|
گفت و گو با تراب حق شناس، مهدی خانبابا تهرانی، ناصر کاخساز و محمد رضا شالگونی:
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 4 از 5
گفتوگو با مهدي خانبابا تهراني
پرويز قليچخاني: آقای تهرانی با تشکر از وقتی که در اختيار من گذاشتيد تا گفتگوئی داشته باشيم: آقاي تهراني، با اينکه مدتی از "انتخابات"گذشته، هنوز هم برای اکثر کسانيکه درگير مسائل سياسی ايران بودند اين "انتخابات" يک شوک است. حتا براي کسانی که "انتخابات" را تحريم کرده بودند. بالا آمدن رفسنجاني و احمدينژاد، برای دور دوّم و نيز انتخاب شدن احمدی نژاد، براي خيليها غير مترقبه بود. هر چند كه احمدی نژاد شناخته شده نيود ولي ميدانستند كه سپاه و اطلاعات ار او حمايت ميكنند؛ ولی، اخباري هم که از ايران می رسيد حاكي از آن بود كه او در شهرداری تهران، برای تهی دستان و حاشيه نشينان کار کرده؛ شعار عدالت اجتماعيِ سنتي را مطرح كرده؛ و علت فقر و فحشا در جامعه را آقازادهها ميداند. خلاصه دفاع از زحمتكشان و محرومان جامعه. نظر شما چيست؟ شما فکر می کنيد چه اتفاقی افتاده؟ چرا اپوزيسيون! آدم های با تجربهای مثل خود شما، گوشه هاي مهمي از مسئله را يا نديدهايد و يا كمتر ديدهايد. مهدي خانباباتهرانی: ابتدا از امکانی که به من دادید سپاسگزارم. در باره انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران من چند بار سخن گفته ام. شايد از نخستین کسانی باشم که بیش از شش ماه قبل از انتخابات، وقتی آقای شمس الواعظين در تهران پيشنهاد بازگشت آقای رفسنجانی را داد و گفت که يکی از راه حلها بازگشت هاشمی رفسنجانی است و آقای سحرخيز در تهران به پاسخ گوئی او برخاست، من نيز در راديو آلمان بحث مفصلی کردم که چرا هاشمی رفسنجانی گزينهي خوبی نيست و چرا موفق نخواهد شد. اين پيش بينی را در راديو واشنگتن نیز تکرار کردم. متن تفصیلی این گفت و گو ها در سایت من هست. در این گفت و گوها گفتم که در ايران دو نهاد سازمان يافته وجود دارد که با اتکاء به سازمان یافتگی خود و با بهره گیری از امکانات مالی و سیاسی و امنیتی می کوشند تا از پیروزی آقای رفسنجانی در انتخابات جلوگیری کنند. این دو نهاد که ساختارهای اصلی حکومت پنهان اند سپاه پاسداران و نيروی نظامی و نهادهای وابسته از یک سو و نهادهای اطلاعاتی از دیگر سو هستند. من اشاره کردم که آقای هاشمی از آغاز تا کنون از عناصر اصلی حکومت ایران و نزدیک ترین مشير و مشار آقای خمينی بوده و در جنگ هشت ساله ايران و عراق، در قتل های زنجيره ای، در فساد مالی و در تمام حوادث اصلی و مهم نقش کلیدی داشته است. من در این گفت و گوها تاکید کردم که هيچ ارتشی پس از بازگشت از جبهه ها تا زمانی که غبار میدان های جنگ را از روی پوتین های خود پاک نکند و سهم تاریخی خود را در هرم قدرت به چنگ نیاورد به آرامی در خوابگاه های سربازخانه ها نخواهد غنود. سپاه و ارتش در جنگ هشت ساله با نیروهای متجاوز عراق در موقعیتی کاملاً نابرابر سرافرازنه از مرزهای کشور دفاع کردند. در آن زمان آقای هاشمی رفسنجانی بعد از فتح خرمشهر اصرار می کرد که نیروهای ایران به خاک عراق وارد شوند و انقلاب اسلامی را صادر کنند. اين واقعیت را همهي ارتشیها و سپاهیها می دانند. نيروئی که نيم ميليون از نفرات انسانیاش را به دلیل سیاست کسانی چون رفسنجانی در به داراز کشاندن جنگ از دست داده بود و پس از بازگشت از جبهه ها شاهد فقر، درماندگی و استیصال خانواده رفقای از دست رفته خود بود، نیرویی که با باور به آرمان هایی چون عدل علی، حکومت مستضعفان، برابری و عدالت در جبهه ها جانفشانی کرده بود و پس از بازگشت شاهد زندگی فقیرانه خانواده های کشته شدگان و معلولان جنگی از سویی و فساد نهادینه شده، رانت خواری قدرت مندان، ثروت اندوزی و ثروت های باد آورده از دیگر سو بود، بدون تسوسه حساب تارخی ساکت نمی نشست. در چشم این نیرو هاشمی رفسنجانی با برنامه سازندگس کذایی و انحصار قدرت و فساد مالی سمبل انحراف از اصول انقلاب بود. این نیرو محال بود بگذارد هاشمی رفسنجانی دوباره کرسی ریاست جمهوری را به چنگ آود حتا به قیمت جان او. پرسیدید چرا بعد از "انتخاب آقای احمدی نژاد " عدهای دچار شوک شدند؟ بخشی از دلیل را باید در ساده انگاری برخی فعالان سیاسی اپوزیسیون یافت. گرایشی در اپوزیسیون داخل و خارج از کشور تا حد زیادی از تحولات بزرگ اجتماعی و جابه جایی لایه های گوناگون جامعه بی اطلاع است. به دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی ساختار اقتصادی سیاسی جامعه ایران دگرگون شد. مهاجرت انبوه مردم فقیر از روستاها و شهرهای کوچک به تهران و دیگر شهرهای بزرگ با ضرباهنگی پرشتاب افزایش یافت. با هجوم انبوه مردم فقیر حلبی آبادها و آلونک ها در حاشیه شهرهای بزرگ گسترش یافت. تنها در تهران 120 هزار کارتن خواب گزارش شده است و میدان آزادی به یکی از مراکز کارتن خوابی بدل شده اشت.از دلایل شورش های شهری دوران دوم ریاست جمهوری رفسنجانی می توان به این گوه تحولات اشاره کرد. در دوران آقای خاتمی نیز این روند افزایش داد. 8 سال تجربه اصلاحات دولتی آقای خاتمی که به شکست انجامید نیروهای جوان را سرخورده و به نیروی معطل جامعه بدل کرد. آقای احمدی نژاد و یاران او نیرویی بودند که با ادعای ساده زیستی، مبارزه با فساد و نابرابری و توزیع عادلاتر تر درآمدهای نفتی خود را نماینده مطلومان و محرومان جامعه معرفی کردند و پرچم عدل علی و آرمان های انقلاب اسلامی را به دست گرفتند. برنامه پوپولیستی آقای احمدی نژاد و حامیان او بر نیازها و خواست های مهم جامعه انگشت گذاشت تا حمایت فقرا را جلب کند. شعارهای این نیرو به خواست های فقرا و حاشیه نشینان نزدیک تر بود تا شعارهای آقای رفسنجانی. چپ در جهان و تاریخ با طرفداری از عدالت اجتماعی و مبارزه برای بهبود وضعیت زحمتکشان جامعه تعریف می شود. چپ چشم بازی دارد برای دیدن نیازهای محرومان جامعه اما بخشی از چپ ایران در انتقاد از گذشته استالینی خود تا آن جا پیش رفت که ماهیت خود را از دست داد و فعل و انفعالات جناح های مذهبی حکومت اسلامی را چون محور تحلیل ها و سیاست گذاری خود به کار گرفت. تحلیل ها و سیاست های این گرایش، گرچه خود را نیرویی عرفی قلمداد می کند، اما به واقع هیچ نبود مگر دنباله روی از تحلیل ها، مواضع و سیاست های گرایش ها و جناح های مذهبی حکومت اسلامی. این گرایش تحولات اجتماعی را ندید چرا که بیش تر به تحولات قدرت توجه داشت. گرایشی که خود را سکولار و لائیک می داند در اولین قدم سیاست ها و مواضعی را تدوین و اجرا می کند که نیروهای لائیک و دموکرات جامعه را جلب کند. جمهوری خواهی عرفی در بیان مواضع و سیاست های خود، آن جا که مساله اصلی و اساسی جدایی دین از حکومت مطرح است، به بهانه همراهی با نیروهای اصلاح طلب دینی ، از اصل جدایی ناپذیری دموکراسی و جمهوریت چشم پوشی نمی کند. آن بخش از جمهوری خواهان دل بسته به اصلاحات در ساختار سیاسی حاکم و قانون اساسی اسلامی، که هنوز به کسب مطالبات سیاسی و اجتماعی در این محدوده اعتقاد دارند ، باید به این پرسش پاسخ گویند که پس از تجربه 8 ساله آقای خاتمی و با حاکمیت ولی فقیه از سویی و اعتقاد همه گرایش های اسلامی در ایران بر تقسیم و تفکیک ملت و شهروندان ایرانی به خودی و غیر خودی، چگونه می توانند سیاست ها و مواضع گذشته خود را تکرار کنند. طرفداران همکاری و همراهی با نیروهای اصلاح طلبان دینی حکومتی و طیفی از آزادی خواهان ایرانی که از تقویت عناصر جمهوریت و مردم سالاری در نظام سیاسی و حقوق حاکم کنونی دفاع می کنند، هنوز نمی توانند این واقعیت را توضیح دهند که چرا اصلاح طلبان حکومتی، حتا در حساس ترین موقعیت های سیاسی ، خط فاصل خود را با نیروهای عرفی و سکولار غیر حکومتی قاطع تر و روشن تر از فاصله خود با بنیادگرایان محافظه کار حفظ می کنند. آن بخش از اپوزیسیون که خود را سکولار و دموکرات و جمهوری خواه می دانستند و طمع مشارکت در قدرت اسلامی را با همراهی با جناح های حکومتی در سر می پرورانندند باید یک بار و برای همیشه با آینده نگری بیش تری عمل کرده و با رها کردن این پندار به صف اپوزیسیون سکولار و دموکرات و مستقل ایرانی بپیوندند. اپوزیسون سکولار و دموکرات ایرانی با ارائه هویت مستقل بر مبنای مطالبات روشن و واضح دموکراتیک می تواند نیروهای گوناگونی را که در جامعه ما خواستار دموکراسی و جدایی دین از حکومت اند جلب کرده و صف مستقل اپوزیسیون دموکرات ایرانی را سامان دهد. گرایش های دیگری در انتظار آن اند که ارتش امریکا دموکراسی را برای ایرانیان به ارمغان آورد. طرفه آن که بخشی از استالینیست های سابق نیز در این گرایش حضور دارند.اینان گرچه مدعی انتقاد از بینش های گذشته خویش اند اما نقد گذشته نزد آنان به نقد سطحی برخی احکام محدود شده اشت. نزد اینان در گذشته دیکتاتوری پرولتاریا دگمی خدشه ناپذیر بود و اکنون دموکراسی صادراتی. در گذشته قرار بود ارتش سرخ سوسیالیزم را به ما هدیه دهد و امروز قرار است ارتش امریکا دموکراسی را به ایران صادر کند. در گذشته طبقه کارگر کلید بهشت را در دست داشت و امروز جناح های حکومت اسلامی. این گرایش به جای توجه به قشربندی طبقات زحمتکش ايران به دعواهای درون حکومتی توجه بیش تری داشت. بخش دوم مسئله اين است که نيروهای مقابل آقای احمدی نژاد، نيروهای برجسته و گزينه های خوبی نبودند. آقای معين که نماينده اصلاح طلبان بود با سرشکستگی به انتخابات برگشته بود. او نخست اعلام کرد که با نظارت استصوابی شورای نگهبان مخالف است اما زمانی که این شورا صلاحیت او و دیگر نامزدان اصلاح طلب دینی و ملی مذهبی ها را رد کرد با حکم حکومتی رهبر که به عقو ملوکانه شباهت داشت به صحنه انتخابات بازگردانده شد. روان شناسی اجتماعی ایرانیان چنین سیاست مداری را باور نمی کند. حد اکثر برنامه آقای معین تکرار کاستی های برنامه شکست خورده آقای خاتمی بود. آقای کروبی با وعده 50 هزار تومانی 5 میلون رای به دست آورد که در دور دوم نصیب آقای احمدی نژاد شد. اصلاح طلبان نامزد مشترکی نداشتند و محافظه کاران با تاکتیک سنجیده نخست نامزدهای متعددی را مطرح و به موقع مجموعه رای ها را جمع کردند. قليچخاني: آقای تهرانی، می گوئيد که رقباي احمدي نژاد، گزينههاي خوبی نبودند، حال فرض بر اين بگذاريم كه اگر گزينهي خوبی هم بودند آيا امکان داشت غير از اين شود؟ چون "حزب آبادگران" که حزب سپاه است در مجلس هفتم، توانسته بود هفتاد نمايندهي خود را وارد كند. به طور كلي جناح محافظهكار حكومت اسلامي میرفت برای يک پارچهتر کردن خود، پس بالطبع اگر هر گزينهای در مقابل اينها صورت میگرفت، امکان نداشت انتخاب شود. اينان تصميم به تسويه حساب با اصلاحطلبان و يك پارچهتر كردن حكومت گرفته بودند. بد نيست در همينجا به نكتهاي اشاره كنم، به مسئلهي فقر و كارتن خوابها: از زماني که قرار شد سپاه پاسداران بودجهاش را خودش تأمين کند، يكي از مراكز مهمي كه به فساد و فقر در جامعه دامن ميزند همين سپاه پاسداران و مراكز وابسته به آن است. سؤال اينست: چرا اپوزيسيوني كه از قبل زمينهي اين فقر و فساد و كارتن خوابي را ميدانست برای افشاي عوامل و مراكز آن اقدام نکرد؟ امروزهِ براي اكثريت مردم ايران مسئلهي نان، مهمترين معضلشان است و به همين خاطر شعار آزادی، بسيجكننده نيست. چرا روشنفكران و اپوزيسيون، در صدد افشای سياستِ محافظهكاران در جامعه بر نيامدند؟ خانبابا تهراني : اگر گزینه دیگری در یک انتخابات به واقع آزاد مطرح می شد سرنوشت انتخابات به گونه دیگری رقم می خورد اما در این انتخابات با دخالت سازمان یافته نهادهای گوناگونی چون شورای نگهبان، سپاه و اطلاعات و بسیج و دستکاری در آراء این بحث مطرح نیست. می پرسید چرا اپوزيسيون موقعیت را به درستی تحلیل نکرد. بخشی از اپوزيسيون به جای توجه به تحولات اجتماعی و طبقاتی جامعه چشم و امید به نزاع های جناحهای حکومت دوخته بود. يعنی نگاه اجتماعی و تحلیلی و دیدگاه جامعه شناسانه خود را رها کرده بود. به جای بررسی صف آرائي طبقات، نيروهای اجتماعی و قشربنديهای جامعه ، روالی که چپ ها اغلب داشتند، جدال های جناح های حکومتی را اصل گرفته و توجه خود را به گفتمان جناح های در قدرت معطوف کرده بود. برخی تحقق دموکراسی را در گروه پیروزی این یا آن جناح حکومتی میدانستند در حالی که جناح اصلاح طلب حکومتی چون جناح مقابل بیش از هر چیز به حفظ نظام پای بند بود و هر مساله ایی و برنامه ایی را بر مبنای حفظ نظام می سنجید. نفی برابری حقوق شهروندان صرف نظر از تعلقات مذهبی- عقیدتی، جنسی و فرهنگی؛ و تقسیم ملت به خودی و غیر خودی وجه مشترک همه جناح حکومتی است. آن جائی که پای مصالح نظام به ميان می آمد، همه جناح ها با هم متحد می شدند و در آينده هم همينطور خواهد بود. تقسیم بندی خودی و غیر خودی چنان تنگ است که نه فقط من و شما که حتا منتظری و بنی صدر و بازرگان و سایر گرایش های دینی که در اصل ولایت مطلقه فقیه تردید می کنند، هم غير خودی تلقی می شوند. قدرت اصلی در جمهوری اسلامی در دست دولت پنهان است. دولت پنهان انحصار درآمدهای نفتی و گاز، انحصار بخش اصلی اقتصاد جامعه از جمله انحصار واردات و صادرات، خرید و فروش ارز و کنترل تمامی بنادر و مبادی گمرکی و فرودگاه ها و توزیع درآمدهای ارزی را در دست دارد. نهادهایی چون مدرسه حفانی و مدارس دینی، مساجد، امام جمعه ها، سپاه، بسیج قوای انتظامی ، وزارت اطلاعات و نهادهای موازی امنیتی اطلاعاتی ، نهادهای انتصابی و در راس آن ولایت فقیه بازوهای دولت پنهان است. دولت خاتمی در کنار دولت پنهان سایه ایی بیش نبود. بخش دیگری از اپوزیسیون که ادعای مخالفت با همه جناح های حکومتی را داشت و در متون سیاسی خود واژه های کارگر و زحمتکش و محرومان جامعه را تکرار کرده و خود را لائیک می نامید نیز جز تکرار مفاهیم نخ نمای گذشته و ارائه فرمول های منسوخی چون مبارزه کارگری و خلقی هیج نگاه و برداشت تازه و مشخصی را مطرح نکرده و از تحولات جامعه بیگانه بود. این گرایش گرچه ادعای نقد گذشته را دارد و از مفاهیمی چون دموکراسی و حقوق بشر حرف می زدند اما با همان بینش مطلق گرا و دگماتیستی گذشته به جهان مینگرد و خواب تحقق رویاهایی را میبیند که نسخه اصلی آن ها فروپاشیده است. چشم بند ایدیولوژیک راه دیدن واقعیت ها را کور می کند. قليچخاني: اخطاري كه انتخابات مجلسهفتم داد گويا بود. در همين" آرش" آقاي علياصغر حاج سيد جوادی اشاره کرد که نظامی ها متشکل شده و در حال آمدن هستند! متاسفانه درگيريهای درون اپوزيسيون روی نهادهای مدنی؛ که البته بجای خود خوبست ولی با شرايط فقر و بيخانمانياي كه در ايران وجود داشت، در اولويت نبود. اگر اپوزيسيون تلفيقی از آزادي و عدالت اجتماهي را مد نظر داشت می توانست درستتر عمل كند. بنظر شما اپوزيسيون و روشنفكراناش بعد از اين چه نوع عينکی را بايد به چشم خود بزنند تا زودتر و بهتر وقايع را ببيند تا بتوانند در افشاگریها و تبليغاتشان، انعكاس و ماديّت ببخشند؟ خانبابا تهراني: پاسخ پرسش شما را در باره نگاه اپوزیسیون که شما از آن به عنوان عینک یاد می کنید در پرسش و پاسخ قبلی دادم. هشدار در باره قدرت گیری نظامیان در ایران نیز در رسانه های فارسی زبان و غیر فارسی از مدتها پیش از نگاه های مختلفی مطرح بود. مساله این است که محافظه کاران در ایران متحد شدند و اما گرایش های گوناگون اپوزیسیون چنان که در قبل گفتم، تحولات اجتماهی مهم را ندیده و درگیر بحث های انتزاعی و پراکندگی خود بودند. آشفتگی و ضعف اپوزیسیون در داخل و خارج از زمینه ها و دلایل پیروزی محافظه کاران بود. به نظر من اپوزیسیون می تواند با نقد نگرش ها و مفاهیم خود و با محور قرار دادن تحولات اجتماعی جامعه ایران و خواست ها و نیازهای اقشار گوناگون مردم نقش مهمی در جنبش دموکراسی خواهی ایران ایفاء کند . محور توجه اپوزیسیون به جای مفاهیم ایدیولوژیک و یا جناح های حکومتی یا دولت های خارجی باید به سوی مردم ایران باشد. . قليچخاني: نظر شما در مورد سنديكاها، اتحاديهها و انجمنهاي مختلف چيست؟ خانباباتهرانی: تا زمانی که جامعه مدنی و نهاده های مستقل غیر دولتی از جمله اتحادیه ها و احزاب سیاسی در ایران نهادینه نشود دموکراسی در ایران نیز تحقق نخواهد یافت. دموکراسی حاصل رشد فرهنگ عمومی به ویژه فرهنگ سیاسی جامعه است. در جامعهایی از نظر فرهنگی عقب مانده و با اپوزیسیونی دور از فلسفه سیاسی و فرهنگ دیکتاتوری ها جا به جا می شوند و دموکراسی غائب می ماند. قليچخاني: پس از انتخابات، سرو صدايِ تمام طرح های جمهوریخواهي از، اتحاد جمهوری خواهانِ برلن تا لائيك پاريس، "رفراندوم " و منشور 81 و بيانيه های مختلفي كه در داخل منتشر شد، فرو ريخت. با كمي دقت، در اين طرح و برنامههايي كه حكومتيان- لااقل جناح محافظهكار- آغاز كرده بود به خوبي ميشد ديد، که سپاه و بسيج چه نقشی دارند و چگونه سازماندهی می کنند؛ و چرا اصولاً براي رياست جمهوري سه کانديدا معرفي كردهاند! کم توجهی به اين بازی سياسیای که سپاه و نظاميان و محافظهكاران آغاز کرده بودند جناحهاي اپوزيسيون را فلج كرد. چه ضعفی درون جمهوريخواهان مختلف و طرفداران " رفراندوم " وجود داشت؟ خاباباتهرانی: گفتمان جمهوری خواهی هنوز در جامعه ما عمق نیافته و نهادینه نشده است. جمهوری خواهی نه یک برنامه سیاسی که بینشی است که بر رأی آزاد اکثریت و انتخابی بودن نهادهای حکومتی بنا شده است. در یک جمهوری، احزاب از راست تا چپ از محافظه کار تا سوسیالیست برنامه های خود را به رأی مردم میگذارند. از این روی عدالت اجتماعی، همچون طرفداری از اقتصاد آزاد بازار، مفاهیم و برنامه هایی است که احزاب در نظام های بهره مند از انتخابات آزاد مطرح کرده و متناسب با بخشهایی از رای مردم را کسب میکنند. جمهوریت به معنای حکومت رأی آزاد اکثریت با اصلیترین مفاهیم حکومت اسلامی چون ولایت فقیه ووو تضاد دارد. کسانی که در ایران حکومت می کنند به جمهوریت اعتقادی ندارند و می بینیم که آرام آرام از جمهوریت نظام دور شده و بیان روشن حکومت اسلامی را به عنوان خواست خود مطرح می کنند. اتحاد جمهوری خواهان به جای توجه به مبانی اصلی جمهوریت و تعمیق این بینش در جامعه و روشنگری در باره نظام ولایت فقیه که نافی جمهوریت است، بیش تر به تضادهای درون جکومتی توجه داشت. جمهوری خواهان لائیک گمان می کردند با افزودن صفت لائیک خط فاصلی با دیگر گرایش های جمهوری خواهی به وجود آورده و صفت لائیک را چون برنامه و درک خود مطرح میکردند، اما در سیاست نه صف ها و واژه ها که واقعیت ها است که حرف آخر را می زند. اینان میپنداشتند که می توان مفاهیم منسوح چپ را در جامه جمهوری خواهی و با صفت لائیک دوباره عرضه کرد. اینان میکوشیدند چپ پراکنده را جمع کنند اما اگر اتحاد جمهوری خواهان در میان نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج بازتابی یافت جمهوری خواهان لائیک در عرصه واقعی سیاست ایران در داخل و خارج هیج تاثیری نداشتند و حتا نتوانستند بخش مهمی از چپ را متحد کنند. قليچخاني: محافظهكاران می گفتند که آزادی مسأله مهمی نيست و اين ثروت باد آورده آقازاده هاست که باعث فقر و فحشا درون جامعه شده؛ و اينان قول نان به مردم دادند. چرا شعارهاي محافظهكاران در جامعه بُرد داشت؟ خانباباتهرانی: تنها در جامعهای استبدادی و محروم از انتخابات آزاد می توان مدعی شد که آزادی مهم نیست. پیروزی جناح محافظه کاران تنها در انتخابات غیر آزاد ایران،در نبود احزاب سیاسی و آزادی بیان، با نظارت استصوابی شورای نگهبان و دست کاری در آراء ممکن است. این پیروزی، پیروزی در مسابقه ایی است که رقیب در آن حضور ندارد. دموکراسی نیاز اصلی و ضرورت تاریخی جامعه ایرانی است و رشد و توسعه اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی بدون دموکراسی ناممکن است. نانی که احمدی نژاد قول آن را داده است و قرار است با پول نفت بر سفره های مردم بنشیند هرگز تامین نخواهد شد. قليچخاني: عدهاي معتقداند كه رفسنجاني فريب محافظهكاران را خورده است! و محافظهكاران در طرح و برنامهي پيشبيني كردهي خود، موفق شدهاند. شما چه فكر ميكنيد؟ خانباباتهرانی: ابداً ! اصلا ً موضوع فريب و توطئه در ميان نيست. هاشمی رفسنجانی در جمهوری اسلامی برای خود وزن و جایگاه خاصی دارد و اين را فراموش نکنيد که اصلاح طلبان در بازی سیاسی باختند. افت رای اصلاح طلبان بدون حضور محمد خاتمی یا چهره مقبول دیگری قابل پیش بینی بود. علاوه بر این اشتباهات اصلاح طلبان رای آنها را کاهش داد از جمله تعدد نامزدها، کروبی، مهر علیزاده و معین، به شکستن آراء انجامید. برخی رفسنجانی را مردی برای همه فصول می دانستند و گمان می کردند که او هر بحرانی را به سود خود مهار می کند و نتیجه می گرفتند که او در دور اول پیروز خواهد شد. اما در توضیحات قبلی گفتم این برداشت اشتباه بود. عامل دیگر که در نتیجه انتخابات موثر بود جا به جایی اراء بود مثلاً لایه هایی از مردم که در انتخابات دور ششم مجلس رای خود را به رفسنجانی نداند، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، آن گاه که رای دهندگان باید بین رفسنجانی و احمدی نژاد یکی را برمی گزیدند، به احمدی نژاد رأی دادند. تردیدی های رفسنجانی برای شرکت در انتخابات که چند ماه طول کشید نیز نشانهایی بود از آگاهی نسبی او بر موقعیت خود در میان مردم. گذشته از این تحلیل های مقطعی که می تواند درست یا غلط یاشد، نکته ایی مهم در پرسش شما بود که در تحلیل های دیگری نیز دیده می شود. ارزیابی روی دادهای اجتماعی و سیاسی مهم بر مینای نقشه ها و برنامه های پنهانی، راه به شناخت واقعیت ها نمیبرد. اگر به جای دیدن تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جامعه و جا به جایی لایه های گوناگون یک اجتماع، مبنای تحلیل خود را بر نیروهای مخفی و برنامه ها و توطئه های پیچیده استوار کنیم، اگر فرض کنیم که نیروهای مخفی با قدرت مطلق می توانند تمامی نقشه های خود را تحقق بخشند و در جامعه توان آن را دارند که فراتر از عوامل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نقشه های خود اجرا کنند، اگر فرض کنیم که تحولات سیاسی بازی توطئه گران پشت پرده است لایه های اجتماع و گرایش های مختلف جامعه را نفی کرده و جامعه را در حد خمیری که به هر شکلی درمی آید تقلیل دادهایم. من منکر نقش نیروهای مخفی و توطئه های سیاسی در تاریخ نیستم .اما تاثیر این نوع توطئه ها بر روندهای مهم اجتماعی و سیاسی در آن حد نیست که جای تحلیل علمی را بگیرد. در تحلیل هایی که بر تئوری توطئه استوار است همیشه یک پرسش بی جواب می ماند. مدعیان این نوع تحلیل ها هرگز نمی توانند روشن کنند که اطلاعات خود از نقشه های پنهانی را از کجا و چگونه به دست آورده اند. قليچخاني: گردانندگان اصلی جمهوری اسلامی در اين طرح و برنامههاي سياسی، نقشههاي مختلفی را جلوی خودشان داشتند و وسط بازی هم مُهرهها را جا به جا کردند. محافظهكاران مُهره ها را خوب چيده بودند و حدود ده ميليون رأي هم داشتند. دعوا برسر اين بود که بقيهي آرا را از کجا بياورند ! بخش اول را دور اول روی احمدی نژاد و کروبی تقلب کردند و کروبی را کنار زدند تا احمدی نژاد رقيب رفسنجانی بشود. رفسنجانی هم می دانست که امکان دارد او را نيز كنار بزنند؛ و از اينرو با گرفتن فتواي برخي از روحانيون تمهيدات لازم را ميديد. ميگويند ديداری بين خامنهای و رفسنجانی صورت گرفته و خامنهای هم گفته که عدم حضور شما مملکت را با بحران مواجه می کند و لازم است شما حضور داشته باشيد. آيا شما فکر نمی کنيد که اين اطمينان به هاشمی داده شده بود که در انتخاب برنده خواهد شد؟ خانبابا تهراني: آن چه كه اعلام شده است این که آقای رفسنجانی با آقای خامنهای ملاقات نداشته و آقای خامنه ای هم گفته است که من در انتخابات دخالت نمیکنم اما معتقدم که يک نيروی جوان انتخاب بشود. اما روشن است که آقای خامنه ای و دیگر نهادها و مقامات تا آن جا که توانسته اند کوشیدند تا به شیوه های گوناگون بر نتیجه انتخابات به سود خود موثر باشند . بحث اما نه در باره دخالت نهادهای جمهوری اسلامی در روند انتخابات که در باره تحلیل گرایش های رأی دهندگان است. ما موضع گیری لایه های گوناگون جامعه را تحلیل بايد تحليل کنیم. قليچخاني: من فاصله بين دور اوّل و دوّم را می گويم. هاشمی پس از دور اول در دفاع از كروبي اعلام كرد كه حق آقاي كروبي از بين رفته است و من با اين كه اول شدهام حاضرم كنار بكشم. عبدی هم بعد از دور اول گفت: که به آقا بگوئيد بنفع آقای کروبی بکشد کنار ! آيا وظيفهي کادرهای سياسی اين نيست که روندها را از قبل تجزيه تحليل كنند تا بتوانند با قدرت بيشتري ترفندهاي رژيم را افشا كنند؟ خانباباتهرانی: خواست اعلام شده آقای خامنه ایی و سران نظام این بود که بیش ترین تعداد مردم را به پای صندوق های بکشانند تا میزان آراء را به نفع مشروعیت نظام به کار برند. تاکتیک های گوناگونی نیز در این زمینه به کار گرفتند. از جمله تعدد نامزدهای محافظه کاران اقتدار گرا. کشاندن اصلاح طلبان دولتی و ملی مذهبی ها و برخی از روشنفکران به پای صندوق ها، بهره گیری از نیازهای مردم محروم و ترس از فاشیزم وووو. ضعف های اپوزیسیون نیز مزید بر علت شد. تحلیل آراء و جابه جایی رای ها را در پرشسهای قبلی پاسخ دادم. آمدن هاشمی نیز به گرم شدن تنور انتخابات کمک کرد و برخی از روشنفکران و سرمایه داران، تکنوکرات ها و بورکرات ها را جلب کرد. اما همانطور که گفتم دلیل اصلی شرکت آقای رفسنجانی نه گرم کردن تنور انتخابات که تحقق برنامههای او بود. بد نيست كه در اينجا به نكتهاي اشاره كنم: سالها پيش كسي از من در باره نقشه ها و طرح های مقامات پرسیده بود و من در پاسخ او گفتم «عزیزم باید واقعیتی را برای شما اعتراف کنم . من عمری را در عرصه سیاست گذرانده ام و تجربههای تلخ و شیرین بسیاري دارم. اما متاسفانه تا آن حد به هیچ یک از دولت مردان جهان و به هیچ یک از سازمان های مخفی از جمله بیت رهبری جمهوری اسلامی، حلقه نزدیک مشاوران اصلی آقای رفسنجانی و دیگر مقامات مهم نظام جمهوری اسلامی نزدیک نبوده و نیستم که نقشههای پنهانی، گفت و گوهای محرمانه و اسرار طرح ها و توطئه های خود را با من در میان بگذارند. من تنها بر اساس داده ها و واقعیت های قابل استناد و اتکاء و روی دادهای عینی، روندهای جامعه را تحلیل می کنم» قليچخاني : شما بعنوان کسی که سالهاست در عرصه سياست کار می کنيد، با رئيس جمهور شدن احمدی نژاد حدس می زنيد که سمت و سوي سياستهاي بعدي رژيم ـ البته نظرم پيش گويی نيست ـ در مسأله آزاديهای مدنی، مسئله عدالت اجتماعي و مسئلهي سياست خارجي و مسأله پارلمان اروپا و فعاليت های اتمی به چه سمتي خواهد بود؟ خانباباتهرانی: رشد و توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و ارتقاء فرهنگی جامعه ایرانی جز با تحقق دموکراسی ممکن نیست .انتخاب آقای احمدی نژاد نیز پایان هیچ راهی نیست . جنبش دموکرای خواهی ایران قوی تر از آن است که با این انتخابات خاموش شود. اين " انتخابات" آن چنان زمين لرزهای نبود که فکرکنيم بعد از آن حالا فاشيسم در ايران مستقر می شود. نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی با اشکال ديگری به ميدان میآيد امّا همه آن آزاديهائی که دست آورد تا کنونی بوده است قابل پس گرفتن نيست. اينها مرزها و خط قرمزهای تغيين شده است، چه برای حکومت و چه برای ملت. هر چه نيروی جنبش مدنی ايران و نيروی آزادی خواه ايران بتواند مبارزات مردم را سامان بدهد و متشکل کند حدود آزاديها بيشتر خواهد شد. اينها تلاش خواهند کرد که يک نوع نظام شيخ الشيوخیِ توتاليتر از بالا، نوعی نظام چينی، ترکيبی از سرمايه داری بزرگ خارجی همراه با سرمایه دولتی به وجود بياورند و اينرا هميشه هم گفته اند. اين مفهوم و برنامه برای ايران شکست خورده است ايران چين نیست . تجربه ترکيه و پاکستان هم در ایران ناممکن است. ناهماهنگی نظام سیاسی با مناسبات اجتماعی و فرهنگی که یکی از زمینه های اصلی انقلاب بود امروز با شدتی به مراتب بیش از گذشته مطرح است. نطام سیاسی توسعه نیافته و اقتدار گرا نمی تواند نیروهای اجتماعی اقتصادی نسبتاً پیشرفته ایی را که متاثر از گسترش مناسبات شهری و تجاری هستند در خود ادغام یا دست کم با خود همسو کند و نتیجه این امر تداوم التهاب در جامعه است. دولت خامنه ای با احمدی نژاد با کوهی از مشکلات اقتصادی اجتماعی و فرهنگی رو به است و هیچ راه حل مناسبی در چارچوب موجود وجود ندارد. با شعارهای کلی و اخلاقی و پوپولیستی نمی توان مسائل واقعی و عینی را پاسخ داد. تا زمانی که ثروتی اندوخته نشود نمی توان آن را تقسیم کرد. آینده ایران تا حد زیادی به رشد و ارتقاء جنبش مدنی بستگی دارد و اپوزیسیون می تواند در این عرصه نقش مهمی بازی کند. دموکراسی ايران باید از درون جامعه ایرانی بجوشد تاریح معاصر و تجربه های صد و اندی سال اخیر از مشروطه تا کنون نیز نشان می دهد که امکان بالقوه تحقق دموکراسی درون جوش در ایران هست. و به باور من زمينه تاريخی گذار به دموکراسی در ایران بیش از هر زمان دیگری وجود دارد. یکی از پیش شرط های مهم تحقق دموکراسی در ایران، که سرآغاز تحقق عدالت اجتماعی واقعی نیز هست، وحدت اپوزیسیون دموکرات ایرانی داخل و خارج از کشور حول برنامه معین است. همبستگی ملی اپوزیسیون بر مبنای اصل جدایی دین از حکومت، اعلامیه حقوق بشر و موازین دموکراسی، که می تواند در ارتقاء اپوزیسیون کنونی به آلترناتیو موثر باشد، راه برون رفت جامعه ایرانی از بن بست های کنونی است . قليچخاني: آقاي تهراني، از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزارم .
|