header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

‏7‏
رابطه¬ی «روشن¬فکران» ایرانی با جمهوری¬¬ی اسلامی را چه¬گونه می¬توان ارزیابی کرد؟
‏ در این¬جا نیز باید گفت روشن است که همه¬ی «روشن¬فکران» ایرانی  با جمهوری¬ی اسلامی یک نوع رابطه ندارند. پس این¬جا نیز باید پرسش ‏این باشد: سازوکارِ رابطه¬ی «روشن¬فکران» ایرانی که «نظام حقیقت» جمهوری¬ی اسلامی را پذیرفته¬اند یا وانمود می¬کنند پذیرفته¬اند، با این ‏‏«نظام» چیست؟ پاسخ شاید این است: ترس، نیاز، آلوده¬گی به «قدرت»، میل به «قدرت»، باطنی کردن لزومِ «نظام حقیقت» جمهوری¬ی ‏اسلامی بر مبنای باورهای ایدئولوژیک، در تقابل با آن دیگری؛ یعنی در تقابل با «نظام حقیقت» در جهان غرب. ‏
‏   از پرسش¬ها و پاسخ¬ها بگذریم. به تصویر «روشن¬فکران» در دوازده رمان بنگریم. نخست تصویر «روشن¬فکر» در سیاحتنامة ابراهیم بیک: ‏یا بلای تعصب او در دوران مشروطیت.‏

‏8‏
جنبش مشروطیت، در 20 آذرماه سال 1284 هجری¬ی شمسی آغاز  شد؛ در پی دورانی که سال¬ها پیش از این آغاز شده بود. هفده بازرگان ‏به «اداره¬ی حکم¬رانی¬ی» تهران فراخوانده شدند؛ به جرم گرانی¬ی قند. چند تن از آن¬ها به فلک بسته شدند. در میان فلک¬شده¬گان سید¬هاشم ‏قندی، تاجرِ خوش¬نام، نیز بود. این ماجرا بسیاری را سخت خشمگین کرد. گروهی، به سرکرده¬گی¬ی سیدعبداله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی ‏به اعتراض به شاه¬عبدالعظیم هجرت کردند. خواست¬های نخستین هجرت¬کنندگان، از جمله، چنین بودند: برپایی¬ی عدالت¬خانه، عزل علاء¬الدوله ‏از حکم¬رانی¬ی تهران، عزل مسیو نوز بلژیکی از ریاست اداره¬ی گمرک و مالیه.(27) مظفرالدین¬ شاه خواست¬های متحصنین را پذیرفت. ‏متحصنین به تهران بازگشتند. عین¬الدوله، حاکم مستبد تهران، اما، از اجابت خواست¬های متحصنین خودداری کرد. عبداله بهبهانی و محمد ‏طباطبایی بار دیگر برای تحصن از تهران خارج شدند؛ به¬هم¬راه بسیاری؛ این بار به سوی قم. در بین خواست¬های متحصنین خواست افتتاح ‏‏«دارالشورا» نیز وجود داشت. فرمان مشروطیت سرانجام صادر شد؛ در 14 مردادماه سال 1285 هجری¬ی شمسی؛ توسط مظفرالدین¬شاه. ‏مظفرالدین¬شاه در فرمان خود، از جمله، بر اجرای قوانین اسلام تأکید کرده بود. ‏
‏   نخستین جلسه¬ی مجلس شورا، پس از انتخاباتی که در فاصله¬¬ی روزهای 24 شهریورماه تا 8 مهرماه صورت گرفت، در روز 14 مهرماه سال ‏‏1285 در تالار گلستان، در حضور مظفرالدین¬شاه، برگزار شد. مظفرالدین¬شاه در 17 دی¬ماه سال 1285 درگذشت. پس از او محمدعلی¬شاه بر ‏تخت سلطنت نشست؛ که هرگز مشروطیت را برنتافت. نیروهای دولتی در 1 تیرماه سال 1286 مجلس شورای ملی را به توپ بستند. ‏
‏   مشروطه خواهان اما، از پای ننشستند؛ نخست در تبریز به ره¬بری¬ی ستارخان و باقرخان؛ سپس در شهرهای دیگر؛ از آن میان در گیلان، به ‏ره¬بری¬ی سپهدارتنکابنی، در بختیاری، به ره¬بری¬ی سردار اسعد بختیاری. چیزی نگذشت که مشروطه¬خواهان به سوی تهران حرکت کردند؛ از ‏شب سه¬شنبه 22 تیرماه  تا روز جمعه 25 تیرماه سال 1288. محمدعلی¬شاه به سفارت روسیه پناهنده شد. دوران مشروطیت پایان یافت. ‏انقلاب مشروطیت پیروز شد.(28) ‏‎ ‎‏   ‏
جلد اول سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای تعصب او، که در سال 1274 نوشته شده است، ماجرای سفر ابراهیم بیک است به ایران در ‏دوران ناصرالدین¬شاه. ابراهیم بیک بازرگان جوانی است وطن¬دوست، مسلمان؛ فرزند بازرگانی¬ آذربایجانی¬الاصل که پنجاه سال پیش از این به ‏مصر مهاجرت کرده است. پدر ابراهیم بیک چنان عاشق ایران بوده است که در تمامِ دوران اقامت¬اش در مصر حتا کلمه¬ای به عربی سخن نگفته ‏است. ابراهیم بیک در بیست ساله¬گی پدر خویش از دست داده است. پدر هنگام مرگ به او وصیت کرده است که جوانی¬ی خویش به سیاحت ‏بگذراند. ابراهیم بیک وصیتِ پدر اجابت می¬کند: به هم¬راه¬ میرزا یوسف، یارِ قدیمی¬ی پدر، سفر به سوی ایران آغاز می¬کند. در ایران اما جز ‏تباهی و سیاهی نمی¬بیند؛ دولت¬مردان بی¬کفایت، علمای جاهل، مردم نادان. تنها دل¬خوشی¬ی او، ملاقات با ایران¬دوست خردمندی است که ‏شخص محترم می¬خوانندش. ‏
‏   در گوشه¬ای از رمان سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای تعصب او از زبان شخص محترم چنین می¬خوانیم: «خلاصه، بقا و دوام هر ‏دولتی بسته بحسن سیاست است. و آن نیز بر دو قسم است: عقلی، و شرعی. آنچه عقلیست عبارت از حکمت عملی است. آنرا ‏سیاست ملوک گویند. سیاست شرعی عبارت از تبعیت باحکام الهیه و انقیاد باوامر شریعت نبویه است.»(29)‏
‏   این تکه تصویر «روشن¬فکر» در  سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای تعصب او را چنین منعکس می¬کند: در سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای ‏تعصب او، «روشن¬فکر» در مقابل قدرت سیاسی می¬ایستد، تا قدرت سیاسی¬ی دیگری پیش¬نهاد کند:  عقل باید به آوای شریعت بیامیزد تا دولت به¬ ‏سویی برود که اندیشمندان پُرحسن¬نیت توصیه می¬کنند؛ به سوی رستگاری. تصویر «روشن¬فکر» سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای تعصب او ‏چنین است: «روشن¬فکر سیاسی» که «نظام حقیقت» خویش را در آمیخته¬گی¬ی اسلام و عقلِ مدرن یافته است؛ در  پیوند آسمان و زمین.‏
‏    به تصویر «روشن¬فکر» در رمان دوم خود بنگریم: حاجی¬آقا.‏


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.