|
تحریف و واورنه سازی رویدادها
|
|
|
قربانعلی عبدالرحیم پور (مجید)
|
|
صفحه 12 از 14 دامنه فعالیت سیاسی و صنفی هواداران سازمان در آذربایجان بویژه در تبریز آنچنان گسترده بود که تعدادی از رفقای قزوین و مهدی میرمویدی (بهمن) که از زندان آزاد شده و به سازمان پیوسته بود را در اواخر سال 1356 برای سروسامان دادن کارها به تبریز اعزام کردیم. البته این ارتباطات و فعالیتها فقط بخشی از ارتباطات و فعالیتهای یکی از شاخههای سازمان از مرداد سال 1356 تا اواخر سال 1357 است. من هنوز از روابط و فعالیتهای رفقا رحیم اسدالهی ، هاشم ، غلام حسین بیگی (عابد. حسین)، ملیحه سطوت (مریم) ، حسین سلیمی (غلام) ، ادنا ثابت (پری) ، گلی آبکناری لیلی)، علی میرابیون (حسین) ، نادر، مرضیه تهیدست شفیع (شمسی)، و جعفر پنجه شاهی (خشایار) سخن نگفته ام. این رفقا بجز غلام حسین بیگی و علی میرابیون که در تهران و در اصفهان کشته شدند، همه تا انقلاب زنده بودند و پلیس نتوانسته بود ردی از آنها بدست بیاورد. لازم است اشاره کنم که حدود پائیز سال 1357 ، طهماسب وزیری (عباس) ، اکبر دوستدار (بهرام) ، مرضیه تهیدست شفیع (شمسی) و جعفر پنجه شاهی ( خشایار) را که مقیم اصفهان بودند، جهت سروسامان دادن به کارها و سازماندهی هواداران سازمان در دانشگاها و کارخانه ها به اهواز اعزام کردیم. گروه تحت مسئولیت بهروز سلیمانی در سنندج در ارتباط مستقیم با سازمان قرار داشته و به عنوان متشکلترین گروه کردی در سنندج در ماههای قبل از انقلاب، تقریباٌ در تمامی حوادث کوچک و بزرگی که در آنجا بر علیه حکومت شاه به وقوع میپیوست نقش داشت. هنوز خوشبختانه شاهدانی ازآن دوره برای گواهی درمیان ما هستند. ازاواسط 1355 تا بهمن 57 فقط یکی ازتیمها ی سازمان حد اقل از 11 حادثه خطرناک درجریان فعالیتهای روزمره خود در شهرهای مختلف جان سالم به در بردند. سه مورد از این حوادث بعنوان در گیری مسلحانه با مامورین شهربانی، ژاندارمری و ساواک در قزوین و بستان آباد و تبریز در خاطره سازمان به ثبت رسیدهاند. در موارد دیگر رفقا بدون استفاده از سلاح توانسته بودند مامورین را ناکام و جانِ سالم بدر برند. خوشبختانه شاهدان این وقایع نیز هنوز زنده و با ما هستند. درفاصله ای که آقای نادری کار سازمان را پایان یافته اعلام میکند (بعداز ضربات 55 تا انقلاب) فقط یکی از تیمهای سازمان با موفقیت 10 فقره عملیات موفق بدون درگیری در تهران، تبریز، قزوین وزنجان به انجام میرساندکه شامل 5 مورد مصادره بانکها بود، که در آخرین مورد آن یک میلیون و دویست هزار تومان به دست میآید که تا آنزمان بیشترین مقدار پولی بود که سازمان از یک مصادره بانک حاصل کرده بود. 5 مورد دیگر این اقدامات به اصطلاح آن زمان خصلت تبلیغی مسلحانه داشتند. آقای نادری در وقایع نگاری خود صرفا بیک مورد از اقدامات اشاره و ترجیح میدهد برای اثبات ادعای خود مبنی برتمام شدن کارسازمان بعد از سال 55 در مورد بقیه سکوت کند. 4/10 - سازمان در سال 1356 و 1357 در چنگ نفوذی های ساواک نبود این واقعیت ندارد که از بعداز ضربات سال 1355 ودر طول سالهای 1356 و 1357 ، سازمان امنیت ، از طریق نفوذ ، برسازمان مسلط بود. این نیز واقعیت ندارد که در طول سالهای 1356 تا 1357« پلیس بر چریک تفوق یافت » . اغلب اقدامات فوق که فقط بخش کوچکی از فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی بخش ما بود در همین سال 1356 انجام گرفت. کیانوش توکلی (مسرور) که بعد از آزادی از زندان با سازمان ارتباط داشت ولی زندگی علنی داشت، یکی از مراکز مهم و کلیدی ارتباط تلفنی من و حسن غلامی (هادی) و رضا غبرائی (منصور) از تابستان 1356 تا انقلاب بود. سازمان امنیت با همه دم و دستگاهاش از این مرکز کلیدی خبر نداشت و نتوانست هیچ گونه ردی از آن بدست بیاورد. ساواک باز هم در نابودی سازمان شکست خورده بود. برخلاف ادعای بی اساس نویسنده که کوشش می کند، سازمان را در سالهای 56 و 57، از کار افتاده، ناتوان، بی تجربه و تحت نفوذ ساواک جلوه دهد، فدائیان باقی مانده بعد از ضربات سال 1355، فشرده تجارب چندین ساله را داشتند. علاوه براین اقدامات فوق، در اواسط سال 56، شاخه های رضا غبرائی و احمد غلامیان توانستند با تعدادی از کادرهای باتجربه وتوانا که از زندان آزادشده بودند نظیر مهدی میرمویدی (بهمن) ، علی اکبر شاندیزی (جواد) ،مهدی فتاپور(خسرو)، اکبر دوستدار (بهرام) ، فرخ نگهدار (صادق) ، علی توسلی (حسن) ، هیبت معینی (همایون)، پرویز نویدی و . . . ارتباط بگیرند، آنها را درجریان مسائل و مشکلات سازمان قرار بدهند و آنها را برای شروع فعالیت در تشکیلات مخفی فرا بخوانند. این کار با استقبال آنها مواجه شد . ارتباط با این رفقا، شبکه ارتباطی و امکانات سازمان و کیفیت کار سازمان را وسعت و کیفیت جدیدی بخشید. مهدی میرمویدی، علی اکبر شاندیزی، اکبر دوستدار و مهدی فتاپور اواخر پائیز 1356 به تشکیلات مخفی پیوستند. مهدی فتاپور به تنهائی شبکه های دانشجوئی متعددی را سازمان می داد. او نه تنها این شبکهها را ادراه میکرد بلکه در صدد ایجاد یک سازمان علنی نیز بود. فرخ نگهدار (صادق)، صبا انصاری، علی توسلی (حسن)، هیبت معینی(همایون) حدود مهر 1357 به تشکیلات پیوستند. در ضمن با بخش دیگر کادرهای سازمان نظیر جمشید طاهری پور، نقی حمیدیان، مصطفی مدنی، بهزاد کریمی، حسن پوررضای خلیق (بهروز خلیق) و اصغر سلطان آبادی (کیومرث) و امیر ممبینی و... که هنوز در زندان بودند بنحوی تماس داشتیم. نوشته های تحقیقی و نظری برخی از آنان از جمله نوشته های مشترک نقی حمیدیان و مصطفی مدنی ، نوشته فرخ نگهدار و نوشته جمشید طاهری پور در درون سازمان مورد مطالعه و بحث اعضای سازمان بود. - درعین حال سازمان از حدود آبان سال 1355 با رفقا اشرف دهقانی و حرمتی پور تماس تنگاتنگ داشت. این رفقا کمک فراوان وموثری به سازمان کردند. - حدود مرداد سال 1357 رفقا محمد دبیری فرد (حیدر) ، یوسف و حسن که در خارج کشور فعالیت سازمانی داشتند به ایران آمدند . بعداز دیدار و تبادل نظر مفصل با رفقا بویژه با حیدر، این رفقا جهت پیشبرد کارها با موفقیت به خارج برگشتند. بعد از برگشت، ارتباط ما با رفقا فشردهتر و بیشتر شد. این رفقا امکانات وسیعی در اختیار سازمان قرار دادند. - فروردین سال 1357 رضا غبرائی، جهت دیدار با رفیق اشرف دهقانی و حرمتی پور و حیدر و دیگر رفقا و هماهنگی بیشتر فعالیتهای داخل و خارج کشور به اروپا اعزام شد که با موفقیت بازگشت. - سازمان عملیات متعدد و مهمی از سال 56 تا اواخر 57 با موفقیت به انجام رساند. و این درحالی بود که ساواک حتی در آن شرایط بحرانی، بشدت دنبال ضربه زدن به سازمان بود. یکی از تیم های شاخه محمدرضا غبرائی (منصور) در تاریخ 3/3/1357در شهر کرج ضربه خورد و رفقا سلیمان پیوسته و رفعت معماران کشته شدند. رفیق یدالله سلسلبیلی در فروردین 1357 دریک درگیری کشته شد. سازمان امنیت شاه حتی در بحرانیترین شرایط نیز کاری بکار آخوندها نداشت، دربدر بدنبال چریکها و ضربه زدن به ما بود . باید به آقای نادری گفت که، این نفوذیهای ساواک کجا بودند که نتوانستند این همه ارتباطات و اقدامات در داخل و خارج کشو را کشف کنند. البته آقای نادری از مسائل مربوط به سال 1356 و 1357 اطلاعاتی ندارد. چرا ؟ چون که سازمان امنیت رژیم شاه اطلاعاتی از درون مرکزیت و درون تشکیلات مخفی سازمان نداشت. سازمان امنیت شاه از سال 1356 تا بهمن سال 1357 نه تنها نتوانسته بود بر رهبری سازمان و تشکیلات سازمان نفوذ کند بلکه به هیچ عنوان به هیچ یک از این اقدامات برشمرده که فقط بخشی از اقدامات سازمان بود دسترسی نداشت. البته من سالها قبل بخشی از مسایل مربوط به سال های 1354و 1355 را در یک مصاحبه با نشریه « سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران » توضیح داده ام.
|