header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

در این رساله می بینیم که آل احمد شاید بقول ویتگنشتاین "همیشه به هدف نزده باشد" اما روشن است که "همواره بکدام جهت شلیک کرده ‏است". می بینیم که او چه جایگاه رفیعی برای روشنفکران قائل بوده و "خیانتی" که در طول زندگی متأسفانه کوتاهش تجربه کرده او را به این ‏حد مأیوس و خشمگین می کند.‏
اما ریشه این خیانت در درک آل احمد خوابیده است و انتظارات قهرمانانهای که از بورژوازی "ملی" آن سالها دارد و همینطور از روحانیت. این ‏بیش از آنکه خیانت کسی باشد، توهم آل احمد است که میاندیشد نفس تعلق داشتن به این یا آن شغل روشنفکری کسی را وادار می کند یک ‏نقش سیاسی معین ایفا کند. با توجه به گذاری که در سالهای چهل در عرصهء زیربنای اقتصادی در ایران رخ داد و ضعف تاریخی بورژوازی ‏ملی، کنارآمدن بسیاری از نمایندگان سیاسی آن با "با بورژوازی همپالکی (کمپرادور)" چندان تعجبی نداشت. ‏
میبینیم که نه تنها خیانت روشنفکران جنبه واقعی ندارد و آنان همان کردند که منافع طبقاتی شان حکم به انجام آن می داد، بلکه آل احمد ‏چندان "خدمت"ی هم از آنان سراغ ندارد.‏
آل احمد که انقدر از روشنفکران از بابت خرداد 42 گله دارد و به تحلیل خیانت آنان می نشیند کجا خدمتی از آنان برشمرده است که امروز کار ‏به خیانت کشیده شده باشد؟ او از خیلی قبل یعنی از زمان مشروطه روشنفکران را غربزده می داند:‏
‏ "به همین علت بود که در کشتن آن شهید [«شیخ شهید نوری»] همه به انتظار فتوای نجف نشستند. آنهم در زمانی که پیشوای روشنفکران ‏غرب زده ما ملکم خان مسیحی بود و طالبوف سوسیال دموکرات قفقازی!" (4)‏
در همانجا از "تسخیر تمدن فرنگی" به قلم سید فخرالدین شادمان (تهران 1326) نقل کرده و دنبال "علاج فکلی مآبی" برآمده در عین آنکه ‏معتقد است:‏
‏ " ... ما هرکدام کلی معلومات فرنگی خوانده ایم ولی روزبروز بیشتر به فکلی مآبی می گرائیم، چراکه این فکلی مآبی یا به تعبیر من قرتی بازی ‏خود یکی از عوارض ساده درد بزرگتری است که غرب زدگی باشد." (5).‏
‏ یا باز به تأیید از دکتر محمد باقر هوشیار  نقل می کند که در 1327  می نویسد:‏
‏ "شما از لای در دیدهاید که اروپائیها همه سواد دارند لیکن پابرجا بودن سنن و آداب آنها راندیدهاید و نمیدانید که دستگاه معارف آنها از ‏کودکستان گرفته تا دانشگاه بر اساس کلیسا است و شما این اساس را در مملکت خودتان بوسیله روشنفکری مغرب زمینی چون کاسهء از آش ‏داغ تر مدتی است از میان بردهاید". (6)‏
سراسر غرب زدگی مملو است از همین نوع برخورد به روشنفکری و انتقاد به آنان بخاطر از دست دادن مبانی فرهنگ ملی و اسلامی یا بقول ‏جلال "کلیت تشیع اسلامی".‏
‏ ‏
جالب اینست که نه فقط روشنفکران فکلی فرنگ رفته  دل پر امید و انتظار آل احمد را شکستند، بلکه کسانیکه او واقعأ به آنان امید بسته بود و ‏آوای دلفریب غرب شیفته شان نمی کرد نیز:‏
‏"... و در این 50 – 60 ساله اخیر هم که سر و کله نفت پیداشده است و ما باز چیزی به عنوان علت وجودی یافته ایم بر اثر همین زمینه چینی ‏ها و سوابق دیگر آبها آنچنان از آسیاب افتاده است که سرنوشت سیاست و اقتصاد و فرهنگمان یکراست در دست کمپانی ها و دولتهای غربی ‏حامی آنهاست. و روحانیت نیز که آخرین برج و باروی مقاومت در قبال فرنگی بود از همان زمان مشروطیت چنان در مقابل هجوم مقدمات ‏ماشین در لاک خود فرو رفت و چنان در دنیای خارج را به روی خود بست و چنان پیله ای به دور خود تنید که مگر در روز حشر بدرد. چرا که ‏قدم به قدم عقب نشست. (7)‏
او اما شاید حس می کند که چقدر گفتارش جنبه اخلاقی دارد و امیدوار است که با ارائه یک چهرهء گیرا از روشنفکران و دفاع ازامکان وجود ‏آنها بتواند تکانی در وجدان آنان پدید آورد.‏
‏ او می نویسد:‏
‏"و گرچه نه پندی در کار است و نه رهنمودنی، امید نویسنده این دفتر آنکه روشنفکران ایرانی از قناعت به حداقل روشنفکری دست بشویند و ‏روز به روز بیشتر به حداکثر آن بگرایند. (8) ‏آمین رب العالمین. دعای ما بدرقه راه او باد. واقعیت این است که حتی آل احمد که در آغاز برداشتی چنان آتشین از "روشنفکران" داشت، ‏در پراتیک مبارزهء اجتماعی مجبور می شود در انتظارات و توقعات خود تجدیدنظر کند و کوتاه بیاید، در یک کلام بپذیرد که دچار توهم بوده ‏است. درست همانطور که در اروپا این درک از روشنفکران مجبور می شود در ادعاها و اِهِن و تُلپ خود کوتاه بیاید و آنرا تدقیق سازد. این ‏فروریختن "درک رسالتی" خیلی سریع در خود غرب، مشخصأ در فرانسه پیش آمد. ژولین بِندا ‏Julien Benda، نویسنده فرانسوی، که از ‏خیلی نظرها آل احمد را می توان یک بندای ایرانی خواند (9) در 1927 کتابی بنام "خیانت  کاهنان" (واژه کلِر ‏Clerc، در اصل روحانی ‏مسیحی، اما در اینجا خدمتگزار حقیقت است) می نویسد که در آن به "رویگردانی"  این کلِرها "از وقف کردن خود در راه هنر، ستایش عقل و ‏تفکر خالص و حقیقت ابدی و جهانشمول دست شسته و دانائی را فدای جانبداریهای زمینی می کنند" (10)؛ او دقیقأ از موضعی اخلاقی این ‏سقوط روشنفکران را هشدار می دهد.‏
عمق دیدگاه آل احمد، آنطور که در غربزدگی مطرح می شود، گذشته از نثر عالی و قدرت سنتز فوق العاده او، بدو بدو و شتابزده نوعی فلسفه ‏تاریخ جور می کند که یقینأ از بسیاری جهات تاب یک بینش انتقادی را نخواهد داشت. درک او مجموعأ ساده انگارانه و تک بعدی است. او یک ‏پدیده در دنیای سرمایه داری یعنی "ماشینیسم" را به معیاری جهان شمول و نهائی تبدیل می کند که همه چیز را باید با آن محک زد. در ‏نتیجه او در تعريف غرب و شرق از جغرافيا به درستى دور ميشود اما در فهم اقتصاد، روایت استعمارگران مبنی بر بردن تمدن و عمران به شرق ‏را باور ميكند؛ نتيجه اينكه شرقِ را در غرب و غرب را در شرق نمى بيند و بینش ملی گرای او يا حتى بهتر بگوئیم روحانیت گرای او همهء ‏طبقات اجتماعى و تضاد آنها را، هم در غرب و هم در شرق فراموش ميكند؛ و از روحانیت انتظاراتى دارد كه ما در  متوهم ترين خوابهایمان هم ‏از پرولتریایی ترین حزب کمونیست نداشتيم؛‏
باری، ما میبینیم که "خیانت"ی را که در سالهای چهل آل احمد افشا می کند، بِندا در 1927 بوضوح بیان کرده است. این سیر ادامه پیدامی ‏کند و در نتیجه عجیب نیست که از همان جنگ جهانی دوم به بعد، سارترها و کاموها  نمی توانند به نفس واژه روشنفکر اکتفا کنند و صفتهای ‏آتشینی مثل "متعهد"، "انقلابی" و دست آخر "پرولتری" باید به آن اضافه شود تا همان معنای شصت سال قبل خود را تداعی کند. خواهیم ‏دید چرا.‏

درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.