header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

شکل ظهور سياسى و اجتماعى  اين پديده در کشورهاى مختلف متفاوت است. در تقریبا تمام کشورهایی که سابقه و تاریخچه آن تا اندازه ای ‏مدون و روشن است، در واقع نخست از لحاظ سیاسی و فرهنگی مطرح می شود تا اجتماعی،  به عبارت ساده تر، خود امر تبدیل به یک ‏روشنفکر بیشتر در صحنه سیاست رخ می دهد تا در عرصه خاص موقعیت اجتماعی، بنابراین، شرایط متفاوت اقتصادی اجتماعی، شرایط ‏سیاسی متفاوت و روشنفکران متفاوتی ایجاد می کنند، عوامل متعددى در اين تفاوت نقش دارند: از طرفی میزان و سرعت رشد لايه تحصیل ‏کرده و  توانايی  نظام سرمايه دارى موجود در جذب آن، و از طرف دیگر مرحله انکشاف مبارزات طبقاتی و میزان تشکل و تحزب طبقات ‏اجتماعی. بستگی به ترکيب خاص اين عوامل، شکل ظهور و درجه اهمیت این پديده در کشورهای متفاوت مشخصات متفاوتی به خود گرفته ‏است. ‏
سه نتیجه کلی را می توان جمعبندی کرد: (١) در کشورهايى که اين توسعه سريع تر صورت گرفت و يا اکثريت جمعيت بى سواد تر بود٬ ‏پديده روشنفکرى چشمگيرتر شد. چنان جزیره ای نورانی در اقیانوسی از جهل و خرافات؛ (٢) در کشورهایی که طبقه بورژوا خود هنوز به ‏سیادت کامل دست نيافته بود و روبنای سیاسی قدرت حاکم با سرمایه داری مدرن هم خوانی نداشت، اکثریت هر چه بیشتر این لایه به فعال ‏سیاسی "اپوزیسیون" قدرت موجود تبدیل شد؛ (٣) و در آن جا که خود تناقضات طبقاتی جامعه سرمایه داری هنوز چندان انکشاف نیافته بود، ‏‏"استقلال" نسبی روشنفکران از طبقات نیز بیشتر شد. ‏
بدین ترتیب، مقوله "روشنفکر" (اينتلجنتسيا – هوشمندان، فهمیدگان) براى نخستين بار در روسيه در دهه ١٨٤٠ برای تشریح یک لایه ‏مشخص اجتماعی  رایج مى شود. اما، چرا اول در روسیه و نه مابقی اروپا؟ بر رسی این سئوال به فهم خود مقوله روشنفکر نیز کمک خواهد ‏کرد. از لحاظ دیگری نیز این سوال اهمیت دارد و آن شباهت های شرایط ایران با روسیه است. هر چند جامعه روشنفکری در ایران بیشتر تحت ‏تاثیر روشنفکران فرانسوی اواخر قرن ١٩ شکل گرفت، در واقع شرایط روشنفکری در ایران به به پدیده مشابه در روسیه نزدیک تر بود تا فرانسه. ‏
در روسيه، رشد سرمايه دارى چندين قرن ديرتر از اروپاى غربى٬ از بالا و به دستور تزار، و بنابراین با سرعتى تصنعى و تحميل شده صورت ‏گرفت(6). به ناگهان در اوائل قرن ١٩ جمعيت دانشگاهى ده ها برابر شد؛ آن هم در جامعه اى عمدتا روستايى و بى سواد وکماکان زیر سلطه ‏فئودالیزم و استبداد مطلقه تزاری و مهمتر، در جامعه ای که به دلیل عقب افتادگی اقتصادی و سرسختی دستگاه پوسیده اداری، توانایی جذب ‏همه فارغ التحصیلان را نداشت. در اواسط قرن ١٩ اکثریت فارغ التحصیلان دانشگاه ها و مراکز تربیتی دینی در روسیه بی کار می شدند. ‏
بدین ترتیب، هم از طرفی زمینه وسیعی برای نا رضایتی در میان لایه تحصیل کرده وجود داشت و هم  از طرف دیگر خود امر تمرکز تعداد ‏زیادی از دانشجویان در دانشگاه های بزرگ و در شهر های مهم و مرکزی در کشوری استبداد زده، دانشگاه ها را به عمده ترین مراکز فعالیت ‏اجتماعی سیاسی تبدیل کرده بود. بعلاوه، موقعیت نامعلوم این لایه در تولید اجتماعی، در همان قدم اول، آن را در مقابل دولت قرار می دهد. و ‏مبارزه سیاسی، بنا به تعریف، مبارزه ای است در برابر دولت.  بنابراین مبارزات این لایه از همان ابتدا خصلتی سیاسی به خود می گیرند. و در ‏جامعه ای که کم و بیش همه طبقات در برابر دولت تزار فاقد  هر گونه حقوق سیاسی بودند، لایه تحصیل کرده ای که بنا به موقعیتش هم از ‏مابقی بی طرف تر بود و هم  سیاسی تر، طبعا به پرچمدار  مبارزات ضد استبدادی تبدیل می شود. بدین ترتیب، در شرایطی که استبداد تزاری ‏فرصتی به فعالیت عادی حزبی نمی داد، نقش اين لایه در بر انگیختن مبارزات اجتماعی سیاسی علیه وضعیت موجود و گاهی حتی رهبری این ‏مبارزات برجسته شد.‏
در معنای روسی، اینتلیجنتسیا، مفهومی جامعه شناسانه داشت، و به عموم کسانی که برای "کار های فکری و خلاق" تربیت شده بودند، ‏اطلاق می شد.  یعنی کم و بیش اکثریت عظیم فارغ التحصیلان.  از نظر جامعه شناسی روسی، پس از پایان دوران دانشگاهی شما جزو ‏روشنفکران می شدید. و اگر به دولت می پیوستید (که عملا یعنی اگر استخدام می شدید چرا که دولت بزرگترین کارفرما بود)، دیگر با شغل و ‏رتبه و مقام خود مشخص می شدید و نه با مقوله روشنفکر. "کار فکری یا خلاق" البته مختص جوامع سرمایه داری نیست و قبل از پیدایش ‏لایه روشنفکر حرفه های مشخصی در این حوزه های کاری پدیدار شده اند، مثلا، نویسنده، هنرمند، خطیب، ادیب، متفکر و یا استاد و ‏متخصص. اما، مقوله روشنفکر از همان اول پیدایش خود در تفکیک با این گونه حرفه های مشخص نیز قرار داشت. بدین ترتیب، روشنفکر می ‏توانست ادیب و هنرمند هم باشد، اما به ادیب و هنرمند رسمی یا معروف روشنفکر نمی گفتند.  ‏
اما در همین معنای روسی نیز مقوله روشنفکر از همان ابتدا تعاریف مرکب و اضافی دیگری با خود حمل می کرد که مشابه آن را ما در ‏جاهای دیگر نیز مشاهده می کنیم. خصو صیاتی عمدتا سیاسی تا اجتماعی. مثلا در برداشت روسی رایج آن زمان  روشنفکر، تو گویی بنا به ‏تعریف، باید ضد تزار و دوست خلق نیز باشد. البته، حتی در روسیه آن زمان هم همه تحصیل کردگان سیاسی و ضد تزار نمی شدند، اما واقعیت ‏این است که در آن شرایط مشخص تاریخی، وجه غالب عملکرد اجتماعی و سیاسی این لایه در ترقی خواهی و ضدیت آن با تزاریزم تعریف می ‏شد. ‏
در نظر داشته باشیم که برای دو دهه قبل از رایج شدن مقوله روشنفکر، جنبش دانشجویی نقدا به مثابه مهمترین مرکز جنبش ضد استبدادی ‏در جامعه شناخته شده بود و رفتن دانشجویان و فارغ التحصیلان به میان مردم  به مثابه یار و یاور خلق چندین سال سابقه داشت. بسیاری از ‏دانشجویان اساسا چشم اندازکار برای دولت را نوعی عار می دانستند. بعد از دانشگاه نیز کم و بیش همین فعالیت دنبال می شد. در نیمه اول ‏قرن ١٩ در روسیه، محافل و نشریاتی که از دل این لایه بیرون می آمد در واقع مرکز ثقل کلیه مبارزات سیاسی دوران  بود. کم و بیش تمام ‏رهبران سیاسی و متفکران معروف بعدی روسیه مستقیم یا غیر مستقیم از درون همین جنبش آمده اند. بدین ترتیب، خود امر ضرورت پیدا ‏کردن نامی برای این لایه مشخص هنگامی در جامعه روسیه مطرح می شود که فعالیت سیاسی ضد تزاری بخش های فعال این لایه نقدا توجه ‏جامعه را به خود جلب کرده است. بنابراین، این تعاریف التقاتی اجتماعی سیاسی در شرایط مشخص روسیه معنی داشت و نه هر جای دیگر.‏
از سوی دیگر، رابطه این لایه با سایر مردم نیز خود بسیار تحت تاثیر شرایط است. مثلا، سطح فرهنگ موجود.  از نظر یک جامعه عموما بی ‏سواد بسیار طبیعی است که همه تحصیل کردگان واقعا جزو باهوشان و از ما بهتران تلقی بشوند. در یک روستای عقب افتاده روسی، چه بسا ‏باسواد ده دکتر و مهندس نیز می شد.  براى خود اين لايه نيز طبعا اين توهم شکل گرفته بود که گويا تافته جدا بافته اى است٬ با رسالتی ‏تاریخی در جامعه،  مستقل از تناقضات طبقاتى، عاری از منافع فردی و صاحب نظر در مورد همه مسائل عالم و اجتماع. اما، این واقعیت که این ‏لایه علی العموم در مقابل تزار قرار گرفت و از نظر توده های وسیع جزو "دوستان خلق" محسوب می شد،  فقط به دلیل تناقض آشکار میان ‏شرایط عقب افتاده روسيه و توقعات و انتظارات کسانی بود که برای تولید مدرن سرمایه داری تربیت شده بودند. ‏
مثلا، در همان زمان در بریتانیا هر چند تعداد تحصيل کردگان دانشگاهی بيش از ٥ برابر روسيه بود (در کشوری با جمعيتی حدود یک ششم ‏روسيه) ، پدیده روشنفکری چندان برجسته نشد. از طرفی رشد لایه تحصیل کرده تدریجی بود و انطباق نزدیک تری با نیازهای جاری نظام ‏سرمایه داری داشت. بدین ترتیب ارتقا مقام از تحصیل کردگی به مشاغلی نظیر مدیر، تکنوکرات، متخصص و آدم های حرفه ای گوناگون بسیار ‏سریعتر و بی دردسرتر صورت می گرفت، از طرف دیگر مبارزه طبقاتی پیشرفته تر بود و امر تشکل و تحزب در میان طبقات متخاصم اجتماعی ‏نقدا تحقق یافته بود. بنابراین نقشی اضافی برای لایه ای به ظاهر مستقل از منافع بلاواسطه طبقات وجود نداشت. بعلاوه، شکل قدرت حاکم نیز ‏انطباق بیشتری با تولید اجتماعی سرمایه داری داشت. بنابراین "فهمیدگی" مساوی با مخالفت با وضع موجود نمی شد. حتی خود واژه ‏روشنفکر ‏‎(intellectual)‎‏ در انگلستان‏‎ ‎تا اوائل قرن ٢٠ هنوز چندان متدوال نشده بود؛ و نخست بيشتر از جنبه منفی مورد استفاده قرار می ‏گرفت، یعنی برای تمسخرکسانی که سهم اجتماعی مفیدی جز نظریه پردازی ادا نمی کردند.‏
عین همین پدیده را در هلند که توسعه کم و بیش هم زمانی با بریتانیا داشت، نیز مشاهده می کنیم. جالب تر این که در هلند استفاده از این ‏مقوله زودتر از بریتانیا رایج می شود، اما بیشتر در ارتباط با "فهمیدگان" درون خود طبقه حاکم و نه مخالفین آن. در برخی کشورهای عقب ‏افتاده تر اروپایی حالتی بینابینی پیدا می شود. مثلا، پدیده مشخص روشنفکری حدود نیم قرن بعد از روسیه در فرانسه و ایتالیا نیز اهمیت پیدا ‏می کند، اما، با دو تفاوت مهم. از طرفی، لایه روشنفکر به مراتب از روسیه کوچک تر و محدودتر است (چرا که سرمایه داری قادر است بخش ‏عمده ای از تحصیل کردگان را به خود جذب کند). و از طرف دیگر،  از همان ابتدا خود را هم به صورتی سیاسی و هم به مثابه لایه ای مستقل ‏از حکومت و احزاب پارلمانی بیان می کند. در واقع بخشی از عقلا و ادبای فرانسوی آن زمان بدین وسیله اعلام می کردند که به دلیل دست ‏آوردهای شناخته شده در حوزه های کار فکری و خلاق پس عقاید سیاسی آنها نیز باید مقبولیت و یا منزلت بیشتری داشته باشد.

درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.