header image
 
رابطه روشنفکران و قدرت‏ چاپ
تحریریه آرش   
رفتن به
رابطه روشنفکران و قدرت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29
صفحه 30
صفحه 31
صفحه 32
صفحه 33
صفحه 34
صفحه 35
صفحه 36
صفحه 37
صفحه 38
صفحه 39
صفحه 40
صفحه 41
صفحه 42
صفحه 43
صفحه 44
صفحه 45
صفحه 46
صفحه 47
صفحه 48
صفحه 49
صفحه 50
صفحه 51
صفحه 52
صفحه 53
صفحه 54
صفحه 55
صفحه 56
صفحه 57
صفحه 58
صفحه 59
صفحه 60
صفحه 61
صفحه 62
صفحه 63
صفحه 64
صفحه 65
صفحه 66
صفحه 67
صفحه 68
صفحه 69
صفحه 70
صفحه 71
صفحه 72
صفحه 73
صفحه 74
صفحه 75
صفحه 76
صفحه 77
صفحه 78
صفحه 79
صفحه 80
صفحه 81
صفحه 82

اما بگذار از اول شروع کنیم:‏
گفتم اغتشاش در معنی. نه اینکه دست تو خلاف زده باشد یا خدای نکرده دست آن بزرگوار. بماند که چنین ایرادگیری چهل و اندی سال بعد ‏نه معنائی دارد و نه در وُسع ما جوجهها میگنجد. آن بزرگوار با آنچه دم دست داشت نوشت و حتی نقل کرد از سارتر و آرون و  ازگرامشی هم ‏که در زندان کوچکتری میزیست و او هم با آنچه دم دست داشت نوشته بود. اما آن بزرگوار جویای دقت علمی نبود که می خواست در آن ‏برهوت سالهای چهل، آب در خوابگه مورچگان ریخته باشد که ریخت. و در پس این سئوالهای تو هم اگر غلط نکنم، قصدی از آنگونه آب ‏ریختن نهفته است که  از آن استقبال می کنیم...‏
ابتدا از نظر جلال آغاز می کنیم که خواهی نخواهی مرجعی است. گذشته از آنچه با انتشار "در خدمت و خیانت روشنفکران" (تحریر:42- 43 ‏با تغییراتی تا 47) بطور واقعی انجام داد و تأثیر واقعیای که گذارد یا تلاش کرد بگذارد بر نسل روشنفکر سالهای چهل-پنجاه. رساله را در ‏چارچوب اصلی آن تا جای ممکن بررسی می کنیم و سپس با اشارهای کوتاه به گرامشی، گریزی می زنیم به یک اثر مهم دیگر که "درباره ‏روشنفکر" نام دارد و به اهتمام استاد ناصر پاکدامن چاپ شده و حاوی "یک بحث قلمی" است میان دو رفیق مصطفی شعاعیان و حمید ‏مؤمنی حول مفهوم روشنفکر از نقطه نظر تعریف "مارکسیستی" کلمه.  برخورد ما به این نوشته از آن جهت است که تا حدودی عملکرد درک ‏گرامشی را در شرایط یک کشور تحت سلطه نشان میدهد و همینجا گفته باشیم : خطرات آنرا. در عین حال رجوع به برخی نکات این بحث، ‏هم ادامه بحث جلال است و هم عرصهء تحلیل مارکسیستی را می گشاید؛ و این خود انعکاسی است از امتزاج این بحث عمومی و بحث ‏مارکسیستی که این هم اتفاقی نیست و بر ضرورتی نهفته در مناسبات اجتماعی تکیه دارد.‏
سپس تلاش می کنیم از این بحث مغشوش، تعریفی قابل اتکاء ارائه کنیم ونشان دهیم چطور خود این اغتشاش یکی از ضرورتهای این تعریف ‏است. تعریفی که ضرورتِ اغتشاش در تعریف را بمثابهء دادهای تشکیل دهنده در برمی گیرد.‏
در بررسی عمومی مان البته به برخی دادههای لغت شناسانه و مسائل ترجمهای و ظرافتهای مربوط به جامعه شناسی روشنفکران اشارههای ‏گذرا خواهیم داشت اما این مهم را به فضلای قوم که هم از ما باسوادترند و هم امکان عملی آنرا دارند واگذار خواهیم کرد  چرا که برخورد ما ‏رهیافتی علمی به داستان نیست و برای یک برخورد علمی به مسألهء روشنفکران از زوایای گوناگون، در هر رشته، متخصصین آثاری نگاشتهاند ‏و ما نیز چند ارجاع مهم را در حاشیه ذکر خواهیم کرد. برخورد ما اما، دعوی هیچ علمیتی ندارد بقول آل احمد "اين مشغلۀ فضلاست و كارى ‏به كار ما ندارد "؛ برخورد علمی، دنیا را قیمه قیمه می کند به عرصه های اِشراف این یا آن دانشمند. نوعی تلاش برای محصورکردن زندگی در ‏گفتارهای علمی. بهمین خاطر مارکسیسم علم نیست، چون گفتاری نیست جدا از زندگی و خارج از آن. گفتارِ زندهی مبارزه  در زندگی است و ‏به همین خاطر گفتاری ست انتقادی. و اینکه احیانأ شکل گفتار منطقی داشته باشد، آنرا علم نمی کند به مفهوم آکادمیک، رشتهای و ‏متخصصانهء کلمه. نگاهی تحلیلی است، تحلیلِ زندگی و مناسبات واقعی که در گفتاری که ناظر به توازن قوای طبقاتی و متأثر از آن است ‏جاری می شود. گفتار مارکسی گفتاری است خم شده روی عمل. خیز بر داشته به سوی شدن. در کُندی و بریدگی و انتزاعِ  زمان بلوخی، ‏گفتاری "نه هنوز شده" که خود را "رو به شدن" پرتاب می کند. بهمین خاطر بیشتر سلاح است تا علم. علم یک گفتار پایان یافته و قطعی ‏است که جهان موضوعِ خارجی آن است، حال آنکه مارکسیسم پیشنهادی است نظری و عملی  برای تحلیل  و تسهیل نایل آمدن به کمونیسم. ‏
ما در جستجوی فهم کارکرد گفتارهای اجتماعی هستیم که همواره با خود یا بهتر بگوئیم در پس خود منافع اجتماعی مشخصی را بیان می ‏کنند. هدفمان تحلیل این گفتارها و نشان دادن کِذب آنهاست و آشکارکردن منافعی که در پس هر کدام پنهان است. در همینجا گفته باشیم ‏که البته مخالفین اعتراض سرخواهند داد که: "لابد برای جا انداختن گفتار خودتان؟" و پاسخ ما این خواهد بود: "خیر! برای گشودن عرصه بر ‏گفتاری که از بطن مبارزه مردم بیرون خواهد آمد."‏


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.