|
صفحه 14 از 82
در اینجا با برداشتی از سخن مارکس در «خانوادهء مقدس» نوشته را پایان میدهیم که: کمونیسم مثل عشق است، هرچیزی ست که زنده است، هر نوع خودانگیختگی، هر تجربهء محسوس، در یک کلام، هر آزمون واقعی ست که هرگز از پیش نمی دانیم از کجا آمده و به کجا می رود (به نقل از ژیل دووه Gille Dauvé در «پرولتر و کار، داستانی عشقی»). ژوئیه 2009 یادداشت ها: 1ـ "در خدمت و خیانت روشنفکران" آل احمد انتشارات رواق چاپ دوم، بی تا [حدود1350] 2ـ ژَن-آنتوانت پوآسون معروف به مارکیز دو پومپادور (1721-1764) سوگلی رسمی لوئی شانزدهم، پادشاه فرانسه، که در مجامع روشن ضمیر آریستوکراسی قرن هیجده نفوذ داشته، از هنرمندان حمایت می کرده و بخصوص به انتشار آنسیکلوپدی دیدورو و دالامبر کمک رسانده است. 3ـ نمی دانم در این تعبیر "زیرکان" گزش و طعنه ای هست یا نه. 4ـ غرب زد گی ص 78 ، یاد شده. 5ـ همانجا ص 79 پاورقی. 6 ـ همانجا به نقل از مجله آموزش و پرورش سال 1327، مقاله "آموزش همگانی و رایگان" . 7ـ همانجا ص 78. 8ـ همانجا ص 89. 9ـ همان پافشاری بر مباحث اخلاقی، بر قدرت و مسئولیت مذهب در زندگی اجتماعی، همان اعتقاد و دلبستگی به سنن و همان درک از والایی روشنفکران. 10ـ در جریان دفاع از دریفوس، او از "مبارزه دو نژاد اخلاقی" صحبت می کند. رک. "قرن روشنفکران Michel Winock, Le siècle des intellectuels, Seuil 1997-1999" ص 238 . 11ـ نامه ها- نامه 7 دسامبر 1931 ، یاد شده در تفکر سیاسی گرامشی ژ.م.پیوت. 12ـ همانجا ص 19 13ـ "درباره روشنفکر یک بحث قلمی" – مصطفی شعاعیان، حمید مؤمنی. همراه با "درباره یک بحث قلمی" ناصر پاکدامن. انتشارات فروغ، کلن 1386. 14ـ همانجا ص9 15ـد همانجا ص 11 16ـ همان. 17ـ به عنوان نمونه: رفیق اسکندر صادقی نژاد، نمایندهء صنف فلز کار بود و در نیمهء اول دههء 1350 عضو سازمان چریک های فدائی خلق. او تحت شرایط امنیتی آن روزها و وظایف سازمانی از محیط کارخانه و کارگری جدا افتاد، چنان که رفیق علی خاوری که در سال 1359 در کارخانهء ماشین سازی بنز خاور به نمایندگی کارگران انتخاب شده بود پس از فاش شدن رابطه اش با سازمان پیکار ناگزیر از محیط خود جدا افتاد. 18ـ تز "حزب لنینی" دیگر آنچنان جا افتاده است که تلاش برای نشان دادن تمایزات و ویژگیهای نگرش لنین عبث بنظر می رسد. درست است که در "چه باید کرد" لنین کاملأ از نظر کائوتسکی که اولین بار دراثر او بنام "سه منبع مارکسیسم: اثر تاریخی مارکس" مطرح شد دفاع کرد. او بخصوس بر سر یک موضوع که در نظریه حزب پراهمیت است از کائوتسکی پیروی می کند. این نظریه همان درک پوزیتیوستی از سوسیالیسم است و اینکه در این صورت سوسیالیسم در انحصار روشنفکران است. جملهً کذائی کائوتسکی اینست: "یک جنبش کارگری خودبخودی و بدون هر نظریه ای اگر در میان طبقات زحمتکش علیه سرمایه داریِ رو به رشد قد علم کند ... از انجام دادن کار انقلابی عاجز خواهد بود." بهمین جهت او به اتحاد جنبش کارگری و سوسیالیسم فراخوان می دهد: "آگاهی سوسیالیستی امروز نمی تواند بروز کند مگر بر اساس شناخت عمیق علمی ... اما حامل این علم پرولتاریا نیست بلکه روشنفکران بورژوا هستند؛ ... بدین ترتیب آگاهی سوسیالیستی عنصری است که از بیرون مبارزه طبقاتی پرولتاریا وارد می شود و به هیچوجه چیزی نیست که خودبخودی بروز کند." (همانجا). این تئوری مورد پذیرش لنین بود. در این حرفی نیست. نقد آن به فرصت بیشتری نیاز دارد. همینجا گفته باشیم که در اساس این نظریه، دو مفهوم متافیزیکی عظیم در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند. نخست یک جنبش کارگری خودبخودی، محروم از هر نوع نظریه و دیگری یک آگاهی سوسیالیستی اثیری و غیر متجسم. این هر دو، تصوری غیر واقعی از پدیده های اجتماعی هستند و واقعیت چیز دیگری است. اما در زمینه اصول سازمانی حزب، لنین بارها نسبت به ضرورت بازتریِن دموکراسی های درونی، نسبت به حقوق اقلیت و بخصوص ویژگی شرایط روس اشاره کرده است. او در پاسخ به ماکس لویان که در 1921 خواهان ترجمه و چاپ "چه باید کرد؟" برای احزاب غیر روس بود گفت: "این چیز مطلوبی نیست. ترجمه باید حداقل با حواشی و توضیحات خوب همراه باشد و یکی از رفقای روس آن را نوشته باشد که خیلی خوب به تاریخ حزب کمونیست روسیه آشنا باشد. فقط به این شکل ممکن است از بکارگیری نامعتبر آن پرهیز کرد." به نقل از "لنین و رزا لوکزامبورگ" شَتمن. نشریه نیو اینترناشنال، نیویورک، مه 1938 ص143. 19ـ همانجا ص 114ـ113 20ـ همانجا ص 105 21ـ همانجا ص 14 22ـ "چه باید کرد؟" – لنین- ترجمه محمد پورهرمزان مجموعه آثار و مقالات. یک جلدی. ناشر ؟- تاریخ ؟ 23ـ نک به مقاله "تکنولوژی و جامعه در عصر لنین و استالین". کندال بیلز. ترجمه الف پیروز. اندیشه و پیکار شماره 2. ص81-105 .ژانویه 89 24ـ "گزارش مربوط به مسکو". اتو روله (1920). ترجمه فرانسه از کتاب: "نه پارلمان، نه سندیکاها: شوراهای کارگری. کمونیستهای چپ در انقلاب آلمان. 1918-1922 جمع آوری و ترجمه دونی اوتیه و ژیل دووه. انتشارات شبهای سرخ 2003. 25ـ مارکس این گذار را به نحو بسیار دقیقی در کتاب معروف به "فصل ششمِ چاپ نشده کاپیتال" بررسی می کند. این فصل که یکی از منابع مهم چپ رادیکال است در انقلاب نظری پس از جنبش 68 نقش مهمی ایفاکرد. این فصل، که همراه مقادیر دیگری از دستنوشته های مارکس در کاپیتال چاپ نشد، تا سال 1930 ناشناخته باقی مانده بود. در سال 1967، ماکسیمیلین روبل، مارکس شناس معروف که خود به جریان "یا سوسیالیم یا بربریت" (معروف به اجتماعیون-بربریون) نزدیک بود، ترجمه ثلث آنرا در ژوئن 1967 در مجله "اقتصادها و جوامع" – سری تحقیقات مارکس شناسی و سپس در انتشارات پلیاد "مارکس – جلد دوم اقتصاد ص365-472 به چاپ رسانید. 26ـ "مبانی نقد اقتصاد سیاسی" – مارکس انتشارات آنتروپوس جلد اول ص 226 27ـ همانجا ج 2 ص 23. 28ـ این قانون پس از مبارزات درازمدت کارگران، همراه با اعتصاب و دست آخر با خونریزی در صف زحمتکشان در دوکازویل، به تصویب رسید و پیروزی بزرگی برای طبقه کارگر محسوب شد. اما هدف این قانون محدود کردن مبازات کارگری به خواستهای صرفأ اقتصادی و بخصوص برای آن بود که به سمت گروهها و احزاب شورشی نروند. ماده سوم قانون مربوط به سندیکاها بوضوح می گوید: "موضوع [فعالیت] سندیکاها انحصارأ مطالعه و دفاع از منافع اقتصادی، صنعتی، تجاری و زراعی است". ژاک لوگوف که این سند برگرفته از اثری از اوست اضافه می کند: هدف از این ماده قانونی برقرار کردن یک کمربند حفاظتی حول آدمهای حرفه است که به طاعون سیاسی مبتلا نشوند. از کتاب "از سکوت تا سخن: حق کار، جامعه، دولت، 1830-1895" انتشارات دیجیتال ص68-69. 29ـ این برسمیت شناخته شدن "کارگر جمعی" و مسئولیت کارفرما در روند کار، نتایج بی نهایت مهمی برای مبارزه روزمره کارگران و همینطور تحلیل عمومی سرمایه داری معاصر دارد. از این پس بسیاری از مفاهیم پایه ای از حقوق و دستمزد کارگران گرفته تا بیکاری مضمون عوض می کند و خود این تغییرات مبنای بازسازی ضدانقلابی تاچریسم و ریگانیسم و پایان اجماع کینزی در سالهای1970 می گردد. 30ـ بسیاری از این قوانین مهم به دورهء ژول فری بر می گردد که سه هدف مهم داشت: وسعت بخشیدن به آزادیهای اجتماعی، خارج کردن مدارس از سیطره کلیسا، احیاء فرانسه بعد از شکست از آلمان با اتکاء بر رشد استعمار. 31ـ امیل کومب، رئیس دولت در1905. 32ـ کتاب "زمانهً توده ها" . ژان پیِر ریو، ژان فرانسوا سیرینِلی. انتشارات سوی، در سری پوئن. چاپ اول 1998 چاپ دوم 2005 ص79. Jean-Pierre Rioux, Jean-François Sirinelli Le temps des masses, Seuil, 2005, p. 79 33- Lagardère, M. Bouygues, M. Dassault, M. Bolloré 34ـ از جمله قوانینی که دولت فرانسه به بهانه مبارزه با تروریسم و پدوفیلی از چند سال پیش برقرار کرد و قانون معروف آدوپی که مصرانه تلاش دارد به بهانه دفاع از حقوق هنرمندان به تصویب رساند. نتیجه این قوانین ایجاد ابزار کنترل روی انترنت است. 35- comme News Corps, Viacom, AOL Time Warner, General Electric, Microsoft, Bertelsmann, United Global Com, Disney, Telefónica, RTL Group, France Télécom, etc., 36ـ "قوهء چهارم" - اینیاتسیو رامونه. لوموند دیپلوماتیک. اکتبر 2003. 37ـ رک. کتاب ژاک لوگوف: روشنفکران در قرون وسطی Jacques Le Goff, Les intellectuels au Moyen Age, Le Seuil, 1957 38ـ ماجرای دریفوس: ماجرایی نظامی- حقوقی که به قضیه ای سیاسی در فرانسه و حتی بین المللی تبدیل شد. به نام کاپیتان آلفرد دریفوس (1859-1935) ارتشی اهل منطقه آلزاس و یهودی تبار که در سال 1894 توسط یک دادگاه نظامی به جرم جاسوسی به نفع آلمان از ارتش اخراج و به جزیره شیطان تبعید شد. دو سال بعد ثابت شد که دادگاه بر اساس مدارک جعل شده او را محکوم کرده و جاسوس واقعی محتملأ افسر دیگری بنام استرهازی (1847-1923) بوده است. با وجود این پس از یک محاکمه قلابی دادگاه نظامی استرهازی را تبرئه می کند. در این جاست که در 28 ژانویه 1898 زولا مقاله مشهور خود را به چاپ می رساند. او در این مقاله به شدت به مقامات ارتش می تازد. معروف است که این شماره روزنامه پگاه به سردبیری کلمانسو ده بار بیش از فروش عادیش پخش می شود. زولا به شکایت ارتش دادگاهی شده و محکوم می گردد و این باز مردم را هیجان زده تر می سازد. ماجرا کاملأ جنبه سیاسی بخود می گیرد و در دنیا انعکاس پیدا می کند.هر چه آشکارتر می شود که ارتش، کلیسا و مجامع ضدیهود خواهان تجدید محاکمه نیستند. پایه های جمهوری در فرانسه به لرزه در می آید. بسیاری از دانشمندان و وکلا و تحصیلکرده ها جزو طرفداران دریفوس هستند. آناتول فرانس، ژورس، پروست ... از دریفوس دفاع می کنند. در 1899 دادگاهی نظامی در شهر رِن دوباره تشکیل می شود که طی آن دوباره دریفوس محکوم می گردد. همانسال او عفو می شود اما فقط در سال 1906 از او اعاده حیثیت می گردد. 39ـ نقل از کتاب میشل وینُک – قرن روشنفکران 1997 انتشارات سوی ص 29 40ـ موریس بارس صحنه ها و دکترین های ناسیونالیسم چاپ پلون 1925 جلد اول ص 170 – نقل شده در قرن روشنفکران، یاد شده. 41ـ آدولف رِتِه – گشت و گذارهای براندازنده. به پیوست تأملات آنارشیتی. متن انترنتی. 42ـ دستاوردهای چپ رادیکالِ هلندی-آلمانی، کسانی مثل گورتر، پانکوک، کورش، لوفنبرگ، رولان هولست، اتو روله یا چپ رادیکال ایتالیا مثل بوردیگا و ادامه دهندگان راه او یا بعد از 68 جریاناتی مثل اجتماعیون- بربریون و ...الخ متأسفانه هرگز بطور جدی، علیرغم سی سال تبعید اجباری دنبال نشد.
|