|
حماسه ی سیاهکل، کابوسی برای ارتجاع
|
|
|
مهدی سامع
|
|
صفحه 1 از 9 هتاکی و هرزه گوئیهای ماموران وزارت اطلاعات در مورد رفقایی که با غرور اخلاقی و سودای استقلال، آزادی و برابری، هشیارانه و آگاهانه به میدان آمدند تا شرایط را نه تفسیر که تغیر دهند، بدون حد و مرز است.
مقدمه در بهار 1387 کتابی با عنوان چريکهاي فدايي خلق از نخستين کنشها تا بهمن 1357 (جلد اول) که نویسنده آن محمود نادري معرفی شده توسط موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي انتشار یافت. این موسسه کتابهای دیگری نیز در مورد سایر جریانهای سیاسی فعال طی دوران پیش و پس از به قدرت رسیدن خمینی منتشر کرده است. دسترسی این موسسه به بایگانی «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» و بازجوئیهای زندانیان سیاسی در دوران رژیم گذشته جای تردیدی باقی نمیگذارد که این موسسه یکی از نهادهای امنیتی رژیم ابران است که از یک طرف با وزارت اطلاعات در ارتباط بوده و از طرف دیگر همچون همهی نهادها و ارگانهای امنیتی رسمی و موازی زیر نظر دفتر حامنهای است. در مورد محمود نادری که یک اسم مستعار است حدس و گمان زیاد است. محمود نادری هر فردی که باشد و هر گذشتهای که داشته باشد، در این حقیقت که نویسنده و یا نویسندگان کتاب از مزدبگیران نهادهای امنیتی و در خدمت یک موسسه امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات و زیر کنترل و نظارت دفتر ولی فقیه است، تردیدی باقی نمی گذارد. چندی پس از انتشار این کتاب ولی فقیه نظام در دیدار وزیر، مسئولان و جمعي از كاركنان وزارت اطلاعات با گزافه گویی از «ذهنيت بسيار خوب مردم از مجموعه وزارت اطلاعات برخلاف بيم و هراس همراه با نفرت مردم از دستگاه اطلاعاتي رژيم طاغوت»(1) صحبت کرد و توصیه کرد که:«از فن آوريهاي نوين در زمينههاي نرمافزاري و سختافزاري»(2) بهرهگيري کنند. نکته جالب در حرفهای خامنهای این نیست که در مورد وزارت اطلاعات ولایتش که یکی از منفورترین نهادها در تاریخ بشر است دروغ میگوید. نکته جالب در این است که موسسههای امنیتی جمهوری اسلامی وقتی میخواهند به شیوه نرم افزاری با مخالفان خود مقابله کنند به اسنادی تکیه مطلق میکنند که در دستگاه اطلاعاتي به قول خامنهای «رژیم طاغوت» تهیه شده است. در مرداد سال 1386 من در یاداشتی با عنوان «شیوه ضد انسانی اعتراف علیه خود» در مورد روش نرم افزاری و یا گفتمانسازی وزارت اطلاعات نوشتم: «هدف اصلی دستگاه امنیتی از پخش اعتراف علیه خود زندانیان سیاسی و عقیدتی اولا تبلیغ «شکست پذیری» و رواج گفتمان «عدم امکان مقاومت» و دوماٌ استفاده از اعترافات در مناسبات دیپلماتیک است.»(3) در همان مقاله نوشتم:«وقتی بازجویان وزارت اطلاعات زندانیان سیاسی را شکنجه میکنند میگویند که هرکس وارد سرازیری اوین میشود، ایمانش بر باد میرود و وقتی با آزار و اذیت موفق به درهم شکستن یک زندانی و آوردن او پشت صفحه تلویزیون میشوند میگویند زندان «فرصت» برای «فکر کردن» است.»(4) و در مورد کتابها و برنامههای تلویزیونی تاکید کردم که: «دستگاههای امنیتی رژیم کتابهای گوناگون در مورد تاریخ جنبش و زندگی فعالان سیاسی تحت پوششهای مختلف منتشر کرده و یا سریالهای تلویزیونی با هدف مخدوش کردن چهره مخالفان نظام پخش کردهاند. چند روز قبل از پخش برنامه «به اسم دمکراسی» سریالی تحت عنوان «گرگها» علیه سازمان مجاهدین خلق در چند نوبت پخش شد. اخیراٌ کتابی به نام «شکنجه گران» در ایران منتشر شده که در آن ضمن چاپ اعترافات دو تن از بازجویان ساواک شاه در آن به بررسی عملکرد دستگاههای امنیتی رژیم گذشته پرداخته شده است. در این گونه کتابها با تحریف، دروغ پردازی و استفاده مخدوش و گزینشی از اسناد ساواک، از زندانیان سیاسی گروههای طرفدار خمینی چهره مثبت و در مورد زندانیان سیاسی دیگر گروهها یا سکوت شده و یا چهره منفی از آنان ارایه می شود.»(5) کتاب چريکهاي فدايي خلق از نخستين کنشها تا بهمن 1357 یکی از تلاشهای نرم افزاری و یا گفتمانسازی وزارت اطلاعات است که با در دست داشتن انحصاری اسناد و مدارک و بنابرین جعل سند و سند سازی به تحریف تاریخ می پردازد تا این گفتمان را رایج کند که مبارزه در دوران حکومت گذشته در انحصار خمینی و طرفداران او بوده و دیگر نیروهای سیاسی «توطئه بیگانه» و یا «وابسته به بیگانه» و یا «واداده و دور از مردم» بوده اند. این دقیقاٌ نظر خمینی قبل از رسیدن به قدرت بود و همه ی تلاشهای نرم افزاری وزارت اطلاعات همزمان با استفاده از روش سخت افزاری(سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام) به کرسی نشاندن حرف خمینی در جهت ادامه حاکمیت استبدادی-مذهبی است. بدیهی است که این شیوه نهادهای امنیتی رژیم برای نیروهای مترقی و آزادیخواه که یا خود مورد شیوه سخت افزاری و نرم افزاری رژیم و دستگاههای سرکوبگر امنیتی قرار گرفته و یا از طریق مطالعه خاطرات زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی یا مشاهده برنامههای مشمئزکننده «اعتراف علیه خود» و یا نوشتههای شکنجه گران بدنام در کیهان حسين شريعتمداری به این طرز کار آشنایی دارند، کاربردی نداشته و ندارد و نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت. قبل از این که به افشای هدف وزارت اطلاعات در مورد کتاب مورد بحث بپردازم مروری کوتاه به سابقه ضدیت خمینی و دارودسته او با چریکهای فدایی خلق را لازم می دانم.
|