|
"پژوهشگریِ مجرمانه در تاریخنگاری!"
|
|
|
نقی حمیدیان
|
|
صفحه 1 از 15 من این نوشته را به چریکهای فدایی خلق در آن سالها و از جمله به همسرم ناهید قاجار (مهرنوش) تقدیم میکنم. امیدوارم که در این سالهای شکست و پراکندگی بازماندگان آن دوره، قدمی هر چند کوتاه در راه پاسداشت مبارزات بیدریغ آنان برداشته باشم. من نمیدانم چه اندازه برای درج مطلب مفصلی که نوشتم در مجله شما جا وجود دارد؟ اما به هر حال سعی کردم که تا جایی که مقدور است به مبانی این "کتاب مجرمانه "، برخورد کنم. این در حالی است که من خود منتقد مشی مبارره مسلحانه هستم. منتقدی از درون همان جنبش با بهرهگیری از زمان و تجارب سالهای طولانی پس از آن. این انتقاد من هرگز جزیی از ارزشهای والای آن دوستان دیده و ندیدهام در آن سالها نمیکاهد. آنان در مجموعه خود سرمایههای گرانقدر ملت ایران بودند. امیدم این است که مبارزات آنان در تاریخ سیاسی معاصر میهنمان جای واقعی و حقیقی خود را به دست آورد.
من هم کتاب"چریکهای فدایی خلق از نخستین کنشها تا 1357" را که مدعی است پژوهشی در تاریخچه چریکهای فدایی خلق است، خواندم. در سالهای اخیر در مورد تاریخ سیاسی معاصر ایران، پژوهشهای مختلفی انجام گرفتهاست، اما کتاب مذکور که از سلسله انتشارات «مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی» جمهوری اسلامی است، جزو عجایب روزگار ماست. کتاب با تکیه بر اسناد شکنجهخانههای رژیم شاه تهیه و تحریر شدهاست. در این کتاب صفحات متعدد و مختلفی از برگههای بازجویی، عکسهای بسیاری از بنیانگزاران و کادرهای نامدار چریکهای فدایی خلق و گزارشات برخی از نهادهای انتظامی و امنیتی رژیم شاه درج شدهاست. این کار یکی از ویژهگی بارز کتاب را تشکیل میدهد. جاذبه و کشش عاطفی برانگیزانندهی این کتاب مربوط به همین اسناد بازجوییها وعکسهای چریکهاست که حتا یک برگ از آن ها تا کنون در معرض مشاهده و مطالعه عموم قرار نگرفتهاست. فروش گسترده کتاب نیز چیزی جز فروش برخی از همین بایگانی اسناد و مدارک بازجوییها و کارکرد دوایر امنیتی رژیم پیشین نیست. مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جمهوری اسلامی با چاپ و فروش قسمتهایی از اسناد رژیم سابق به کسب و کار پر رونقی دست زدهاست. مطالعه این کتاب، بناگزیر حافظه ویادمان فعالان و علاقمندان سیاسی و اجتماعی با تمایلات فکری چپ در دهه پایانی رژیم شاه را تحت تأثیر قرار میدهد. بسیاری از خوانندهگان کتاب در لابلای هر برگ و سند منتشر شده در کتاب و در پس هر عکس و نام و ماجرایی، شرایط شکست سکوت قبرستانی رژیم شاه را به یاد میآورند. شرایطی که حتا خود به نحوی با آن در ارتباط بودند و یا در آن شرکت داشتهاند. شرایطی که مقاومتها و جانفشانیهای چریکهای فدایی خلق و مجاهدین خلق در آن سالها، خاطره فردی و جمعی خوانندهگان کتاب را زنده میکند. گرچه شرایط وحشیانه به وجود آمدن هر برگ و سندی که در کتاب مورد استناد قرار گرفته عملاً در متن کتاب بسیار کم رنگ و یا اصولاً غایب است اما با این حال حتا با این فاصله زمانی سی چهل ساله این اسناد هنوز بوی خون، جنایت، شکنجه و تجاوز و خود سری و یکه تازی ساواک و رژیم شاه میدهند. کل اسناد بازجوییها، محصول کارخانه شکنجهگاههای رژیم شاه است. این اسناد با فشار همه جانبه جسمی و روحی و بیحق و حقوقی متهمین در سلولها و اطاقهای شلاق بازجویان طی هفتهها، ماه ها و در مواردی مانند زندهیاد عباس جمشیدی رود باری بیش از دو سال "زندگی" در شرایط رسماً اعلانشده "فوت در راه بیمارستان" تولید شدهاند. اما کتاب چنان ماهرانه آرایش یافته و نویسنده زیر عنوان "تحقیق" و بررسی "پژوهشگرانه"، چنان پی در پی به اسناد بازجوییها مراجعه میدهد که به ذهن بسیاری از خوانندگان نسبتاً آشنا نیز القاء میشود که گویا مبارزان اسیر در اوین و کمیته مشترک، در امتحان کنکور، به سوآلات ممتحنین به طور داوطلبانه پاسخ گفتهاند. حتا خواننده اغلب احساس میکند که نویسندهگان کتاب نقل قولهای بازجوییها را مانند گزارشات مأموران اداری از کشوی میز خود بیرون میکشند!. تکیه بر اسناد سری و بیاطلاعی عموم از آنها، پراکندگی بازماندگان مبارزات آن دوران و گذشت سه دهه، تاریخنویسان مؤسسه مطالعات را دچار این توهم کرده که گمان کنند موضوع زمانی نوشته آن قدر دور و قدیم است که هیچ شاهد و گواه زندهای وجود ندارد تا مچ آنها را باز کند! حال آن که موضوع زمانی تهیه و آرشیو چنین اسنادی، آن قدر نزدیک است که هم اینک هزاران تن از بازماندگان آن دوره میتوانند سوء استفاده و بهرهبرداری سیاسی- امنیتی از اسناد جنایت ساواک شاه را آشکار کنند. در این جا بی مناسبت نیست تأکید کنم که آن تعداد از بازماندگان آن دوره که از نزدیک و مستقیم در آن روند تاریخی شرکت داشتهاند، موظف بودند برای رعایت امانت و پاسداشت حقیقت و حرمت انسانی مبارزان آن دوران با مسایل سالهای مبارزات چریکهای فدایی خلق به طور منطقی و استدلالی مبتنی بر مدارک حقیقی و حقوقی و شهادت و گواهی مستقیم ، و صد البته با دیدی انتقادی برخورد کنند. کاری که به نظر من در انجام آن طی سالهای گذشته بدون هیچ توجیه و بهانهای کوتاهی شده و اینک وضعیتی به وجود آمده که مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جمهوری اسلامی براساس اسناد مجرمانه شکنجه برای ما تاریخ مینویسد. ما از این بابت باید انتقادی سخت و کوبنده را پذیرا باشیم. من در این جا علناً شرمساری خود را ابراز میکنم. واقعاً از ماست که بر ماست. این که همه جریانات و شاخههای فدایی با هر استراتژی و تاکتیکی شکست خوردند و جمهوری اسلامی با رهبری آیت الله خمینی و روحانیون پیرو وی ناباورانه به پیروزی سیاسی و کسب انحصاری قدرت دولتی نایل آمدهاند، برای همه روشن است. عدهای از مجموعه شاخههای فدایی، توسط جمهوری اسلامی کشته شدند. عده زیادی یا به مهاجرت ره سپردند و یا در کشور ماندند و راه دلخواه زندگی خود را در پیش گرفتند. چه آنانی که در سازمانهای مختلف فدایی مقیم خارج کشور هستند و چه انبوه عظیمی از جداشدگان، صرف نظر از هر بینش و تفکر امروزیشان و این که چه نظر انتقادی به شیوههای مبارزاتی آن سال ها داشته و دارند و یا ندارند، با تمام وجود خود آن را لمس میکنند اما هیچگاه نمیتوانند یاد و خاطر انسانی و شور و شوق مردمی تلاَشها و ایستادگیهای جانانه چریکها را فراموش کنند. اینک جمهوری اسلامی این فاتح به قدرت نشسته، شمشیر به ظاهر استدلال و سند و مدرک ساواک را دستمایه قرار داده تا خط بطلان برهمه آن تلاشها و جانفشانیها و زجرها و شکنجههای جسمی و روانی مبارزان پرشور آن سالها بکشد. در این نوشته قصد من نقد و بررسی کتاب مزبور نیست. من تنها به کلیات و اهداف و مبانی و قضاوتهای بنیادی نویسندهگان کتاب چریکها، که به طور فشرده در پیشگفتار آن مستتر است، میپردازم. به گمان من این کتاب از یک سو به دلیل این که بر اسناد مجرمانه شکنجه ساواک تکیه کرده از بنیاد "مجرمانه" است و از سوی دیگر هدف اصلی آن، لجنمالکردن مبارزات چریکهای فدایی خلق و به طور کلی جنبش سیاسی اجتماعی فداییان خلق و تاریخ نویسی غرضورزانه علیه آنان است که از نظر من مذموم و محکوم است. در این جا در رابطه با موضوع و اسناد استفاده شده در این کتاب، مصرانه میخواهم: بایگانی کلیه اسناد بازجوییهای ساواک و گزارشات امنیتی رژیم شاه در آن سالها را بدون استثناء برای استفاده عموم آزاد کنند! *****
|