|
تحریریه آرش
|
|
صفحه 32 از 82
زیر نویس: 1- James jones در سال 1951 به ادعای خود با حفظ مواضع ایدئولوژیک از حزب کمونیست امریکاجدا شد وبا تاسیس فرقه یی عده ی کثیری را از آمریکا به گوایانا برد وفرقهی «عبادتگاه مردم» را اعلام کرد. در سال 1987 متوهمانه از ترس حملهی نیروهای دولتی محلی به اتفاق همهی افراد فرقهی خود بهطوردسته جمعی با سیانور خودکشی کرد. در آن اقدام 909 نفر مردند که یکی از بزرگترین خودکشیهای جمعی در تاریخ است. کیشهای خودکشی جمعی هنوز در میان جوانان وجود دارد. 2- نه تنها در مفهوم غريزه (instinct) بلكه درنام آن هم تفاوت نظر وجود دارد. برخي آنها را صرفاً «سائق» Drive ميخوانند و برخي تعدادي از انها را نوعي يادگيري تلقي ميكنند. در مورد تعداد آنها نيز تفاوت نظرهائي وجود دارد. فعلاً در اين نوشته مراد رفتارهاي پیچیده ی فردي يا جمعي است كه به طور موروثی متشابه و متوالي و بدون تغيير اساسي در حيوانات ديده ميشود. 3- اين مبلغان مسيحي براي اجراي سياستهاي حاكميت و از جمله دفاع از اسراييل توجيه جالبي دارند. آنها به پيروان بهشدت مذهبي خود كه بسياري ضديهودي هستند ميگويند «بايد از اسراييل (ضدمسيح) حمايت كرد تا قدرتمند شود و يهوديان جهان همه به آنجا بروند تا زماني كه مطابق احاديث آرماگِدون (Armagedon) ميشود، همه با هم نابود شوند». شعبدهبازي سياسي ـ مذهبي جالبي است ولي تاكنون مؤثر بوده است. 4- مارکس به این مسأله توجه جدی کرده است 5- حتی در زمان استقرار سوسياليسم هم مسائل بيولوژيک و روانشناسی مطرح خواهند بود چون مسائل انسانی هستند. جامعه ِی بی طبقه به معنای جامعه ِی انسان های يکپارچه و "بی مسئله" نيست. با از بين رفتن تضاد طبقانی همه تضادها به طور اتوماتيک نابود نمی شوند. برای رفع آن ها برنامه های مشخص لازم است. شايد يکی از راه های برخورد با مسئله ی هويت تشکيل شورا باشد که علاوه بر کارکرد دموکراتيک به اين نياز هويتی هم بتواند پاسخ دهد. و شايد راه حل های ديگر. بهرحال گرچه وجود طبقات بسياری از مسائل انسانی را تحت الشعاع قرار داده و دفورمه کرده است . نبايد پنداشت که انسان و انسانيت صرفاً به حد تعلق به اين يا آن طبقه تقليل يافتنی است. *
|