيچكس نمي‌توانست چنين افولي را به مخیلة خود راه دهد. چگونه جنبش ملي در مدتي چنين كوتاه از آن اوج به اين حضيض رسيد؟» (1)

در روز 30 تير 1331 در تهران و شهرهاي ديگر ايران چه خبر بود؟
پنج روز پيش از اين روز، در ساعت 8 بعدازظهر روز چهارشنبه 25 تير مصدق، نخست وزيري كه با پشتيباني مردم استعمارگران انگليسي را از پايگاه قدرتشان، شركت نفت B.P. يا «بريتش پتروليوم- كه براي ريشخند مردم ايران به «بنزين پارس» تعبير شده بود- بيرون رانده بود، به علت اينكه شاه از واگذاري وزارت جنگ به او خودداري ورزيد استعفا كرد «و در منزلش در را به روي همه بست و در انتظار نتيجة كار نشست»(2). اما مردم بدون انتظار هيچ اظهار نظر و اعلاميه‌اي از جانب او و ديگر رهبران جنبش، از فرداي همان روز در سراسر كشور، به شكل‌هاي گوناگون به اعتراض برخاستند و سي‌ام تير روز اوج اين اعتراضات بود.

صبح آن روز ما جلسة حزبی داشتيم، در بالا خانه‌اي در اوايل خيابان ژاله، جلسه‌اي از جلسات تشكيلات كل حزب، و مشغول بحث بر سر مسائل جاري و پيش افتادۀ تشكيلاتي بوديم. چيزي نگذشت كه صداي تيراندازي از دور و صداي پاي مردمي كه فرار مي‌كردند از نزديك و در پاي پنجرۀ محل جلسة ما يك لحظه گفتگوي ما را قطع كرد، اما با آن كه اين سر و صدا‌ها يك لحظه هم قطع نمي‌شد بحث تشكيلاتي ما هم چنان ادامه يافت. به بقية اعضاي حاضر در جلسه كاري نداشتم اما آرامش شرميني، كه بعنوان رهبر پرشور و نا آرام و انقلابي سازمان جوانان حزب شناخته شده بود، برايم شگفتي آور بود كه بي اعتنا به اين سر و صداها با حرارت به گفتگو در باره مسائل جاري ادامه مي‌داد. شگفتي من از بي‌اعتنايي رفقا به صداي تك تيرهاي تفنگها و رگبار مسلسلها و ضرباهنگ‌‌هاي بسيار نزديك پاهاي در حال فرار، و آرامش آنها در آن فضاي پر دغدغه، به ويژه در آن لحظه از زمان شايد غير طبيعي مي‌نمود زيرا علاوه بر آن كه رسيدگي به گزارشها و كارهاي تشكيلاتي، از هر مقوله، و گفتگو در بارة آنها براي ما حزبی ها امري پيش پا افتاده نبود، در عين حال در آن لحظة زماني بدبيني و بي‌اعتقادي ما به سياست‌ها و كارهاي دولت مصدق و انتقادهاي تند و تيز و خصمانۀ حزب ما نسبت به آن، و همچنين برخوردهاي خشونت بار طرفداران مصدق با حزب، ما را به اين گونه حوادث تا حدود زيادي بي‌تفاوت كرده بود. ولي آخر مردم و توده‌ها از همان چهار روز پيش در كوچه‌ها و خيابانها دسته جمعي نفرت خود را از دولت جانشين آن فرياد مي‌زدند، و اين فريادها اندك اندك به زد و خورد‌ها و درگيري‌ها با مأموران انتظامي گسترش يافته بود و نمي‌توانست در رهبران جنبش و از آن جمله در حزب ما و رهبري آن تأثير نگذارد:

ابتدا در روز 28 تير  در «كميتة تمركز مبارزات ملي» به عنوان «يك تصميم بي‌سابقه» باتفاق آراء «نمايندگان طرفدار نهضت ملي» قرار گداشته مي‌شود كه «براي روز سه‌شنبه اول مرداد زنها و بچه‌ها در تمام كشور به پشت بام‌ها رفته و براي سعادت و استقلال ايران اذان گفته و دعا و مناجات نمايند، و اين تصميم به وسيلۀ اعلاميه و تلگراف و تلفن به تمام نقاط كشور اطلاع داده مي‌شود»(3). اما سرانجام روزنامه‌هاي صبح 29 تير از اعلاميه‌هاي برخي جريان‌ها و شخصيت‌هاي سياسي ديگر خبر مي‌دهند:

سيد ابوالفاسم كاشاني ضمن دفاع از «دكتر مصدق» به عنوان «بزرگترين سدّ راه جنایت» سياستهاي استعماري و اشاره به سوابق «پر از خيانت و ظلم و جور» قوام و پرورش او «در دامان ديكتاتوري و استبداد»، به «برادران ايماني ايراني» هشدار مي‌دهد كه «بيگانگان درصدند كه به وسيلة ايشان تيشه بر دين و آزادي و استقلال مملكت زده و… توطئة تفكيك دين از سياست… امروز در سر لوحة برنامه اين مرد جاه طلب قرار گرفته است» و «بر عموم برادران مسلمان لازم است كه در راه اين جهاد اكبر كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعمار ثابت كنند كه تلاش آنها در بدست آوردن قدرت و سيطرة گذشته محال است»؛ و در خاتمه «از عموم هموطنان عزيز… كه در گوشه و كنار مركز و شهرستانها براي اعتلاء دين مبين حضرت خاتم النبين صم و استقلال و آزادي ملت ايران همت گماشته‌اند صميمانه تشكر نموده» بود.(4)


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.