header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

‏       در اسلام هم، نظير ديگر اديان سامی، جهان ِهست، آغاز و پايانی دارد. و خدا، آن فرمانروای قاهر و برده دار است كه در روز پايان، بر ‏كرسی داوری می نشيند و تمام بندگانش را از گورها بيرون می كشد ومحاكمه می كند. و پاداش و كيفر می دهد . متفكران اسلامی، كه معتقد ‏بودند كتاب آفرينش ابتدا و انتها ندارد،‌ تنها جرأت می كردند موارد مصرّح در قرآن را در بارهء معاد، با تعبير «معاد روحانی» توجيه كنند. ‏‏«شيخ احسائی» ازمروجان معاد روحانی بود . و از جانب مراجع اصولی، تكفير شده بود. و اكنون، عصيان گران كه اصحاب مدرسهء او بودند، به ‏ميان مردم آمدند وبا زبان جوانی كه شهامت نفی درس و بحث «مدرسه» و «ملا» را داشت، از بُن، معاد را نفی می كردند. و به انديشهء جهان ‏بی پايان رسيده بودند. او، در مناظره با ملا ها، از« آزاد شدن زبان در آسمان ها» می گفت كه در زبان فارسی نادره بود. سنت آموزش قديم ‏‏«مدرسه» را كه عمر برباد ده بود،به نقد می كشيد. در اجتماع «بدشت» كه اصحاب مدرسه به بيان آشكار آيين نو پرداختند، «طاهره» ، به ‏دنبال خطابهء بليغ خود ــ كه از پشت پرده سخن می گفت ــ  اعلام كرد اكنون راز خدا بر شما آشكار می شود؛ و پرده را پس زد و بی حجاب ‏در برابر جمعيت ظاهر شد. .‏
‏     اين همه بيرون از حصار مدرسه، و در ارتباط مستقيم با مردم اتفاق می افتاد و شهر به شهر می گشت. يكی از اصحاب، همه جا ــ تا ‏آستانهء ‏
اعدام ــ مونس "باب" بود و آنجا از وی جدا گشت و به ديگران پيوست كه در شهرها كار خود را پيش می بردند.  ‏
‏       از «اصحاب مدرسه» كه همه يا در عرصهء‌نبرد با نيروهای حكومت كشته شدند، يا با شكنجه های وحشيانه ملاها و حكومتی ها جان ‏باختند، اثری جز شرح دليری‌ آنها در آرمان خواهی باقی نماند. امّا، آنچه كردند، سرمشق آزادی خواهان نسل بعد شد. همين كه سرانجام كمر ‏به كشتن «ناصرالدين شاه» بستند؛ آخرين درس تاريخی شان به آيندگان بود. حكومت و روحانيّت، با چنان قساوت و زيركی و افسانه پردازی، ‏گام به گام به محو آنها و اثرشان پرداخت كه هنوز هم ، شبح جناياتش بر روی تاريخ و تاريخ نويسان دو قرن اخيردر شرح وقايع مسلط است. ‏
‏      تنها در گزارش های سفيران خارجی است كه می توان سايهء مبهم جنبه های‌ انقلابی حركت «اصحاب مدرسه» را ديد. و يا در نگاه خلاف ‏به  رفتار حكومت تا استقرار مشروطه ــ كه بر همه ء مبارزان آزادی، برچسب «بابی» می زد؛ و در تلقی روحانيت متحّجر، كه تا امروز هم ‏هرنوع تجدد خواهی را  به «بابی ها» نسبت می دهد.   سفير روسيه در تهران،در گزارشی كه روز 17 سپتامبر1852ــ 45 روز پس از سوء قصد ‏به ناصرالدين شاه ــ برای وزير امورخارجه به «پترزبورگ » فرستاد، نوشت : " بابيان، آنچه از اظهارات امام جمعه درك كردم با اصول اسلام ‏مخالف بوده و آنها را رد می كنند و ضمناًدر سياست مدعی شاه مملكت می باشند.. آنان در صدد تأسيس ديانت جديدی هستند و طرف ‏دارتقسيم اموال ( به طور مساوی)بوده و می توان اهداف و مقاصد سياسی و اجتماعی آنان را به كمونيست های اروپا تشبيه كرد."‏
‏       از آن دانايان آرمان گرا، نمی توان سرسری گذشت، هرچند جز شرح  پراكنده وقايع كشتن آنها اثری برای داوری و بحث به جا نمانده ‏است. بايد راهی برای باز شناسی آنها گشوده می شد تا پس از 150 سال از حركت دليرانه شان، تحجّر ملا ها، ما را ــ در عصر تسخير فضا ــ ‏به جست و جوی امام در چاه «چمكران»  هدايت نمی كرد؛ و "رهبر انقلاب اسلامی"،  ــ لابد در حسينيّهء جماران ــ سمينار "مداحان اهل ‏بيت" برپا نمی ساخت. و وزارت آموزش و پرورش، در مسابقه يی كه برای بازگشت شتابناك به گذشتهء پيش از انقلاب مشروطه، در قلمرو ‏حكومت آغاز شده، جای مدرسه،به دنبال دائر كردن 4200 مكتب خانه نبود. مشكل تاريخ ما اين است كه هرگز فرصت نيافته ايم دوره های ‏گسست را در آن پيوند بزنيم. ‏
‏      با آن كه حكومت ايلی و قدرت تحجر دينی، حركت «اصحاب مدرسه» را هم چون صاعقه، ازسرچشمه نابود ساخت،باز،بسترخشك و ‏متروك سيل عصيان آنها،درآغازبيداری ملی، و در اوج استيلای استعمار بر ايران ، نقش آفرين ماند.ولی اهل تاريخ، يا از سر «ايمان» يا از سر ‏ترس  تعقيب وعقاب مذهبی، آن را ناديده گرفتند و گذشتند.     ‏
‏      به اين ترتيب، در فضای استيلای قدرت متحد استبداد و تحجر بر ايران، هنگامی كه راه دانش، با وسواس شديد حاكمان باز شد، راه  ‏انديشه، هم چنان بسته ماند؛ تا آنجا كه ترجمه رسالهء  (‌قواعدی برای رهبری‌ فكر ـ 1628 ميلادی) دكارت، 250 سال بعد، در سری كتاب ‏های درسی چاپ دارالفنون  ، پيش از انتشار نابود شد؛ (تا سرانجام پس از 150 سال بار ديگر «فروغی» ترجمهء آن را به نام «گفتار اندر درست ‏راه بردن عقل» وبه عنوان طليعهء دورهء تاريخ فلسفهء جديد خود ــ «سير حكمت در اروپا» ــ منتشر ساخت).  بعدها، كتاب «اصل انواع» ‏داروين، كه درهای تازه بر روی شناخت انسان از طبيعت گشود، از همين اختناق برخوردار شد وبا آن كه بنياد علوم طبيعی را دگرگون ساخته ‏بود،  تا حوالی سال 1340 در ايران، كتاب ممنوعه به شمار می آمد و ترجمه نشده بود. ‏
‏      در شرايط ارتباط ناگزير با خارج، تعليم و تربيت از قلمرو روحانيت فاصله گرفت. و قشر اجتماعی تازه يی در رابطه با حرفهء تجارت و به ‏تدريج در قلمرو خدمات دولتی پيدا شد. كه محور توقعات عمومی بود. و در ميان مردم، كسب اعتبار كرد. با سواد، در نظر مردم عادی، كسی ‏بود كه همه چيز می دانست. سواد، معيار دانايی بود. و باسواد ها، روی افكار عمومی، ناخودآگاه ــ و بعد خودآگاه ــ اثر گذار شدند. اصطلاح« ‏‎ ‎Intellctuel‏» فرانسه، در ادبيات سياسی روز ايران به «منورالفكر» برگردانده شد. و در محافل و مطبوعات، با «باسواد» در يك كفّه قرار گرفت. ‏و در دورهء انقلاب مشروطه، رواج روز پيدا كرد. ‏
‏       امّا، متناسب با آشنايی های سياسی، تعريف های گوناگون، آن را همراهی می كرد. رايج ترين تعريف «منورالفكر»، در عصر مشروطه ‏خواهی و استقرار مشروطه، وی را در مقابل استبداد حكومت، وحاكميّت غاصبانهء روحانيت برحقوق مدنی جامعه قرارمی داد. به مرور كه ‏انديشهء «ماركس» جهانگيرشد، و ابتدا از طريق حزب سوسيال دموكرات ــ و بعد حزب كمونيست ــ روسيه، به ايران رسيد، توقع ها از ‏‏«منورالفكر» ايرانی كه جای خود را به «روشنفكر» داده بود، بالا گرفت. و اين مولود جدل های درون حزبی از سويی و جدال بين سوسياليست ‏ها و كمونيست ها ی اروپا از سوی ديگر بود.  روشنفكر حزبی روی لبهء تيز تيغ حركت می كرد: هرلحظه بيم خيانت و انحراف او می رفت ــ ‏وباز همه جا حزب به گروه روشنفكران و انديشه و كارشان نياز داشت. روشنفكری ديگر آن معنای ساده و بی تفسير با سواد بودن، و قوّهء ‏تميزدادن درست از نادرست را نداشت. «ايمان» كه در طول تاريخ، سخت ترين زنجير تعبّد بر دست وپای تمدن بود، و عصر روشنگری در اروپا ‏آن را شكست؛ در جنبش چپ جهان، و خاصه در دوران شكوفايی قدرت در احزاب كمونيست، كاربرد «ايدئولوژيك» پيدا كرد و بند پای ‏استقلال انديشه شد. و پای اصطلاحات موجه «تعهد» و «مسؤوليت» اجتماعی را برای مهار ساختن عبور ازمرز دگم های ايدئولوژيك و سازمانی ‏به ميان آورد.و سياست های روزانهء حزبی، سرمشق وراهنمای  حوزه های هنری گرديد كه در ترويج سياست های حزبی، نقش برجسته ‏داشتند و «القاب خلقی » به آنها داده می شد. ‏
‏      نمونهء شاخص آن را، در «انقلاب بهمن» ديديم كه شاعر پرآوازه وتثبيت شدهء آفريدگار «آرش كمانگير» و «درخت» ــ آثاری در اوج ‏مضمون سياسی ــ  كه به اعتبار برجستگی هنری، به كتاب های درسی راه يافته بود ؛ در خدمت به سياست حزبش، هنگامی كه  وصف جنايت ‏های «خلخالی » قاضی شرع، در سراسر ايران، با نفرت سر زبان ها بود، برای وی «شعر» سرود و از آن جلاد آدمخوار، به نام خادم انقلاب، ‏ستايش و تجليل كرد. يك لحظه به فاصلهء عظيم انديشه ها و باورهای اين دو ، بينديشيد، تا مطلب روشن شود.‏
‏      «انقلاب بهمن» كه بايد نقطهء گذار حكومتگری، از سد تاريخی استبداد استعماری می شد، محك آزمون رشد و آگاهی يك قرن تجربهء ‏روشنگری و روشنفكران ايرانی است كه با سرگردانی و دنباله روی و چرخش ارتجاعی  به سوی «دين مداری»، ــ با حسن نيّت ــ تسليم ‏گردابی گرديدند كه زير پای انقلاب دهن باز كرد و آن را فرو برد. «روشنفكران» ، جای بينش آنچه بيرون از اراده و حضور، ولی در برابرچشمان ‏آنها می گذشت؛ يا در پيوند نا گسسته از«ايمان مذهبی» ويا در بند«ايمان ايدئولوژيك» كه جای بينايی آنها نشسته بود، دركنارمعركه های ‏‏«مارگيری» حرفه يی روحانی، تا مقام عرضهء «چای ضد امپرياليستی» هم افتخار خدمت يافتند!

درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.