header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82


بازاندیشی نقش روشنفکران در بافت مناسبات قدرت*       ‏

‏   نوشته¬ی خئورخه رِیِس**  ‏
‏  ترجمه¬ی آزاد و تلخیص: اصغر سروری   ‏

‏   این مقاله تأملی است کوتاه در خصوص نقش روشنفکران آمریکای لاتین و تولیدات فرهنگی آن¬ها1در بافت کنونی مناسبات قدرت. این تأمل ‏در پرتو اندیشه¬ی میشل فوکو (1988 ـ 1926)، فیلسوف ساختارشکن و نیچه¬گرای فرانسوی انجام می¬گیرد. اندیشه¬ای که در دهه¬ی اعتراض¬‏آمیز و انقلابی  60 قرن گذشته اوج گرفته و من آن را جای دیگری بررسی کرده¬ام.‏
بی¬آن¬که بخواهم وصف کاملی از این اندیشه به دست دهم، نخست به¬کوتاهی به بررسی نقش روشنفکر در بافت ایدئولوژیک مدرن و سپس ‏شرایط نواستعماری پست¬مدرن می¬پردازم و در پایان نظر خود را بیان می¬کنم.‏

‏    نقش روشنفکر در بافت ایدئولوژیک مدرن‏
‏  روشنفکر نماینده و آگاهی¬دهنده¬ی عام در شرایط مدرن است و نقش وی را باید متاثر از اصحاب دائره¬المعارف در دوران روشنگری دانست. ‏فوکو با اشاره¬ای روشن به ژان پل ساتر می¬گوید که این روشنفکر مارکسیت خود را همانند پیامبری می¬دانست که رسالت¬اش آگاهی دادن به ‏توده¬ها ( توده¬های بی¬صدایی که هنوز قدرت ندارند) بود، خود را صاحب آگاهی راستین (در مورد معضلاتی که قدرت به بار می¬آورد) می¬دانست ‏و دانش یا حقیقتی عام را حمل می¬کرد. فوکو ادامه می¬دهد که از این لحاظ، این روشنفکر [سارتر] اعتقاد داشت که نقش وی نه تنها سخنگوی ‏توده¬ها بودن، که مشاور آنان بودن نیز هست. سارتر در خود این توانائی را می¬دید که بتواند آگاهی توده¬ها را تغییر دهد، به آن¬ها بگوید چه باید ‏بکنند و نیازها و منافع آن¬ها را جمع¬بندی کند؛ نیازها و منافعی که تنها روزی تامین خواهند شد، که توده¬ها به آگاهی راستین دست یابند. ‏باری، این روشنفکر، در مقام یک متخصص دانش عملی، رهبری خود را در راستای منافع توده¬هایی که نمایندگی¬شان می¬کرد یا می¬پنداشت که ‏نمایندگی می¬کند، اعمال می کرد.2‏
‏   این نوع روشنفکرعام و نقش وی همان چیزی است که به گفته¬ی «آرتورو آریاس»، نویسنده¬ی گواتمالایی شبیه نوع و نقش روشنفکران ‏درآمریکای مرکزی است. «آریاس» با بررسی برخی از چشمگیرترین ویژ¬گی¬های نقش «ماریو پایه راس» (1990 ـ 1940)، که در مقام یک ‏انقلابی- نویسنده (شاعر و قصه¬نویس)گواتمالایی، نمونه¬ی بارز تضادهای وجودی نویسندگان- رزمندگان آمریکای مرکزی در سال¬های 1955 تا ‏‏1985 است،3 چنین می¬گوید: روشنفکران چپگرای آمریکای مرکزی با الهام از مفاهیم یا اندیشه های اصحاب دائره¬المعارف روشنفکری و با ‏درکی رمانتیک از فرهنگ «مایاها» خود را چونان شمن¬های قبیله¬ی خویش تصور می¬کردند. از نظر آن¬ها، روشنفکر نوعی هاتف به شمار می¬‏رفت و از جانب بسیارانی که صدایشان به گوش¬ها نمی¬رسد، از جانب آنان که  صدایی ندارند، سخن می¬گفت. آن¬ها از هنگام استقلال آمریکای ‏لاتین تا هنگام جنگ¬های انقلابی دهه¬ی 80، کارکرد خود را میهن¬پرستانه و  اجتماعی می¬دانستند. بر مبنای این کارکرد، روشنفکر ـ نویسنده ‏بار مردم را بر دوش می¬کشید. وی برای تغییر آگاهی آن¬ها نمی¬نوشت، زیرا که می¬دانست مردم قادر به خواندن نوشته¬های او نیستند. بر عکس، ‏وی برای ایجاد حافظه¬ی جمعی آن¬ها می¬نوشت. وی با آگاهی به نیروی اخلاقی این عمل، برای دگرگون کردن ساختار¬های ذهنی بخش¬های ‏مسلط و به منظور اعمال یک هژمونی فرهنگی نوین که باید به ایجاد دگرگونی در جامعه و دولت می¬انجامید، مطلب می¬نوشت.‏
‏   «آریاس» ادامه می¬دهد که این نوع درک از نقش روشنفکر معنای ضمنی¬اش این بود که فرجام اکثریت بزرگ روشنفکران مرگ در زندان یا ‏تبعید4 بود و تفاوت روشنفکر و سیاستمدار، شاعر و چریک یا فعالیت انقلابی و فعالیت هنری از میان می¬رفت. از آن بالاتر، پراتیک مشخص آن¬‏ها در مقام روشنفکر به عمل روشنفکر متعهد مورد نظر «سارتر» شبیه بود، که در یک چارچوب مارکسیستی می¬کوشید تولید فرهنگ در درون ‏یک پارادایم انقلابی نوین را از طریق پراتیک خاص خود سیستماتیک کند، نه از طریق باز اندیشی در خود.‏
‏   فوکو بعد¬ها نه تنها این نوع روشنفکری را عام می¬نامد، بلکه خود این مفهوم و نقش سارتری- مارکسیستی را نقد و رد می کند. به عقیده¬ی ‏وی فرض این مفهوم این است که قدرت امری ذاتی است نه اعتباری، یعنی فرض را بر این می¬گذارد که قدرت چیزی در خود است که فقط ‏دستگاه دولت و قدرت قانونی آن را اعمال می کند، به جای آنکه قدرت را شبکه¬ای از خرده قدرت¬های پنهان ببیند که در سطح سوژه - سوژه و ‏در کل شبکه¬ی اجتماعی جاری است و با دانش رابطه¬ای مبتنی بر هم¬دستی و مشروعیت بخشی متقابل دارد.5‏
‏  به عقیده¬ی فوکو، قبول یکی و فراموش کردن دیگری معنایش آن است که روشنفکر عام آدمی ساده¬انگار است. ساده انگار است، چون با فرض ‏این ¬که دولت چیزی است که می¬توان آن را تصاحب کرد و این فقط دولت و طبقه¬ی حاکم است که قدرت را علیه سوژه به کار می گیرد، چنین ‏می¬پندارد که کافی است که ساختار¬های کهنه را در هم شکست و ساختارهایی نوین با کارکردهای جدید بر خرابه¬ی آن¬ها برپا ساخت. حال آن¬‏که فراموش می¬کند که این ساختارهای جدید، هم¬چنان همان ساختارهای قدیم اند. زیرا غیر ممکن است بتوان یک ابزار قدرت بورژوایی ‏‏(ساختار های کهن- دستگاه دولت) در جهت هدف¬های انقلابی به کار گرفت، بی¬آن¬که در نظام قدرت گرفتار آمد؛ به¬ویژه هنگامی که این ابزار  ‏انقلابی نیست. چنین روشنفکری می¬کوشد ایدئولوژی های متخاصمِ بورژووایی و مارکسیستی را هم¬سو کند. هم در مورد نیت¬  هم در مورد ‏‏«آگاهی راستین» هم نقش میانجیگرانه¬¬ی چنین روشنفکری باید تعبیر «هرمنوتیک بدگمانی» را به کار برد.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.