header image
 
‏ تحریف و واورنه سازی رویدادها‏ چاپ
قربانعلی عبدالرحیم پور (مجید)‏   
رفتن به
‏ تحریف و واورنه سازی رویدادها‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14

‎   ۹- جمع بندی  نویسنده از « رخداد» و سیمای فدائیان در کتاب ‏
‏ من جملات پراکنده در لابلای کتاب مورد بحث را که احیاناٌ از نظر نویسندگان آن جنبه تحلیلی و نظری دارند، یکجا جمع آوری کردم تا شاید بتوانم جمعبندی ‏نویسنده را دریابم. ‏
‏  نویسنده و تیم‌اش درباره سازمان چریک‌های  فدائی خلق ایران ، چنین اظهار نظر و داوری کرده‌اند که : «کسانی که می خواستند با تکیه بر افراد معدود و به نحو ‏غافلگیرانه رژیم دیکتاتوری را سرنگون سازند» ص13 «گانگستریسم  در ردای چریکیسم»، «کسب و کار مرگ»  ص 647 ، «... چریک‌های فدائی کشتن را یگانه راه ‏جلب هواداری و همدردی کارگران می‌دانستند» ص 556 ،«... ازنظر چریک‌ها آنچه اصالت داشت انقلاب بود و آنچه  هیچ اصالت نداشت انسان بود. البته اگر نیک ‏بنگریم، انقلاب نیز اصالت نداشت، بلکه آنچه اصالت داشت، اوهام و اندیشه‌های متصلبانه بود» ص822 ، «گویا آنچه که برای چریک‌ها اهمیت داشت «سلاح» بود نه ‏‏« انقلاب». ص 830 ، «...سلاح تقدس گردید و این همان ضعف بنیادین چریک‌های بود ...» ص 830 . ‏
باتوجه به همه آنچه که فوقا اشاره شد و بسیاری از این قبیل که درکتاب وجود دارد،  می توان  نظرات  نویسندگان کتاب را چنین جمع بندی کرد:  از نظر ‏چریک‌های فدائیان خلق 1: «انسان اصالت نداشت» 2-  «انقلاب اصالت نداشت»  3- «اوهام و اندیشه های متصلبانه اصالت داشت» . 4-  «سلاح تقدس داشت» 5-  ‏‏«تقدیس سلاح» ضعف بنیادین چریک‌ها بود. ‏
بعد از اینکه کتاب را تمام کردم و یادداشتهایم را مروری دوباره کردم،  پیش خود گفتم پس مطالعه این همه اوراق بازجوئی، صرف این همه وقت و انرژی و سرمایه و ‏این همه کندو کاو غیرقابل باور و عجیب در ورقه های بازجوئی‌های افراد مرده و زنده فدائی، اینهمه غوطه خوردن وحشت انگیز و دردآور و غمبار در درونی‌ترین ‏احوالات شخصی افراد مرده و زنده‌ای که علیرغم میل درونی خود، زیر شکنجه و زندان و تحت بدترین فشارهای روحی وروانی مرگ‌زای و ترس ‌آور آنها را  برروی ‏کاغذ آورده‌اند ، برای  چی بود ؟ ‏
برای این بود که آخر سر بگویند «ضعف بنیادین چریک‌ها تقدیس سلاح بود»  ؟ ‏

‏1/9 -  نگرش فلسفی ومبانی اندیشه سیاسی  فدائیان ،  برآمده از زندگی و،  برای زندگی آزادانه و عادلانه و بهتربود !‏
‏ چریک‌های فدائی به آن نگرش فلسفی و اندیشه سیاسی غربی  (مارکسیسم) ، تعلق خاطر داشتند که انسان  را، جامعه انسانی را و هر آنچه که به رابطه میان انسان ‏و جامعه و طبیعت مربوط بود و هست  را، پدیدهای مدام  تغییریابنده و دگرگون شونده  می‌شناسد . ‏
‏ از منظر نگرش فلسفی و اندیشه سیاسی  فدائیان، نه تنها سلاح  و انقلاب بلکه هیچ چیز مقدس و غیرقابل تغییر وجود نداشت و ندارد؛ سلاح و انقلاب، پدیده های ‏زمینی و انسانی و اجتماعی و در نتیجه گذرا بوده و هستند و هردو در نزد فدائیان، وسیله‌ای در خدمت  رهائی انسان‌ها از مناسبات ظالمانه و استثمارگرانه و ساختن ‏زندگی آزاد و عادلانه و صلح آمیز انسان‌ها بودند و هستند .‏
خاستگاه هستی شناسی‌، انسان شناسی و جامعه شناسی  چریک‌های فدائی خلق ایران، فکر و فرهنگ دینی - سنتیِ نیستی پرست، آخرت جو‌، تقدس‌گرا و موهوم ‏پرست،  نبود؛ بلکه: زندگی آفرین بود و طرفدار فلسفه و مبانیِ سیاسیِ زندگی محور و  انسان محور بود در راستای زندگی آزاد و عادلانه، شاد و بهتر، برای همه ‏انسانها.  ‏
از میان مجموعه اندیشه‌ها و روشها،  فدائیان خلق ایران، اندیشه و روش انتقادگر مارکس را بعنوان مبانی و روش کار تحلیلی خود قرار داده بودند. با اینکه شناخت و ‏فهم ما از نظریات  مارکس کم دامنه بود ولی ما  اندیشه و روش  او را برگزیده بودیم. ‏
فدائیان با بهره گیری از این اندیشه و روش انتقادی خلاق بود که مدام در حال بررسی و تحلیل و تعمق و بازبینی و بازخوانی و بازاندیشی اندر پراتیک سیاسی و ‏تشکیلاتی و اندیشه های سیاسی  خود بوده و پیوسته در صدد تغییر و بازسازی خود و پراتیک و اندیشه و روش سیاسی خود در بطن زندگی جوشان بودند. در پرتو ‏این اندیشه و روش  بود که،  نه تنها سلاح  بلکه هیچ چیز، برای ما مقدس نبود. نیست. حتی، انقلاب .‏

‏ جریان فدائی به لحاظ فلسفه اندیشه سیاسی ، یک نیروی مدرن سکولار چپ با آرمان‌های سوسیالیستی بود . اما آشکارا باید پذیرفت که  ساختار ‏ذهن، زبان و افکار چپ ما، سیاست‌ها و روش‌های ما آغشته به افکار دینی- سنتی جامعه ایران و رادیکالیسم افراطی سیاسی  بود.‏
‏ ما خطاهای کوچک و بزرگ نظری و عملی در افکار، سیاست‌ها، روش‌ها، اشکال مبارزاتی و تشکیلاتی داشتیم، از یکسو نیروی مدرن بودیم با فکر و ‏فرهنگ چپ اروپائی  و از سوی دیگر حامل افکار و فرهنگ دینی سنتی. اما تقدس گرا و نیروی  سنتی- دینی جامعه نبودیم .  ‏
‏ جریان فدائیان بعنوان یک جریان چپ، علیرغم همه ایرادات فکری، سیاسی و تشکیلاتی، جزو آن نیروهای مدرن جامعه بود که تلاش می‌کرد از فکر وفرهنگ سنتی ‏‏– دینی تاریخاٌ شکل گرفته و واقعا موجود در جامعه،  فاصله بگیرد و از آن جدا شود..‏
‏ اگر چه این مقاله جای پرداختن به این موضوع مهم نیست ولی جا دارد بطور مختصر بگویم که، اغلب خطاها و ایرادات (نظیر کشتن رفقا اسد و عبدالله پنجه شاهی ‏‏)، ریشه در همان فکر و فرهنگ سنتی و عقب مانده درجامعه و میان جریان فدائی (ما) داشت که می‌کوشید ما را در سمت خود خواسته روانه کند.  فدائیان باکی از ‏این ندارند که وجود و حضور افکار سنتی در فکر و فرهنگ و سیاست مدرن خود را آشکارا به نقد بکشند. شناخت و نقد و انتقاد از فکر و فرهنگ و برنامه و سیاست ‏خود و جامعه خود، از ارکان مبانی اندیشه فلسفی و سیاسی  چپ ایران از جمله فدائیان خلق ایران است.‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.