header image
 
پاسخ‌های ابولحسن بنی صدر به پرسش‌های دهگانه چاپ
آرش‏   
رفتن به
پاسخ‌های ابولحسن بنی صدر به پرسش‌های دهگانه
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
آقای پرویز قلیج خانی گرامی با سلام ‏
‏     در باره پرسش‌های شما عرض می شود :‏
س: برخورد مذهبی شما به سوسیالسیم و دموکراسی و سیستم سرمایه‌داری، چگونه است؟

پاسخ  به پرسش اول :

‏1/1 -  دموکراسی غیر سوسیالیسم و سرمایه داری است . مگر این که مراد شما دمکراسی بر مدار سرمایه داری یا سوسیالیسم باشد . دموکراسی ‏سوسیالیستی تجربه شده است و همان نتیجه را به ببار آورده است که « دمکراسی دینی »  بدیهی است با آن نمی توان موافق شد ،زیرا انسان را به بردگی ‏قدرت ( در سیمای دولت و دیگر بنیادهای جامعه ) در می آورد . اما دموکراسی سرمایه داری همین است که خود را در پوشش لیبرالیسم پنهان کرده و در ‏بخشی از دنیا  برقرار است . با دموکراسی آن بمعنای ولایت جمهور مردم موافقم و با سرمایه داری و لیبرالیسمش نه.‏
‏2/1 - برخورد مذهبی با این ایسم ها بی معنی است . چرا که  دلیل حقانیت هر مرامی – ‏‎ ‎‏ بنا بر این که  این ایسم ها ایدئولوژی باشند -  و هر «بیانی» ( ‏discours‏ )  در خود آنست .  بنا بر این ، پرده صورت را که برگیریم ، پرسش این می شود : هرگاه این ایسم ها  را بیان قدرت بدانیم  با آنها موافق نیستم . و ‏هرگاه هدف را از روش جدا کنیم و هدف سوسیالیسم را برای مثال، آزاد کردن انسان از بندگی قدرت ( در شکل سرمایه و غیر آن ) بشماریم،  با هدف ‏موافق می شوم . در کارها بسیار توضیح داده ام که هدف از اصل راهنما و روش این دو جدائی ناپذیر هستند . پس اگر هدف آزادی انسان باشد، قدرت روش ‏مناسب با این هدف نمی شود . هرگاه قدرت روش شود، هدف سازگار با خود را که باز قدرت است جانشین هدف آرمانی ( آزادی انسان ) می کند .  اینک ‏بعد از تجربه هستیم ، مشکل نیست بدانیم که روش زورمدارانه قدرت را جانشین آزادی انسان می کند . بدین قرار، سوسیالیسمی که آزادی انسان را هدف ‏می کند، لاجرم می باید روش را نیز آزادی بشناسد و در پیش بگیرد .‏
‏3/1 -  در عدالت اجتماعی که بزودی منتشر می شود، در باب لیبرالیسم  به تفصیل بحث کرده ام . سرمایه داری که انسان امروز با آن روبرو است، قدرت ‏ویرانگری است که انسان را گرفتار بردگی مادام العمری می کند و او را بکار ویران کردن خود و محیط زیست می گیرد . با آن نمی توان موافق شد . ‏
س: به نظر شما، روش برخورد با تمایلات سرمایه‌دارانه‌ای که زیر لوای اسلام بیان می‌شوند، چگونه باید باشد؟

پاسخ به پرسش دوم :‏
‏ این روش جز سازگار کردن اسلام با ولایت مطلقه سرمایه بمثابه قدرت نیست. به ترتیبی که در اقتصاد توحیدی تشریح کرده ام، از سوئی، چون رهنمودهای ‏قرآن را نمی توان با سرمایه داری سازگار کرد و از سوی دیگر، چون سرمایه داری بیان قدرت سازگار با خود را می طلبد، کشورهای مسلمان گرفتار ‏استبدادهائی شده اند که  با‎ ‎ادعای اخذ شیوه غربی «رشد اقتصادی» کار خود را فروش ثروت‌های طبیعی کشورهای مسلمان کرده اند و عامل فقر همه ‏جانبه و فزاینده شده اند .           ‏
بنا بر این، با این تمایلات  از دو نظر می باید مخالفت کرد: یکی از نظر قرار دادن کشورهای مسلمان در موقعیت زیر سلطه - که مأموریت اصلی دولتهای ‏استبدادی است – و دیگری از این نظر که الگوی سرمایه داری قابلیت جهان شمول گشتن را ندارد. به این دلیل ساده که هرگاه قرار باشد جمعیت روی ‏زمین، هم چون یک امریکائی مصرف کنند، پایان یافتن منابع زمین و مرگ محیط زیست بسیار زود رس می شود. بنا براین، جامعه ها هنوز فرصت دارند که ‏شیوه رشدی در پیش بگیرند که بدان، انسان  آزادی می جوید. در مطالعه دموکراسی تاریخ رشد و سرانجامی را که در جامعه های غرب جسته است مطالعه ‏کرده ام . راه رشدی را  نیز پیش‌نهاد کرده ام که انسان را از بندگی قدرت رها کند .‏
س:  شما، نقش تاریخی جریانات چپِ طرفدار مارکسیست ایرانی را در تحولات اجتماعی٬ سیاسی٬ فرهنگی و فكری كشورمان، چگونه ارزیابی می كنید؟‏
‏ ‏
پاسخ به پرسش سوم : ‏
‏« نقش تاریخی جریانات چپ طرفدار مارکسیست»  پرسش دقیقی نیست. چرا که جریان‌ها بسیارند و نمی توان پاسخی داد که در باره همه صدق کند . با ‏وجود این، جریانی در آغاز بوده است (گروه ارانی) و جریانی بعد از جنگ بین المللی دوم پدید آمده است (حزب توده) و جریانی از آن جدا شده است ‏‏(نیروی سوم) و... اگر بنا باشد آنها را بر اصل استقلال محک بزنیم، نقش جریان اول (حتی با احتمال وجود عنصر یا عناصر وابسته در آن ) مثبت (بنا بر ‏بررسی های تاریخی که انجام شده است و با این فرض که خلاف  نتیجه گیری آنها را نقض نکنند) و نقش جریان دوم (حزب توده) ، با وجود عناصر استقلال ‏طلب در آن، منفی و نقش جریان سوم (ولو با احتمال وجود عنصر یا عناصر وابسته در آن) نیز مثبت می شود (ولو تعریف از استقلال  همان تعریف این ‏جانب از استقلال نباشد). جریانهایی که از حزب توده جدا شده اند و یا در بیرون آن حزب پدید آمده اند، بنا بر این که استقلال را اصل راهنما کرده باشند، ‏نقششان مثبت و هرگاه نکرده باشند، نقششان منفی می شود . ‏
‏  اما بنا بر اصل آزادی ، غیر از جریانی که  از کودتای خرداد 60 بدین سو، دموکراسی را پذیرفته و قدرت را بمثابه هدف رها کرده است، بقیه گرفتار لنین ‏زدگی مانده و نقش منفی داشته اند. ‏
‏  و بالاخره، با آنکه عدالت اجتماعی را هدف شمرده اند ،در صورتیکه  عدالت میزان است یعنی از آغاز می باید بکار سنجش پندار و گفتار و کردار آید و با ‏دیکتاتور ولی بنام پرولتاریا سازگار نیست و تقدم دادن بدان انکار استقلال و آزادی و بسا حقوق انسان است، اما بدان خاطر که موجب توجه زحمتکشان به ‏حقوق خویش گشته اند و هم بدین خاطر که جامعه ایرانی را از سلطه سرمایه داری جهانی بر اقتصاد ایران آگاه کرده اند، همه آنها ، از جمله حزب توده، ‏نقش مثبت داشته اند .‏
س:  شما برخورد نیروهای مارکسیست به مذهب و تحلیلِ  اندیشه‌های مذهبی، خصوصاٌ در ایران پیش و پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.