header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

کانون نویسندگان و قدرت
زندگی چهل ساله کانون نویسندگان در ایران نشان می دهد  کانون در رابطه با دولت و نظام سیاسی ,و یا قدرت سیاسی نقش روشنفکری اش ‏را ایفا کرده است . این کانون از خواست های آزاد اندیشانه و آزادیخواهانه ی خود در بر خورد با قدرت های سیاسی حاکم دست بر نداشته است  ‏و از همین زاویه قدرت های سیاسی را به نقد و پرسش کشانده است . کانون مستقل ازدو حکومت  شاهنشاهی و اسلامی, در تمامی دوران ‏فعالیت اش وابستگی سیاسی , فرهنگی , هنری و مالی به این دو حاکمیت مستبد نداشته است. کانون نویسندگان به قیمت جان اعضاء اش در ‏برابر قلم شکنی و آزادی ستیزی این قدرت ها ایستاده است , و به همین دلیل نیز دولت ها تلاش کرده اند به اشکال مختلف مانع فعالیت های ‏این تشکل روشنفکری شوند.  نه فقط در برابر قدرت های سیاسی , کانون در برابرقدرت های سیاسی و تشکیلاتی احزاب و سازمان های ‏سیاسی  تاحد توان اش از معیار های روشنفکری  دفاع کرد ه است.‏

روشنفکران کانون نویسندگان
کانون نویسندگان ایران کانون روشنفکران فرهنگی ست که  برخی  اعضای آن از روشنفکران فلسفی و سیاسی نیز بوده اند. زندگی چهل ساله ‏ی کانون , به عنوان یک جمع , چه در رابطه با قدرت سیاسی و چه فعالیت های  مرامنامه ای که به آن اشاره شد , دستاورد های ارزشمندی ‏داشته است که بارها در باره ی این دستاوردها نوشته شده است . این مقاله  اشاره به ضعف ها و لغزش های کانونیان به عنوان بخشی از ‏روشنفکران فرهنگی میهنمان دارد. در این میان آنچه به عنوان یک تناقض پیشاروی ماست  تابلوی  ضعف ها و لغزش های  اعضای این کانون ‏در مناسبات درون کانونی  و اساسنامه ای ( و گاه مرامنامه ای) است . تناقض این است : نهاد و تشکل روشنفکران فرهنگی کار کردی ‏روشنفکرانه و دموکراتیک دارد اما آنجا که افراد این جمع  به عنوان یک فرد در این نهاد و تشکل عمل می کنند ویژگی ها و پیامد های ‏متفاوتی از خود بروز می دهند. با حضور جان سخت  این تناقض به نظر می رسد  در عرصه تولید و خلق آثار ادبی و هنری , و نیز در پهنه ی ‏ایفای نقش روشنفکری تقدیر این است که ما , روشنفکران عرصه ادب و هنر در تبعید , نادرستی نظر ریچارد رورتی در باره نقش پر اهمیت ‏ادب و هنر را رقم بزنیم و با کردار خود نظر او راکه " فیلسوفان رفته رفته جای خود را به هنرمندان و روشنفکران عرصه ادب و هنر , می ‏دهند."  باطل اعلام کنیم ! ‏
می دانیم  منشاء ضعف ها و لغزش ها تاریخی , وناشی ازحضور تاثیر گذار نهاد مذهب , نهاد پادشاهی , موقعیت جغرافیایی ایران , برخی  ‏ایدئولوژی های وارداتی  و نحوه ی بر داشت از آن ها , روشنفکر ستیزی مردم و برخی از " روشنفکران"و..... هستند, اما همه ی ضعف ها و ‏لغزش ها ی  کانونیان  را نمی توان به عوامل ذکر شده نسبت داد . پاره ای از ضعف ها و لغزش ها پیامد ویژگی های روانی و رفتاری ‏روشنفکران عضو کانون است که جدا از تاثیر پذیری از عوامل گفته شده بازتاب  شخصیت ,منش و روش آن ها است.‏
روانشناسی ی نحله ها و تیپ های مختلف روشنفکری متفاوت اند.جهان سیاست از جنس جهان فلسفه و فرهنگ نیست. روشنفکر سیاسی ‏توانایی ساده و عملی کردن اندیشه های پیچیده فلسفی, سیاسی و فرهنگی , و نیز توان کاربرد آن ها در امر مدیریت اجتماعی و تنظیم روابط ‏انسان ها با یکدیگر و یا نهاد های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را داراست. روشنفکر سیاسی به دیگران ,و به مردم نیاز دارد. کار و فعالیت ‏روشنفکر فلسفی و فرهنگی اما به طور عمده  فردی ست , روشنفکر فلسفی و فرهنگی – بویژه شاعر و نویسنده  که کارش به " ساحتی مستقل ‏و خود فرمان" بدل شده است - نیازی به دیگران و جمع ندارد, و به همین خاطر با کوچکترین ناملایمتی از سوی جمع , جمع را کنار می ‏گذارد. این ویژگی همراه با دانش گسترده و توانایی ذهنی ی اهل فلسفه و فرهنگ  زمینه های شکل گیری " منیت", خود شیفتگی و خود ‏بزرگ پنداری  را سبب می شوند. کانون نویسندگان ایران و کانون نویسندگان ایران در تبعید مرکز تجمع بسیاری از این دست روشنفکران بوده ‏و هست.‏
علیرغم آنچه در مرامنامه و اساسنامه کانون آمده است , و علیرغم انبوهی شعر و داستان و تحقیق در ستایش  ویژگی های که برای روشنفکر بر ‏شمرده شده است  , در مناسبات اعضا کانون با یکدیگر بی تعادلی , حس ممتاز بودن, خود محوری و خود خواهی ,خود حق بینی ,کم دقتی در ‏فهم و درک مفاهیم و مقوله هایی همچون آزادی, استقلال,حزب, تشکل صنفی و دموکراتیک, یکجانبه نگری,التقاط, شبیه سازی و کلیشه ‏برداری و" ذهنیت عقل تابع و متصل ",و نیز ناهمخوانی گفتار و کردار مشهود وچشمگیر بوده است. روشنفکران فرهنگی عضو کانون علیرغم  ‏تاکید بر اهمیت "تحمل دگراندیشی "  بار ها ویژگی غیر روشنفکرانه ی عدم تحمل مخالفان خود در کانون را به نمایش گذاشته اند. جدایی ها ‏و اخراج ها حکایت این نابردباری ها ست که از هر دو سو , یعنی از سوی دبیران کانون و بعضی از اعضا ی کانون و نیزجدا شدگان وانشعاب ‏کنندگان اعمال شده است.‏
نمونه های مشخص  این دست ضعف ها و لغزش ها را می توانید در  مجموعه 5 جلدی بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران و نیز سایر ‏کتاب هایی که اعضا کانون نویسندگان در باره کانون و نقش خویش در این کانون نوشته اند , ملاحظه کنید.‏
در جلد 5 از مجموعه ی جنبش روشنفکری ایران مصاحبه با بیش از 40 تن از اعضای کانون درج شده است.‏
حکایت تهیه و انتشار این مصاحبه ها, و یا نحوه برخورد متفرعنانه ی برخی از کانونیان و دلایل آن ها برای رد درخواست مصاحبه , تجربه ای ‏تلخ و ناباورانه  برای من بود, باورم نمی شد که روشنفکران فرهنگی ما , به ویژه آنانی که  استاد ویا دوست  خود می پنداشتم ,  این حد از ‏ویژگی های روشنفکری و ادعا های کاغذی شان  فاصله داشته باشند.‏
در میان عزیزان مصاحبه شونده تعدای از بنیانگذاران کانون نیز حضور دارند. خواندن مجموعه ی  این مصاحبه ها و مقایسه ی آن ها با یکدیگر ‏تا حدودی وضعیت روشنفکران و روشنفکری ایران را برابرمان قرار می دهد. ‏
‏ برای نمونه: در باره چرایی و چگونگی شکل گیری  کانون نویسندگان در این مصاحبه ها  هرکس روایت خود از شکل گیری کانونی که در ‏بنیانگذاری اش حضور داشت نقل می کند. در میان روایت ها, روایت مشابه به ندرت یافت می شود, و خواننده  می ماند که براستی کدام یک از ‏این روایت ها به واقعیت نزدیک ترند.‏
در این مجموعه 5 جلدی بسیارند کسانی که می خواهند بگویند آنان نقش تعیین کننده در شکل گیری کانون نویسندگان, فعالیت ها و ادامه ‏حیات اش داشته و دارند . نه فقط نخستین نسل کانونیان, نسل دوم و جوانترها نیزاینگونه اند ,برخی از اینان چه در این مصاحبه ها و چه در ‏بحث ها و جدل های شان پیرامون کانون نویسندگان و فعالیت های اش  تابلوی دق نقش زده اند. و آدمی می ماند که وقتی تاریخ زنده ما ‏اینگونه است  روایت مرده تاریخ مان  جز اینی که هست می توانست باشد؟ ‏
نکته ی دیگر ایدئولوژی اندیشی , یا سیاسی دیدن کانون در معنای ایدئولوژیک , حزبی و سازمانی است , مساله ای که با اساسنامه و مرامنامه ‏کانون خوانایی ندارد. لغزشی که روشنفکر فرهنگی را از پذیرش اساسنامه و مرامنامه کانون دور و در چارچوب اساسنامه ها و مرامنامه های ‏ایدئولوژیک و حزبی اسیر می کند و توان نقد و پرسشگری از او می گیرد . شگفت اینکه برخی از کانونیان تا آنجا پیش رفته اند که در مواقعی ‏نقش یک تشکل  ایدئولوژیک - سیاسی برای کانون قایل شده اند و  خود نیزنقش کادرهای چنین تشکیلاتی را بازی کرده اند , و گاه نیز در ‏حوزه ی فعالیت کانونی به ورطه حمایت از احزاب و سازمان های سیاسی درغلطیده ا ند. 


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.