|
مردمی از جنس لباس شخصی ها
|
|
|
فوادشمس
|
"هنگامی که اوایل انقلاب گروههای الحادی در کشور وجود داشتند و یا زمانی که مارکسیست ها در میدان آزادی تجمع می کردند، این مردم بودند که به مقابله با آنان میپرداختند و اصلا ًحاکمیت نیروهای نظامی را به خیابان نمی آورد" این سخنان نه از زبان یکی از مسئولان امنیتی و نظامی و نه از زبان حامیان دولت احمدی نژاد و نه از زبان اصول گرایان محافظه کار، بلکه از زبان شیخ والشیوخ "تغییرات" و فردی که گویا قرار بوده است "اعتماد ملی" ایرانیان را بازسازی کند، خارج شده است.
کسی که میخواست "تغییر" آن هم فقط "برای ایران" به وجود بیاورد. فردی که به ادعای حامیان رسانهای و لایههایی از حامیان روشنفکری و فعالان دانشجویی، منادی یک "تغییرات" جدی برای رسیدن به آزادی های بنیادین است . این فرد کسی نیست جز "شیخ مهدی کروبی!". شاید در این روزگار نقد نوشتن بر شیخ مهدی کروبی کار سختی باشد. چون اولاً گویا ایشان یکی از قهرمانان "تغییر برای ایران" هستند. از طرف دیگر گویا هرگونه نقد نوشتن به این دست از قهرمانان، "اتحاد" مردم ایران را بر هم میزند. از طرف دیگر گویا بنا به اعلام و ژست،های پیشا انتخاباتی و پسا انتخاباتی ایشان و یاران شان، بر خلاف آن"گروه های الحادی" و این" مارکسیت ها"، اینان خیلی انسانهای دموکراتیکی هستند که قرار بود، برای ما دموکراسی و آزادی به ارمغان بیاورند. حتی اگر بسیار خوشبینانه به این ادعاها پاسخ مثبت بدهیم و بسیار هم "فراموش کارانه" چشم بر سوابق شیخ مهدی کروبی و امثال ایشان درگذشتهشان ببندیم و البته "میزان را حال افراد" بدانیم. باز هم باید محکم در مقابل این اظهارت شیخ مهدی که درست در روز" پنجشنبه 15 مرداد" و در صفحه" احزاب" روزنامه اعتماد ملی، ارگان رسمی حزباش در شماره "987" بیان شده است، بایستیم و با صدای بلند نقدمان را بیان کنیم. تا شاید دراین هیاهوی گلوله و باتوم و رسانه های مخملین و رنگارنگ، هشدار ما نیز شنیده شود. متاسفانه منطق شیخ مهدی کروبی برای بیان این جملات تفاوت بنیادن که هیچ، حتی تفاوت ظاهری و شکلی نیز با منطق آقایانی که اکنون زمام امور امنیتی، انتظامی و سیاسی کشور را در دست دارند و گویا قرار است شیخ مهدی کروبی با آنان به مبارزه بپردازد، ندارد. آقایان حاکم نیز هم چون شیخ مهدی کروبی بیشتر دوست دارند از آن چیزی که "مردم" می خوانند که معمولا هم "لباس شخصی" میپوشند و البته "از جنس مردم" هم هستند برای مقابله با گروه های منحرف، حالا چه مارکسیستی باشد، چه لیبرال، چه سلطنت طلب و جدیداً هم اصلاح طلب و.... که گویا برخی اوقات میخواهند در "میدان آزادی" تجمع کنند، بپردازند. این آقایان حاکم فعلی هم زیاد دوست ندارند نیروهای نظامی را به خیابان ها بیاورند برای همین به نیروهای نظامی شان دستور می دهند با لباسی از جنس مردم به خیابان ها بیایند و بر این نیروی نظامی، نام نیروی مقاومت مردمی مینهند. چیزی که شیخ مهدی کروبی از آن با نام "مردم" نام میبرد. در ادبیات امروز همه با نام "لباس شخصی" میشناسند. البته در ادبیات حاکمان کنونی هنوز این افراد "مردم" هستند. لباس شخصیهایی که اکنون در خیابان ها با انواع ابزارها سعی دارند گروههای "منحرف"را به راه "راست" هدایت کنند، پدیدهای نیستند که امروز و دیروز متولد شده اند، این پدیده دقیق از زمانی متولد شد که امثال شیخ مهدی کروبی و دوستان دیروز و رقبای امروزشان همه با هم متحد شدند که به نام "مردم" بخش دیگری از "مردم" را سرکوب کنند. شاید سن و سال نگارنده و بسیاری از خوانندگان این سطور اجازه ندهد خاطرهی عینی از آن چیزی که شیخ مهدی کروبی "زمانی" می خواند "که مارکسیستها در میدان آزادی تجمع می کردند" را داشته باشیم. اما گواهی تاریخ هست. تاریخ گواهی میدهد که لااقل برخلاف سخنان شیخ مهدی کروبی"این مردم نبودند که به مقابله با آن گروه های مارکسیستی" پرداختند. بلکه درست کسانی از جنس همین لباس شخصی های امروز آن زمان به مقابله با آن بخش از مردمی که حال به نام "مارکسیست" میخواستند از حقشان برای برگزاری تجمع در میدان آزادی استفاده کنند برخورد میکردند. در اینجا با صراحت میگویم اگر شیخ مهدی کروبی واقعاً اعتقاد دارد که این "مردم" بودند که در سالهای ابتدایی انقلاب به تجمعات گروه های مختلف از جمله مارکسیستها حمله میکردند، باید ایشان بپذیرند که باز همان مردم هستند که در سال 88 بار دیگر به تجمعات حمله میکنند. این منطق شیخ مهدی کروبی یعنی اجازه دادن به آن چیزی که "مردم" میخواند برای حمله و مقابله با تجمعات یک بخش دیگر از "مردم"! حال اگرحتی این بخش دوم مارکسیست و یا ملحد هم باشند، بالاخره جز همان شهروندانی هستند که گویا شیخ اصلاحات و جدیداً شیخ و الشیوخ" تغییرات" میخواست از حقوق شهروندی شان دفاع کند. البته و متاسفانه، گویا هیستری که بر ضد آن بخش از مردمی که خود را مارکسیست میدانند در میان شیخ مهدی کروبی و اطرافیاناش یک بیماری حاد است. پیش از این نیز در جریان مناظره تلویزیونی شیخ مهدی کروبی با آقای میر حسین موسوی، وی با اشاره به انتقادات "محمود دولت آبادی" به یکی از حامیان اش یعنی "عبدالکریم سروش" که اتفاقا روزگاری همین سروش تئوریسین حذف همان "مارکسیست ها" از دانشگاه ها بوده است، بار دیگر به مارکسیست ها حمله کرد. البته یک مثال درس آموز تر دراین زمینه، را می توان سرمقاله ی سردبیر سابق شهروند امروز و سردبیر فعلی ارگان رسمی حزب اعتمادملی دانست. سرمقالهی معروف "محمدقوچانی" با عنوان"که در" به چاپ رسید و در همان روزها بحث های فراوانی را به وجودآورد. لپ کلام محمد قوچانی در آن مقاله این بود که عاجزانه از اصولگرایان و محافظه کاران درخواست کرده بود که با هم متحد شوند تا کمونیست ها و مارکسیستها را از دانشگاه و جامعه حذف و سرکوب کنند. در اینجا اگر بخواهیم با زبانی سخن بگوییم که شیخ مهدی کروبی و حامیانش نیز متوجه شود. باید به ادبیات فولکور ایرانی چنگ زنیم و خوشه ای برچینیم. در نتیجه میگوییم: چرخش روزگار عجب بازیهایی دارد و چه خوب است که با دیده عبرت به آن نگریسته شود. شیخ مهدی خود اکنون بارها توسط همان لباس شخصیهایی که روزگاری به نام "مردم" به مارکسیستها و دیگرگروههای مخالف حمله میکردند مورد حمله قرارگرفته است. محمد قوچانی توسط همان اصولگریانی که قرار بود با هم متحد شوند و مارکسیستها وکمونیستهای جوان را از دانشگاه و جامعه حذف و سرکوب کنند به زندان افتاده است. سعیدحجاریان که خود روزگاری موسس وزارت اطلاعات بود اکنون در چنگال همان وزارتخانه گرفتار آمده است و دهها تن دیگرکه خود مؤسسان این وضعیت و پاسداران آن بودند، اکنون گرفتار در زندان همین حکومت هستند. در این میان گویا آن گروههای الحادی و مارکسیستها هستندکه دارند از حقوق شیخ مهدی کروبی و محمد قوچانی و سعید حجاریان و... دفاع میکنند. البته باز هم اگر قرار باشد با همان ادبیات فولکور صحبت کنیم، میگوییم: هیچ منتی بر سر شیخ مهدی و یاران اصلاح طلباش بابت حمایت مارکسیستها ودیگر کسانی که به قول شیخ مهدی" ملحد" هستند، از ایشان در کار نیست. تنها دراین جا لازم میدانم چند تذکر و یک هشدار جدی بدهم. و اما تذکرات: 1- مخاطب اول آن دوستانی هستند که به نام چپ در این انتخابات برای شیخ اصلاحات گلو پاره کردند! دوستان عزیز تحویل بگیرید. وی هنوز قدرت نگرفته برای مارکسیستها خط و نشان میکشد و قرار است "لباس شخصیها" را به نام مردم به جان ما بیاندازد تا لزوم نداشته باشد نیروی نظامی به خیابان بیاورند.2- مخاطب بعدام اولترا لیبرالهای حامی شیخ هستنند که ادعاهای آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه و فحاشی هایشان به چپ و زدن انگ واتهاماتی مبنی بر این که مارکسیستها به دموکراسی پایبند نیستند گوش جهان را کر کرده بود. آقایان باز هم با همان ادبیات فولکور می گویم: دم خروستان را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟ 3- ایکاش این بار دوستان اصلاح طلب حکومتی خصوصاً و همهی مردم ایران عموماً این درس بزرگ را بگیرند که آغاز چرخه حذف و سرکوب یعنی فرو رفتن در یک باتلاقی که روزگاری گلو و دهان ما نیز در آن فرو می رود. اگر در ابتدای انقلاب گروههای مارکسیست و به قول شیخ مهدی" الحادی" سرکوب نمیشدند شاید امروز خود اصلاح طلبان نیز شاهد این همه سرکوب وزندان نبودند. کاش این بار آخرین بار باشد. 4- با وجود این سخنان شیخ مهدی کروبی و برخی مواضع دیگراصلاح طلبان و با وجود سوابق نه چندان مطلوبشان همچنان شدیداً از حقوق انسانی و شهروندی این افراد دفاع می کنم و خواهان آن هستم که تمامی شان از زندان آزاد شوند و شرایطی فراهم آید که بتوانیم آزدانه و البته بی رحمانه به نقد آنان بپدازیم. البته به این شرط که در مقابل نقدهایمان ناگهان "مردم" یا بخوانید (لباس شخصی ها) را نفرستند که با ما مقابله کنند و به راه "راست" هدایتمان کنند تا ما هم در زندان دچار تحول شویم. اما هشدار جدی من: روزگاری یک پیرمرد که گویا قرار بود گاندی ایران شود در زیر یک درخت سیب در پاریس گفت "حتی مارکسیست ها نیز در ابرازعقیده آزادند". سخن وی حتی با قرار دادن آن قید محکم "حتا" در عمل آن چیزی شد که الان همه با عنوان دهه سیاه 60 ازش سخن می گویند. حال شاگردان آن پیرمرد که هنوز در پشت خاک ریز "خط آن پیرمرد" سنگرگرفته اند هنوز هیچی نشده برای سرکوب "مارکسیست ها" خط و نشان میکشند و میخواهند لباس شخصی ها یا به قول خودشان "مردم" را به مقابله با "مارکسیست ها" بفرستند تا لازم نباشد "نیروی نظامی را به خیابان ها بیاورند". در این شرایط آیا انتظار دارید ما به دیگر وعده های شان باورمند باقی بمانیم؟ *
|