|
تعرض مقدس و عقب نشینی سكولار
|
|
|
سعید رهنما
|
|
صفحه 2 از 6 از نظر بنیاد گرایان مسیحی دو نهاد اصلی مسیحیت٬ یعنی كتاب مقدس و كلیسا به گمراهی كشیده شده اند. معتقدند كه كلیسای سنتی در دست شیطان است٬ و تورات و انجیل سنتی نا دقیق است. سایروس اسكوفیلد «انجیل مرجع اسكوفیلد» را در اوائل قرن بیستم نوشته بود و حال بصورت كتاب مقدس بنیاد گرایان اوانجلیست در آمده است. دوایت مودی بجای كلیسا «انستیتو انجیل مودی» را در اواخر قرن نوزده ایجاد كرده بود٬ و این نهاد هم اكنون مركز مهم تولید بنیاد گرائی مسیحی است و علاوه بر آموزش٬ دارای شبكه وسیع رادیو و تلویزیون٬ و انتشارات است. در حال حاضر بیش از دویست انستیتوی انجیل در امریكا وجود دارد و در حدود یكصد هزار نفر را تعلیم و فارغ التحصیل می كنند. پایگاه اصلی آنان در دالاس تگزاس است و «حوزه علمیه خداشناسی دالاس» نقش واتیكان این بنیاد گرایان را اجرا می كند. تاكید اصلی این حوزه علمیه بر قیامت و آخرت است٬ و توجه مركزی آنها روی اسرائیل است كه به باور ایشان نبرد نهائی قیامت (آرماگدون) از آنجا اغاز می گردد٬ هر چند كه پاره ای از آنها ایران و سوریه را نیز در آغاز این نبرد سهیم می دانند. اینان را دوران گراهای مذهبی (دیس پنسیشن آلیست) نیز می نامند. معتقدند كه خدا زمان را از خلقت تا آخر زمان٬ به دوران های مذهبی مختلفی تقسیم كرده و یهودیان تا قبل از ظهور مسیح دوران بر حق خود را داشتند ولی دیگر دوران آنها سر آمده٬ هر چند كه هنوز نقش مهمی را در جریان بازگشت مجدد مسیح بر عهده خواهند داشت. بر اساس كتاب مكاشفه انجیل یوحنا٬ مقدم بر بازگشت مسیح٬ یهودیان باید به «سرزمین موعود» بویژه اورشلیم باز گردند. از این نظر اسرائیل و صهیونیسم از مهم ترین جنبه های فعالیت زندگی این بنیاد گرایان است. اینها «صهیونیست های مسیحی» هستند كه قدمت شان به اوائل قرن نوزدهم میرسد. اولین كنسول انگیس در اورشلیم از همین دسته بنیاد گرایان بود و سخت در جهت بازگشت یهودیان به فلسطین تلاش می كرد. جمله معروف و بد نام «سرزمین بی مردم برای مردم بی سرزمین» از گفته های اوست كه بعدا توسط هرتسل و صهیونیست های یهودی بصورت شعار در آمد. بنیاد گرایان مسیحی معتقدند كه اسرائیل باید از هر جهت تقویت شود و یهودیان بیشتری به سر زمین فلسطین مهاجرت كنند. آنها معتقدند كه اعراب و فلسطینی ها هیچ حقی بر این سر زمین ندارند٬ چرا كه آنطور كه در تورات در كتاب پیدایش آمده٬ خدا این سر زمین را «از نیل تا فرات» به قوم یهود بخشیده است. جالب آنكه این اعتقاد بنیاد گرایان مسیحی٬ نه از عشق و علاقه شان به قوم یهود٬ بلكه تنها بخاطر نقشی است كه باید قبل از بازگشت مسیح بازی كنند. اكثر قریب به اتفاق آنها در واقع ضد یهود هستند و معتقدند كه قتل عام یهودیان توسط نازی ها٬ تنبیه الهی بوده. بیلی گراهام٬ از مهم ترین رهبران بنیاد گرای مسیحی رسما معتقد است كه «ضد.مسیح» (آنتی كرایست) كه به مقابله با مسیح بر خواهد خواست٬ یك یهودی خواهد بود. اما علی رغم ضد یهودی بودن٬ همگی رهبران بنیادگراین مسیحی از جمله جری فالول كه سال گذشته در گذشت و پت رابرتسون از مهم ترین حامیان اسرائیل و از دوستان نزدیك حزب لیكود هستند. در ١٩٨٠ مناخیم بیگین یكی از مهم ترین مدال های اسرائیل را به فالول داد٬. هواپیمای جت خصوصی او نیز از طرف اسرائیل به او هدیه شده بود. بر كنار از حمایت از اسرائیل و تسریع بازگشت مسیح٬ دیگر نگرانی و دل مشقولی بنیاد گرایان اوانجلیست٬ نظیر بنیاد گرایان مذاهب دیگر٬ مسئله زنان و نقش آنها در خانواده و اجتماع است و از دشمنان عمده فمینیسم و برابری زنان اند. بنیاد گرایان مسیحی با نو ـ محافظه كاران (نئو كانز) كه هم اكنون در قدرت دولتی امریكا سهیم اند٬ نیز رابطه تنگاتنگی دارند٬ و همراه با لابی قدرتمند یهودیان امریكا و بسیاری از بنیادگرایان یهودی مثلثی را تشكیل می دهند كه سیاست خارجی امریكا را تعین می كند. چنین حضور و مداخله بنیاد گرایان مذهبی در قدرت دولتی٬ در امریكا از بزرگترین خطراتی است كه جهان فعلی را تهدید می كند. بر كنار از اوانجلیست ها٬ دسته دیگر بنیاد گرایان مسیحی٬ كاتولیك های بنیاد گرا هستند. اینان مخالف دیدگاههای عقل گرا و تاریخی رایج در میان بسیاری از كاتولیك های ارتدكس هستند٬ و بدنبال بازسازی لحظه های طلائی گذشته اند. بر این باورند كه درست آنچه كه در گذشته از آسمان ها به قدیسان شان منتقل شده٬ باید بی هیچ كم و كاست به نسل های بعدی منقل شود. از نظر آنها كلیسا تنها مرجع و نهادی است كه رستگاری را ممكن می سازد. اینان بر كنار از موعظه های محافظه كارانه و واپس گرا در زمینه مسائل اجتماعی و خانواده٬ از نظر سیاسی كم خطر تر از اوانجلیست ها هستند.
|