|
تحریریه آرش
|
|
صفحه 17 از 82
قدرت و حقيقت ميان کار انديشگی و قدرت مفهوم ديگری قرار دارد به نام «حقيقت». به طور معمول گفته شده که انديشمند کسی است که يافتن حقيقت را مدّ نظر دارد؛ کار فکری همان دريافت حقيقت و تميز آن از کذب است. اما ديرزمانی است که انديشمندانی چون مارکس، نيچه، فرويد، و شاگردان متأخر آنها به ما نشان داده اند که «حقيقت» را آن ديگري، يعنی قدرت پنهان، بر مسند می نشاند. در نتيجه، به نحو متناقض نمايي، کار روشنفکر نـه جستجوی حقيقت، بلکه افشای آن، يا بهتر گفته باشيم، براندازی «رژيم» حقيقت است. امور بديهی و احکام پذيرفته شده از راه گفتار به ما داده می شوند و گفتارها خود بخشی از نظامهای بزرگتر گفتاری ( «ديسکورس» ها) اند که در هردوره بر فضاهای فرهنگی يک جامعه غلبه دارند. «حقايق» ما را اين ديسکورسها می سازند بی آنکه هرگز به مکانيسم آن خودآگاهی داشته باشيم. از طريق ديسکورسها است که مقهور قدرت می شويم. قدرت نامرئيی نظامهای گفتاری است که کار روشنفکری می تواند آنها را مرئی کند. کار روشنفکری در اينجا ــ حتا اگر نيت رهايی بخشی هم نداشته، به کلی از انگيزه های اخلاقی و سياسی بری باشد ــ به صرف پرسشگری و اصوليت شکني، قدرت ستيز است. اين جاست که کار روشنفکري، بدون آنکه درگير سياست روز يا قدرت دولتی باشد، قدرتها را خلع می کند و قطعيت را از آنها می ستاند. نه تنها اصول اعتقادی رسمي، باورهای ديرپای سنتي، و انواع نظامهای اعتقادی (ديني، سياسي، اخلاقي)ی مشروعيت بخش به پرسش گرفته می شوند، بلکه طرز پديداريی اين اصول اعتقادی در زبان و مفاهيم، و نحوهی نفود آنها در پهنه های سمبوليک و نشانه شناسانه و ناخوداگاه نيز کاويده و از تاريکی به در می آيند. اين وجه «خطرناک» کار روشنفکری است، سويهی ناسازشکار (غير کونفورميست) و برانداز (ساب ورسيو) آن است. اگر اينگونه به کار روشنفکری بنگريم، آنگاه صفاتی که معمولاً جلو «روشنفکر» می آيد، وجه عـَرَضی و اتفاقی حضور روشنفکر همچون يک موجود اخلاقی يا يک موجود سياسی را می رسانند: روشنفکر چپ، روشنفکر ديني، روشنفکر مارکسيست، روشنفکر انقلابي، روشنفکر فاشيست، روشنفکر ناراضی، روشنفکر فمينيست، روشنفکر سنتي، روشنفکر حزبي، روشنفکر اورگانيک، روشنفکر حوزهی عمومي، و غيره. اين عملکردها را «بدحادثه» رقم می زند، يعنی وجهی از پراتيک انسانی که يگانه، فردی، و بيوگرافيک است و بيشتر اوقات به تئوری در نمی آيد. داوری در خصوص خير و شر ناشی از اعمال مشخص و قدرتهای مشخص نيز از همين تجربهء عملی می آيد. ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹
|