|
تحریریه آرش
|
|
صفحه 74 از 82 دید گاه های دیگری نیز در باره روشنفکر و روشنفکری وجود دارند که تعریف و ویژگی ها ی بر شمرده را که در بر گیرنده ی تعریف " کانت ", شعارهای سه گانه انقلاب فرانسه و بیانیه " حقیقت, عدالت و حقوق بشر " امیل زولا ست را نارسا, نادقیق و حتی نادرست می دانند. " پست مدرنیست " ها با باورمند ی به فرهنگ غیر عقلانی , و اینکه بنای شناخت را جایی بیرون از خرد و عقل می باید جستجو کرد, به خرد ستیزی و ناباوری به خرد باوری روی آورده اند. برداشت اینان از مفاهيم و مقولاتي مثلِ خرد (عقل)، انديشه، حقيقت، شناخت، فرد، جامعه، آزادي، عدالت، توسعه، فرهنگ ,مذهب، اخلاق , سیاست دیگر گونه است , و پیرامون حد و اندازه و کیفیت این مفاهیم و مقولات حرف و نظر دارند. بازی های زبانی, تفکر و اندیشه هرمنوتیک , کثرت باوری فرهنگی ," تجربه امر محال" و تعریف ناپذیر ساخت شکنی از ویژگی های پست – مدرنیسم هستند. اینان تعبیر جدیدی از روشنفکر ارایه داده اند و بر این باورند که با صدور" احکام ثابت" و چسباندن آن احکام به " روشنفکر" نمی توان تعریف درستی از روشنفکر به دست داد.با تعریف و نوعی تقسیم بندی از روشنفکر " پایان روشنفکری"ای که به آن اشاره شد را اعلام کرده اند. برخی از اینان تعريفِ روشنفکر، و نيز برشمردنِ ويژگيها و مشخصههائي براي اين کيفيت ويژهٌ انساني – اجتماعي را امري «غير روشنفکري» ميدانند, وحتی ادعا کرده اند که " روشنفکر ها اصلا" وجود ندارند ". در غرب نیز گفتمان های روشنفکری محیط زیست , فمینیسم , مساله ی همجنس گرایی , آزادی , صلح و مقوله های دیگری ست که هنوزپاره ای از این مقوله ها به تعاریف روشنفکران ما از روشنفکر راه پیدا نکرده اند. برخی از روشنفکران نیز رادیکالیسم را از ویژگی های تحمیل شده به روشنفکر, به ویژه روشنفکر کشور های عقب مانده و تحت حاکمیت های توتالیتر و اقتدارگرا می دانند," رادیکالیسمی که زندگی و مناسبات امروزین به روشنفکر تحمیل کرده است , بی آنکه تمایل روانی او باشد." در رابطه با «تيپشناسي" روشنفکران نیز اظهارنظرهاي فراوانی از سوی مدرنیست ها , پست مدرنیست ها و روشنفکران دینی شده است. آنچه بدیهی می نماید این است که روشنفکری در همه ی حوزه ها و عرصه های زندگی جاری ست, و بر این پایه در تقسیم بندی ها و الگو های مختلف ارایه شده بیش از سی نوع روشنفکر معرفی شده است! گاه با گرايش غالبِ فلسفي، علمي، سياسي، فرهنگي , گاه با توجه به دوره هاي تاريخي و ویژگی های منطقهاي و بومی، و یا موقعيتِ اجتماعي و تخصصي (حرفهاي)، گاه بيان روانشناسانه و رفتارگرايانه،و گاه گروهبنديهاي نسلي و دورهاي , روشنفکر تبين، تعريف و طبقهبندي شدهاست.
آیا می توان به تعبیری روحانیون را روشنفکرانی از نوع سنتی قلمداد کرد؟ چنین برداشتی وجود داشته و دارد ,مثلا" گرامشی از روحانیون به عنوان روشنفکران سنتی نام می برد اما مخالفان روشنفکری دینی می گویند منظور گرامشی ا ز روحانیون موجوداتی شبیه به آ خوندها ی ایران نبود. امروزه در ایران برخی از روحانیون بسان روشنفکران دینی( یا نواندیشان دینی) بر آنند تا با نقد و اصلاح دین درراستای نزدیک کردن و همساز کردن دین و مدرنیته نقش حلقه ی واسط میان جامعه سنتی و جامعه مدرن بازی کنند." اینان برای رسیدن به دروازه تجدد بر حسب موقعیت و توانایی شان از سنت , دین را بر گزیده اند".البته چنین روندی به دلایل گوناگون در میان روحانیون یک جریان سیاسی - فکری نیست , که به دلایلی همچون سلطه نظام نظری شریعت مبتنی بر تفسیر احکام و احادیث ,ویژگی های تشیع و جامعه (صنف) روحانیون در ایران , و نیز سنت حاکم بر آموزش و تربیت روحانیون می توان اشاره کرد. امروزه برخی از روحانیون از اندیشه های هرمنوتیک سخن می گویند وهمچون سایر روشنفکران دینی قصد دارند تا نسبت رابطه ی دین و عقل را روشن کنند و مروج خرد گرایی شوند. مدعی اند که می خواهند دین را لاغر تر کنند و و با ارایه قرائتی حداقلی تر نشان بدهند که دین امری بشری و تابع عقل است. می خواهند ازدین آسمان و قداست زدایی کنند. می گویند می خواهند دست دین را از زندگی سیاسی و اجتماعی مردم کوتاه کنندو اخلاق و ارزش های اخلاقی راهم عقلانی و تحت کنترل عقل در آورند. ادعا کرده اند مساله ی پلورالیسم دینی را جا خواهند انداخت و " حق متکثر است و حقیقت در مشت هیچ کس نیست ,درهمه ی مشت هاست ". می خواهندمساله ی وحی را روشن کنند., و به قول خودشان سراغ تبار شناسی روشنفکر دینی بروند و از موضعی استعلایی ( بالارونده ) به این پدیده نگاه کنند.قرار است خلاف نظر شریعتی , یعنی خلاف اینکه " اندیشه دینی اوج تعالی روشنفکری است " عمل کنند. گمان می کنند جامعه ما در حال گذار است و " روشنفکری دینی ضروری ترین پروژه "در چنین شرایطی ست. می دانند که ریشه روشنفکری در غرب اصلاحات دینی بود و می خواهند با تاسی از آن ها تشیع را اصلاح کنند . می خواهند با جداسازی دین از دولت ( یا حکومت) بدعت گذار دولت سکولار وعرفی در ایران باشند . و چه بهتر از این ؟ این گوی و این میدان !
|