|
صفحه 1 از 72 خاطرات و مقالاتی از: حسن ضیا ظریفی یکی از بنیانگذاران سازمان چریک های فدایی خلق ایران، محمد رضا شالگونی، باقر مؤمنی، علی اصغر حاج سید جوادی، سیروس آموزگار، داریوش آشوری، آروند آبراهامیان، حمید ذالنور، رضا مرزبان، هوشنگ صدر کشاورز، ابوالحسن بنی صدر، امیر هوشنگ آریانپور، بابک امیر خسروی، ناصر پاکدامن، هدایت متین دفتری، محسن قائم مقام، نصرالله نوح، طاهر احمدزاده، مرتضی محیط و عباس عاقلی زاده.
*****
نگاه به كودتاي ۲۸مرداد ۱۳۳۲، دريچهايست براي بررسي، و بازشناخت حركات سياسي كودتاگران ديروز -امريكا، انگليس و سلطنت پهلوي- و مدافعان امروزِ «دموكراسيِ نظم نوين» جهاني. به دنبال روبرو شدن امپراطوري امريكا با بحران ساختاري در سالهاي اخير، و كمك اسلامگرايان ضد بشري به نقشه از پيش طراحي شدهيِ مجموعهِ دستگاه حاكمهي امريكا- فرمانراويي نظاميِ جهان- ، منطقهيِ خاورميانه به عنوان ضعيفترين حلقه براي اعمال اين زورگويي و اعمال اين سركردگيِ نظامي، انتخاب شد.
با فرو ريزي سيستم كشورهاي بلوك شرق، زمينهي مساعدی براي اين سياست امريكا، كه تمام جناحهاي سرمايه، سالها آرزوي متحقق كردناش را داشتند فراهم شد.
ريچارد هاس، عضو شوراي امنيت ملي امريكا و همكار ويژه رئيس جمهور در دوران رياست جمهوری بوش (پدر)، در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۰ در مطلبي با عنوان «امريكاي امپراطور» اعلام كرد ، « براي آن كه امريكا بتواند به هدف خود، يعني كسب موقعيت بلامنازع جهاني نايل شود، ضروري است كه امريكاييها طرز تلقي خود را نسبت به نقش خويش تغيير داده و به جاي يك دولت ملي سنتي، خود را يك فرمانروايي جهاني، در نظر بگيرند». اين كلمهي «فرمانروايي» كه امروزه سياستمداران امريكايي به كار ميبرند، همان عبارت «امپرياليسم» با استثمار اقتصادي و كنترل ارضي است.
چنين دركي از سوي مقامات امريكايي به اين معني است كه: « هر كجا كه مصالحشان ايجاب كند از قدرت نظامي بلامنازع خود در راستاي تهاجم و اشغال كشورهاي مختلف جهان استفاده خواهند كرد». به قول سمير امين: «گزينش نظامي هدفي ندارد مگر جبران ضعفها و نارساييهاي اقتصاد امريكا كه ظرفيت رقابتياش در تمام عرصههاي توليدي، بي وقفه تضعيف شده و بهترين گواه آن نيز كسري موازنهي تجاري است. در واقع امريكا كه ديگر نميتواند خود را به لحاظ برتري اقتصادي «رهبر طبيعي» قلمداد كند تلاش دارد به عنوان ديكتاتور نظاميِ نظم جهاني، شرايطي را فراهم سازد كه متحدينِ زير سلطهي او (اروپا و ژاپن) و ديگران مجبور شوند كسري موازنهاش را پرداخت كنند.» پس از حملهي وحشيانهي اسلامگرايان به برجهاي نيويورك، جنب و جوش تازهاي در اپوزيسيون رژيم ايران، در خارج از كشور آغاز شد. بخشي از اين اپوزيسيون- هم چون بخشي از اپوزيسيون رژيم در داخل- با اميد به امريكا و انگليس- كودتاگران اصلي 28 مرداد 1332 بر عليه حكومت ملي دكتر مصدق- خواب سرنگوني رژيم جنايت كار جمهوري اسلامي ايران را ميبينند! غافل از اين كه اين كودتاگرانِ ديروز كه دست در دست بخشي از روحانيت امروز، حكومت ملي مصدق را سرنكون كردند، جز منافع اقتصادي و سياسي خود به هيچ پرنسيپ انساني از جمله حقوق بشر اعتقاد نداشته و ندارند.
شايد نگاه به گوشههايي از وقايع ۲۸ مرداد ، درس آموزي و يا كمكي باشد براي آينده ايران.
آن چه در زير ميخوانيد، خاطرات و مقالاتي است از دوستان و همكاران آرش، كه خود شاهدين زنده آن روز بودهاند.
پرویز قلیچ خانی
|