header image
 
گفت‌و‌گوی آرش با یوسفیِ اشکوری‏ چاپ
آرش   
رفتن به
گفت‌و‌گوی آرش با یوسفیِ اشکوری‏
صفحه 2
صفحه 3
«اگر به طور كلي به اسلام به عنوان يك مجموعه جهان¬بيني و باورها و اخلاق و شريعت و شعائر بنگريم و مفاهيم مورد نظر جديد و برآمده از مدرنيته غربي را ‏به آن مجموعه عرضه كنيم و نسبت¬ها را در مقام داوري بسنجيم، درمي¬يابيم كه عناصري در جهان¬بيني و عقايد و اخلاقيات و احكام ديني وجود دارد كه ‏مي¬توان به استناد آنها با دموكراسي و در حوزه ديگر با سوسياليسم و در موقعيت ديگر با سرمايه¬داري موافق بود و عكس آن نيز صادق است. »

‏*آرش : برخورد مذهب شما به سوسياليزم و دموكراسي و سيستم سرمايه¬داري چگونه است؟

اشکوری : دقيقاٌ روشن نيست كه منظور از "مذهب شما" چيست. منظور «اسلام» به عنوان دين من است و يا مراد تلقي و تفسير من مسلمان از اسلام به ‏مثابه يك ميراث و سنت پيشينيان ميباشد. اگر منظور گزاره اول باشد، بايد بگويم كه اسلام ديني است مربوط به هزار و پانصد سال پيش و ماقبل مدرن و ‏لذا نمي¬توان آن را با پديده¬ها و مفاهيم مدرن و برآمده از يك سلسله تحولات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي و تكنولو‍‍ژيك جديد و آن هم در ‏بستر يك تاريخ متفاوت يعني غرب مسيحي و غير اسلامي مقايسه كرد و از سازگاري و يا غير سازگاري آن دو سخن گفت. مفاهيمي چون سوسياليسم، ‏كمونيسم، امپرياليسم، دموكراسي، ليبراليسم، سرمايه¬داري و ... ، به رغم اينكه مي¬توان رگه¬هايي از آنها را در روزگاران كهن سراغ گرفت، زاده تحولات پانصد ‏سال اخير جهان غربي است.‏
اگر به طور كلي به اسلام به عنوان يك مجموعه جهان¬بيني و باورها و اخلاق و شريعت و شعائر بنگريم و مفاهيم مورد نظر جديد و برآمده از مدرنيته غربي را ‏به آن مجموعه عرضه كنيم و نسبت¬ها را در مقام داوري بسنجيم، درمي¬يابيم كه عناصري در جهان¬بيني و عقايد و اخلاقيات و احكام ديني وجود دارد كه ‏مي¬توان به استناد آنها با دموكراسي و در حوزه ديگر با سوسياليسم و در موقعيت ديگر با سرمايه¬داري موافق بود و عكس آن نيز صادق است. بويژه كه اسلام ‏را به عنوان يك كل و در پرتو جهت¬گيريهاي عام و ايدئولوژيك و تاريخي آن در نظر نگيريم و فقط به يك آيه قرآن و يا يك و چند حديث و يا گزارش¬هاي ‏تاريخي بسنده كنيم. چرا چنين است؟ دلائل آن به معرفت¬شناسي و روش¬شناسي و برخي مسائل شخصي و مواضع طبقاتي و امور ديگر برمي¬گردد  يعني ‏اموري كه در تفسير¬ها و فهم¬هاي ما لاجرم اثر مي¬گذارد. همين تفاوتهاي بينشي و روشي در فهم سوسياليسم و دموكراسي و ليبراليسم و مفاهيم جديد ديگر ‏نيز مؤثرند از اينرو اجماع قطعي در تعاريف اين اصطلاحات و واژه¬ها وجود ندارد و حتي تعاريف گاه متضاد است. بنابراين عده¬اي از پيوند و يا يكي بودن ‏اسلام و سوسياليسم و يا اسلام و دموكراسي و يا اسلام و سرمايه¬داري سخن مي¬گويند و حتي آن را به مثابه مترقي بودن اسلام مي¬شناسند و در نقطه مقابل ‏مفسراني نيز از تفاوت و يا تعارض اين مفاهيم ديني- تاريخي قديم و جديد سخن مي¬گويند. ‏
اما من  به عنوان يك مسلمان معتقد به نوانديشي ديني و نقاد اسلام و تشيع تاريخي، با سوسياليسم و دموكراسي موافقم و آن دو را نه تنها در تعارض با هم ‏بلكه مكمل مي¬دانم ومعتقدم كه يكي بدون ديگري ناقص و ناكارآمد و حتي زيان¬آور است. با توجه به دين¬شناسي¬ام نمي¬گويم اسلام عين سوسياليسم و يا ‏عين دموكراسي است و حتي نمي¬گويم اين دو را مي¬توان از متون و منابع اسلامي (مانند قرآن و سنت و تاريخ ) استخراج كرد. اما مي¬گويم جهت¬گيري¬هاي ‏هستي¬شناسانه و انسان¬شناسانه ديني و جهت¬گيريهاي عام اجتماعي و سياسي و اقتصادي و طبقاتي قرآن و سنت پيامبر و مسلملنان صدر اسلام با يك نظام ‏اجتماعي مبتني بر مثلث آزادي ( = دموكراسي )، عدالت و برابري ( = سوسياليسم ) و اخلاق مبتني بر خير عمومي و تقدم منافع جمع بر فرد سازگار است و ‏در واقع مي¬توان گفت اسلام مؤيد چنين نظام اجتماعي و انساني¬ است . از اين¬ر¬و من در شرايط فعلي به نوعي « سوسيال- دموكراسي  اخلاقي» باور دارم و ‏آن را اسلامي و از منظر ديني قابل دفاع مي¬دانم و معتقدم نظام¬هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي هر چه در جهت تحقق و تعميق اجزاي اين مثلث پيشتر ‏بروند، آن نظام و مجتمع اسلامي¬تر است. در اين صورت پيداست كه نظام سرمايه¬داري به شكلي كه در روزگار اخير در مغرب¬زمين پديد آمده و قوام يافته ‏است، مورد تأييد نيست و آثار و پيامد¬هاي ضد انساني آن در تعارض با اخلاق ديني و انسان¬شناسي اسلامي است.‏
س : به نظر شما روش برخورد با سرمايه¬داري، زير لواي اسلام بيان مي¬شود؟ چگونه بايد باشد؟

ج : چنانكه گفتم شايد نتوان از موافقت و يا مخالفت اسلام با سرمايه¬داري به طور مطلق سخن گفت چرا كه سرمايه¬داري پديده¬اي جديد است و در زمان ‏ظهور اسلام چنين پديده¬اي با تمام مباني و لوازم كنوني¬اش وجود نداشت و از سويي ديگر بايد دقيقاً مفهومي و پديده¬اي چون « سرمايه¬داري » ( = ‏كاپيتاليسم ) تعريف شود. به نظر مي¬رسد كه اسلام چنانكه در قرآن و سنت مباني عام آن آمده و در چند قرن نخست تحقق يافته است، با علم، پيشرفت، ‏تكنيك و صنعت،‌ توليد، كار، ثروت، توزيع و ... موافق است و آنها را تشويق مي¬كند اما تمامي آنها را در خدمت آگاهي، آزادي، برابري و اخلاق و معنويت ‏آدمي مي¬داند و لذا در جهان¬بيني اسلامي و اخلاق ديني همه اينها خادم انسانند و نه مخدوم وي. از اين¬رو مي¬توان گفت « سالاري تكنيك و ثروت » مذموم ‏است اما خدمتگذاري و تأمين رفاه و امنيت و آسايش جوامع انساني به وسيله آنها ممدوح است و مفيد. ‏
نكته مهم اين است كه علوم و تكنولوژي و توليد كلان و حتي خرد بدون انباشت پول و سرمايه حاصل نمي¬شود و منطقاً اين انباشت و سرمايه¬گذاري با سود ‏و اختصاص حداقل بخشي از آن به سرمايه ملازمه دارد و در نهايت اين سودآوري ناگزير با حدي از استثمار و بهره¬كشي قرين و ملازم است. ظاهراً اين تلازم ‏اجتناب¬ناپذير است. روند تحولات تمدن و پيشرفت صنعتي و علمي و اقتصادي سه قرن اخير جهان نيز مؤيد اين تلازم است. پيامدها و عوارض منفي ‏سرمايه¬داري جهاني و كاپيتاليسم، كه به استثمار و غارت و تضييع حقوق انسانها و فاصله¬هاي عميق طبقاتي انجاميده است، ناشي از همين پيامدها و تلازم¬ها ‏است. چه بايد كرد؟ گر چه اكنون جاي بحث تفصيلي نيست و بويژه كارشناسان اقتصاد سياسي و مهندسان اجتماعي بايد با توجه به شرايط تاريخي و ‏اجتماعي و فرهنگي و امكانات مادي هر جامعه¬اي در اين باب طرح و برنامه مطلوب ارائه دهند، اما در سطح نظري لازم است كه مباني انسان¬شناختي و ‏اجتماعي كاپيتاليسم ( نه لزوماً انباشت سرمايه و تعلق سود معقول بر سرمايه) به طور جدي و علمي نقل شود و پيامدهاي ضد انساني و مخرب آن آشكار و ‏معرفي گردد. با اينهمه بايد توجه داشت تا زماني كه نتوانيم بديل مناسبي براي سرمايه¬داري ارائه دهيم نقد فلسفي و يا اجتماعي اين نظام به تنهايي كارساز ‏نيست. در اين ميان به اجمال مي¬توانم بگويم به نظر مي¬رسد مثلث سوسياليسم، دموكراسي و اخلاق بديلي انساني¬تر براي كاپيتاليسم باشد. هر طرحي بايد ‏لزوماً در جهت كاهش استثمار و فاصله طبقاتي و بسترساز اعمال اراده و آزادي و حق انتخاب و حاكميت ملي و مردمي باشد.‏
حال اگر به عنوان مسلمان به اسلام مراجعه كنيم و قواعد كلي فكر و ايدئولوژي اسلامي را در يك منظومه فكري و ايماني فهم كنيم مي¬توانيم بگوييم كه در ‏انسان¬شناسي، اسلام مشوق اعمال اراده آزاد و حق انتخاب آدمي در عرصه زندگي فردي و اجتماعي مي¬باشد و از نظر اجتماعي جهت¬گيري اسلام شكستن ‏تمركز¬ها و انحصارات در تمام وجوه حيات اجتماعي است و از اين رو در جامعه دينداران فاصله¬هاي طبقاتي ميل به كاهش دارد و در نهايت توحيد و مصرف ‏و تكنيك و رفاه و ثروت كنترل شده و در جهت تعالي اخلاقي و معنوي آدميان قرار مي¬گيرد. شايد بتوان گفت به طور كلي از منظر اسلامي انباشت سرمايه ‏با شروطي و كنترل شده مفيد و ممدوح باشد و به رشد ثروت و رفاه عمومي ( خير عمومي) ياري رساند اما سرمايه¬سالاري ( كاپيتاليسم ) به شكلي كه در ‏جهان پيشرفته حاكم است و عواقب منفي بسياري به بار آورده است، مذموم و غير قابل قبول است. ماكسيم رودنسون در كتاب «اسلام و سرمايه¬داري» نشان ‏داده است كه اسلام در چند قرن نخست خود از طريق تشويق مسلمانان به كار، توليد، تجارت، زراعت و ... به توسعه اجتماعي و اقتصادي و علمي و پيشرفت ‏تمدن كمك كرده است. امروز نيز مي¬توان در جامعه ديندار در ساحت تفكر و جهان¬بيني و آموزش فرهنگي و اخلاقي از اين آموزه¬ها و مشوق¬ها بهره برد اما ‏از سرمايه¬سالاري و عواقب مخرب آن فاصله گرفت.‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.