header image
 
‏ تحریف و واورنه سازی رویدادها‏ چاپ
قربانعلی عبدالرحیم پور (مجید)‏   
رفتن به
‏ تحریف و واورنه سازی رویدادها‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14

‏ اوایل سال 1357از میان جریانات سیاسی سکولار وترقی خواه آن زمان مانند نیروهای وابسته به جبهه ملی داخل وخارج ، حزب توده ایران و دیگر جریانات مشابه، ‏سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران  به بزرگترین جریان  سیاسی  کشور ایران بدل شده بود. اما علیرغم آن نویسنده کتاب کوشش می کند سازمان را به نیروی ‏منزوی و از نفس افتاده‌ای که در چنگ سازمان امنیت بود فروبکاهد.  ‏
‏ خاستگاه فدائیان خلق ایران، دانشگاهیان، دانشجویان، روشنفکران، معلمان، کارگران باتجربه و آگاه  بود . سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران توسط همین نیروها ‏تشکیل شده بود و مورد حمایت و پشتیبانی معنوی و مادی و انسانی همین نیروها  قرار می گرفت و تداوم می یافت. ‏
برخلاف ادعا ها واتهامات آقای نادری، روشنفکران، دانشگاهیان، معلمان، دانشجویان، کارگران، زنان و مردانی که هم موسسان اصلی جنبش فدائی، هم پشتیبان و هم ‏ادامه دهندگان آن بودند، «گانگستر» نبودند، «کسب وکارشان مرگ»  نبود بلکه انسان‌های آگاه و و آزادی خواه و عدالت‌جو و مبارزی بودند که بر علیه فکر و ‏فرهنگ نیستی محور، و علیه سیاست‌های استبدادیِ مرگ آفرین، ستم کاران، استثمارگران و در راه ساختن جامعه‌ای مبتنی بر آزادی، برابری، همبستگی اجتماعی و ‏صلح، مبارزه می کردند .‏
‏ آقای نادری درست می گویند انقلاب باتمام اهمیت‌اش، نزد ما اصالت نداشت. بلکه طریقی بود برای رسیدن به امور اصیلی نظیر زندگی آزاد، عادلانه، صلح آمیز، ‏همبسته و شاد. اگر انقلاب، نتواند و در ایران نتوانست زندگی آزاد و عادلانه و پیشرفته و صلح آمیز را برای مرم و جامعه  تامین کند، دست از انقلاب نیز می شوئیم.   ‏
‏ اما متاسفانه آقای نادری  دوست ندارد افکار و تاریخ ما آنگونه معرفی شوند که بودند بلکه از فدائیان خلق ایران «تقدیس کننده سلاح»  می سازد و  ازحمید اشرف، ‏رهبر این تغییر وتحولات، چهره‌ای می‌سازد که گویا  دلبستگی‌اش «چریکیسم بود» و «وابسته به کشورهای خارجی». ‏

۱۰ -    نگاه اجمالی به سیر حرکت سازمان
‏1/10-  گذر از پراکندگی و هسته های پارتیزانی به سمت سازمان یافتگی و حزبیت . ‏
اولین نمونه برخورد نویسنده کتاب  در ارائه « نقشی از سیمای چریک‌هائی فدائی خلق »  در نام کتاب  مشاهده می‌شود.  واژه ها و مفاهیم «سازمان» و «ایران» را از ‏اول و آخر «سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران» حذف کرده‌اند. گویا چیزی بنام «سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران» وجود نداشته است . چرا چنین کرده اند؟ ‏شاید گفته شود که چریک‌های فدائی خلق  درآغاز کار با همین نام خود را معرفی کردند. این درست است ولی فقط بخشی از واقعیت و حقیقت است. البته درمتن ‏کتاب در برخی جاها واژه سازمان را برآن افزوده اند. ولی  نام «سازمان چریکهای فدائی خلق ایران» حذف شده است.   ‏
‏ این واقعیت دارد که  واژه سازمان  در ابتدا در نام «چریکهای فدائی خلق»  نبود. بعدها در سال 1352 اضافه شد. فقدان واژه و مفهوم سازمان در ابتدای نام ‏چریک‌های فدائی خلق  به این معنا نبود که نسل جوان چپ ایران که در دهه 1340 در صدها محفل و گروه متشکل شده بودند و بعداٌ بطور عمده  درسازمان ‏چریک‌های فدائی خلق ایران متشکل شدند، اعتقادی بر حزب و حزبیت  نداشتند. نسل ما، نسل دهه 40 چپ ایران، حزب و حزبیت را قبول داشت. اما اینکه اول باید ‏حزب تشکیل شود و یا مبارزه را آغاز و در پروسه حزب را ساخت، دومی را انتخاب کردند و منتظر تشکیل خودبخودی حزب نماندند. ‏
جامعه ایران در دهه 40  نیازمند حضور فعال و گسترده  احزاب سیاسی بود. اما از یکسو احزاب و جریان‌های سکولار نظیر جبهه ملی و حزب توده ایران حضور ‏تشکیلاتی و سیاسی فعال نداشتند و شاه  به آنها میدان نمی‌داد و از سوی دیگر سرشار از روشنفکران و نسل جوان جستجوگر و فعالی بود که مخالف دیکتاتوری، ‏ظلم، استثمار، استعمار،  طالب  آزادی، خواهان عدالت و استقلال و خواهان فعالیت سیاسی - تشکیلاتی در این راه  بودند. ‏
در آن شرایط، بعد از کودتای 28 مرداد و  شکست دولت مصدق و جبهه ملی و حزب توده ایران، وجود دیکتاتوری خشن و سرکوبگر،  فقدان حضور سیاسی و ‏تشکیلاتی  جبهه ملی و حزب توده در جامعه در دهه 40، این فکرکه حزب را در پروسه مبارزه می توان ساخت فکر خلاقی بود. نسل دهه 40 از جمله نسل دهه 40 ‏چپ ایران، منتظر معجزه از طرف  جبهه ملی و حزب توده و یا منتظر تشکیل خودبخودی و دترمینیستی تشکل‌های صنفی و سیاسی نماندند. ‏
علی اکبر فراهانی در دادگاه نظامی شاه می گوید : ... ما برای بدست آورن آزادی‌های اولیه ، برای بدست آوردن شرایط دمکراتیک که درآن شرایط، ‏تمامی ملت از آزادی‌های اولیه که آزادی بیان، انتقاد و مطبوعات از بتدائی ترین آن است، به فکر ایجاد هسته های پارتیزانی بودیم». ‏
نسل ما نسل دهه 1340، در شرایط  بغرنج و سختی قرار داشت.  از یک سو دیکتاتوری شاه  بیداد می‌کرد، آزادی بیان و انتقاد و  تشکل و تحزب در جامعه وجود ‏نداشت، هر حرکت اعتراضی  توسط رژیم  سرکوب می‌شد از سوی دیگر  بزرگان شکست خورده ما – جبهه ملی و حزب توده ایران -  نمی‌توانستند نسل ما را جذب ‏کنند.‏
‏ جهان، از یک‌سو در تب جنگ سرد می سوخت، از سوی دیگر از آسیا تا آفریقا، از اروپا تا آمریکا، از ویتنام تا ایرلند، از فلسطین تا بولیوی سرشار از جنبش‌های ‏اعتراضی، رادیکال آزادیخواهانه، عدالت جویانه و ضد امپریالیستی بود .‏
‏ دهه 40 صدها محفل و گروه مارکسیستی و غیر مارکسیستی بدون ارتباط تشکیلاتی با هم و بدون ارتباط با حزب توده و جبهه ملی  تشکیل شده بود. ‏
‏  در دوران شکل گیری سازمان، هنوز ایده های پراکنده‌ای، ازجمله این ایده که  چریک خود حزب است  در میان بخشی از شکل دهندگان و آغازگران مبارزه ‏مسلحانه وجود داشت. هنوز روشن نبود که مبارزه مسلحانه در چه اشکال سازمانی پیش خواهد رفت، بصورت پراکنده توسط افراد و گروه‌های کوچک یا در شکل ‏سازمان یافته ؟ تصور خام و ناپخته‌ای از تشکیل سازمان، در سال 1350 هنگام وحدت گروه رفقا پویان و مسعود و عباس مفتاحی و...  با رفقا حمید اشرف و صفائی و ‏صفاری و... بوجود آمده بود که مانع کاربرد مفهوم سازمان در تعریف تشکیلات وقت می‌شد. واژه و مفهوم سازمان برای اولین بار سال 1352 مورد استفاده قرار ‏گرفت.‏
‏ رهبری وقت سازمان در سال 1352 تصمیم گرفت، جریان پراکنده چپ مارکسیستی مدافع مبارزه مسلحانه را در یک سازمان متشکل کند. و این گامی در جهت ‏سازمان یافتگی بوده و در نطفه‌ای ترین شکل خود بار حزبیت را با خود حمل می‌کرد. یکی از اختلافات  مصطفی شعاعیان با رفقای سازمان در آن دوره همین ‏موضوع بود. ‏
‏ واقعیت این است که فرایند حرکت سازمان از آغاز تا 1357 علیرغم فراز و نشیب‌هایش، در سمت  پایان دادن به پراکندگی و  حرکت به سمت سازمان یافتگی و ‏حزبیت بود. من در پائین بطور فشرده به این موضوع خواهم پرداخت .‏
‏ اما نویسنده کتاب  واقعیت و حقیقت «  رخداد » را که فرایندی در حال شدن و تغییر و تحول در سمت سازمان یافتگی و حزبیت بود، بر نمی‌تابد و کوشش می‌کند ‏با دستکاری در فاکت‌ها و ادعاهای بی پشتوانه، تصمیم از قبل گرفته شده مبنی بر تخریب تاریخ و سیمای سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران را قالبِ پژوهش‌گرانه ‏بدهد .‏

‏2/10 – تثبیت و فراگیر شدن  جریان فدائی  و سمت گیری جدید سازمان  ‏
‏ نویسنده کوشش می‌کند سازمان را در سال 1356 و1357 به یک سازمان منزوی و از نفس افتاده‌ای که سراپا زیر نفوذ و کنترل سازمان امنیت بود، فروبکاهد . اما ‏برخلاف ادعای او، واقعیت این است که  سازمان در سال 1356 و اواسط سال 1357، بتدریج در مقایسه با دیگر نیروهای سیاسی سکولار و آزادی خواه جامعه، به ‏بزرگترین جریان سیاسی  کشور بدل شده و در یک قدمی تبدیل شدن به  یک حزب سیاسی بزرگ و پر نفوذ در کشور قرار داشت . ‏
‏ این پروسه ، بی پیشینه فکری و سیاسی و تشکیلاتی نبود. رهبری سازمان، متشکل از حمید اشرف، حمید مومنی، بهروز ارمغانی، بهمن روحی آهنگران، ‏رضا یثربی، نسترن آل اقا، محمد حسین حق نواز از اواخر سال 1353،  بتدریج گامهای مهمی درجهت فاصله گرفتن از عمل گرائی و اقدامات ‏مسلحانه ، و تاکید و توجه به نقش تتوری در سیاست و پراتیک  و توجه به  فعالیت های سیاسی وصنفی برداشت. ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.