header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

قدرت را چگونه تعریف می کنید؟ هرچند میان مفاهیم دولت , حکومت , حاکمیت و قدرت  تمایز وجود دارد اما هنگامی که از قدرت ‏سیاسی سخن به میان می آید مفاهیم دولت , حکومت , حاکمیت  و مجموعه نهاد های شکل دهنده آن ها به ذهن می نشینند ( لااقل به ذهن ‏بنده). دلیل یگانه جلوه کردن این مفاهیم, که در ارتباط با یکدیگرنیز هستند, ویژگی حکومت اسلامی می تواند باشد. گفته شده است در ‏حکومت ها و نظام های سیاسی توتالیتر و خودکامه مرزهای میان مفاهیم  اشاره شد یا از میان می روند و یا چنان باریک می شوند که با چشم ‏غیر مسلح قابل رویت نیستند!. با فاصله گرفتن از مفاهیم گفته شده,  قدرت  کانون جذب , حفظ و تمرکز توانمندی هاو ابزار تحمیل و توزیع ‏اراده  دولت , حکومت و یا حاکمیت تعریف شده است . همین " کانون" است که پنهان و آشکار " توانایی تحقق منافع " و " امکان اعمال و ‏تحقق اراده و خواست خود بر دیگران" را برای دولت ها , حکومت ها و حاکمیت ها و نظام های سیاسی متفاوت مهیا می سازد. بنا به سرشت و ‏ماهیت قدرت و شکل نظام سیاسی- با کمی تسامح -  قدرت سیاسی را به دونوع تقسیم کرده اند:‏
‏-  دموکراتیک  یا متمدن , یا قدرت سیاسی مدنی شده و قابل کنترل ‏
‏- غیر دموکراتیک  یا غیر متمدن و غیر قابل کنترل ‏
‏  هر کدام از این قدرت ها خواستار باز تولید نظمی خواهند بود که موقعیت های مورد نظرشان ر ا حفظ کند.‏‎ ‎

آیا قدرت تنها در قدرت سیاسی حاکم متبلور می شود؟
‏ در هر نوع رابطه ی انسانی و اجتماعی (  حتی رابطه زبانی و رابطه جنسی)  رد پای قدرت یا تحمیل اراده را به اشکال گوناگون می توان دید . ‏قدرت در ساختار خانواده  , گروه ها , سازمان ها , احزاب , نهاد ها و نظام  های سیاسی , و به عنوان کیفیتی که  در روابط میان تمامی  گروه ‏های اجتماعی آن را می توان دید , عمل می کند. در تعابیر جدید , به ویژه  دربرخی روابط غیر سیاسی, که اجباری در آن ها نیست مفاهیم ‏مرجعیت , اقتدار, اتوریته و نفوذ جای قدرت را گرفته اند . ‏
قدرت در قدرت اقتصادی , اجتماعی, قدرت شهروندی  و قدرت سیاسی غیر حاکم نیز تبلور می یابد , که برای نمونه به تبلور قدرت سیاسی ‏غیر حاکم در احزاب و سازمان های سیاسی می توان اشاره داشت. ‏
برداشت " الوین تافلر " نیز به نظر من قابل تعمق است , تعریفی ناظر براین واقعیت  که قدرت وجه اجتناب ناپذیر هر رابطه ی انسانی ست  و ‏تنها در قدرت سیاسی تبلور نمی یابد : " دانایی و خشونت و ثروت , و روابط میان آنها , قدرت را در جامعه تعریف می کنند".‏

آیا قدرت سیاسی مشروع وجود دارد ؟‏
قدرت مشروع  قدرتی ست که مورد قبول و پذیرش جامعه قرار گیرد , البته واژه ی " شرع" طبیعی ست که ما مار گزیده ها را بترساند. این ‏مشروعیت می تواند به سیاق " ولایی , ارتجاعی , سنتی و کاریزمایی " باشد , مثلا" امامی در جایگاه سیاسی  قابل پذیرش جامعه قرار داده ‏شود . به تجربه دریافتیم این نوع مشروعیت قدرت سیاسی  بر بنیاد بی عقلی یا عقل ایمانی استوار است ,و آنچه قربانی شده و می شود حقوق ‏و مصونیت شهروندی ست. در مشروعیت  قانونی و دموکراتیک  حقوق و مصونیت شهروندی رعایت می شود و قدرت شهروند ی هم  بخشی از ‏قدرت سیاسی متمدن در جامعه تلقی می شود. ‏

‏ روشنفکرانی را که با قدرت سیاسی همراهی می کنند می توان روشنفکر خواند؟روشنفکر موجودی ست منتقد و پرسشگر در برابر ‏قدرت و جامعه.  اینکه روشنفکر با کدام یک از انواع نظام های سیاسی  همراهی و همکاری  کند نیز" شرط " قلمداد شده است. باورمندان به ‏این نظر همکاری با نظام توتالیتر و اقتدار طلب , یا اشکال دیگر نظام های سیاسی غیر و ضد دموکراتیک  را فاصله گیری روشنفکر از فکر " ‏روشن"  اش تلقی  می کنند. آنچه مهم است  نوع همکاری و بر خورد روشنفکر با نظام سیاسی است .حتی در رابطه با نظام های سیاسی ‏دموکراتیک, اگر برخورد روشنفکر نقادانه و پرسشگرانه ,وبر بنیاد عقلانیت , آزاداندیشی و آزادیخواهی  و تولید گفتمان و فکرنباشد, مساله فرق ‏خواهد کرد. این نوع بر خورد البته ما را به سوی تعریف ارزشی از روشنفکرنیز سوق می دهد و حکایت روشنفکر خوب و روشنفکر بد را پیش ‏می کشد, که مساله را پیچیده تر خواهد کرد. برخی  از صاحب نظران نیز نقد , پرسشگری و امتناع در برابر قدرت را شاخصه ی روشنفکری ‏نمی دانند.‏
‏ بد نیست به این نکته هم اشاره شود که نقد وپرسنده گی , و در افتادن با قدرت سیاسی جسارت و شهامت می طلبد , و این در توان همه ی ‏روشنفکران نیست.‏

در جهانی که سایه قدرت بر بخش بزرگی از نهادها گسترده است, روشنفکران می توانند مستقل بمانند؟
‏ باید دید منظور از استقلال چیست .روشنفکر مستقل کسی ست که دست از نقد و پرسش بر مبنای ذهنیت مدرن, و  آزاد اندیشی و ‏آزادیخواهی بر ندارد. روشنفکر مستقل کسی ست که بازنگری و نوآوری در مفاهیم و ارزش های فلسفی, سیاسی, فرهنگی  اجتماعی و علمی ‏ویژگی اش شود  و خواست نو کردن انديشه و کردار (مدرنيته يا تجدد) و نوسازي بر مبناي مدرنيته و تجدد (مدرنيزاسيون) گوهر انديشگي و ‏کردارش باشد. روشنفکر مستقل نه با سایه قدرت که با خود قدرت , بویژه قدرت خود کامه در هر سطحی  درگیر می شود و با آن درمی افتد و ‏نشان می دهد زیر هیچ بیرقی سینه نخواهد زد. او تلاش می کند منادی حقیقت در برابرهر قدرتی باشد, وهر جا که هست  " دشمن استبداد و ‏منتقد دموکراسی " باقی بماند.‏
برخی استقلال یا وابستگی روشنفکر به  قدرت سیاسی را  به خصایل وپایگاه طبقاتی روشنفکر ربط می دهند. سمت گیری های متفاوت فلسفی ‏‏, سیاسی و فرهنگی روشنفکران صحت  بر خورد طبقاتی با مفهوم روشنفکر و روشنفکری را تایید نمی کنند. در جامعه خودمان اکثریت ‏روشنفکرانی که مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان و تهیدستان هستند , به طبقه کارگر و زحمتکش و تهیدست تعلق نداشته و ندارند.  امروز ‏با دگرگونی ها و جابجایی های رخ داده در جامعه در تعریف طبقه نیز دگرگونی هایی ایجاد شده است, دگرگونی هایی که مطالعه و شناخت   ‏دقیق تر و عمیق ترآن ها کار روشنفکران نیز هست. ‏
‏  در این میانه رسانه¬ها،وپیشرفت تکنولوژی اطلاعاتی نیز نقشی دوگانه بازی می کنند. شتاب اطلاعاتی باعث گسترش و پخش دانش و فرهنگ ‏و اطلاعات شده و در نتیجه در گسترش و رشد روشنفکری نقش دارد . ازسوی دیگر قدرت های سیاسی نیز به اهمیت این تکنولوژی و شتاب ‏فزاینده ی اطلاعاتی از زاویه منافع خودشان پی برده اند , در واقع پارادوکسی ست که هر دو سو از آن بهر ه می برند. روشنفکران از طریق ‏رسانه ها قدرت ها را به چالش می طلبند و قدرت ها نیز تلاش می کنند رسانه ها را در جهت منافع خویش سمت و سو دهند  و با کار برنامه ‏ریزی شده  ومستمر مسیر روشنفکر و روشنفکری را تغییر دهند و روشنفکرانی وابسته و در خدمت قدرت بوجود آورند . قدرت ها به یاری ‏رسانه ها  از شکل دهی و تقویت  جریان های ضد روشنفکری نیز غافل نیستند. امروز حتی در امریکا  به یاری رسانه ها رویکرد های ضد ‏روشنفکری به دنبال سخن جان کوتن آمریکایی هستند که درسال 1642 گفت:"هر قدرتو بیشتر بیاموزی و سخنورتر باشی بیشتر آماده ای که ‏به خواست شیطان عمل کنی "‏


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.