header image
 
رویارویی سوسیالیسم و مذهب از کجا بر می خیزد؟‏ چاپ
محمد رضا شالگونی   
رفتن به
رویارویی سوسیالیسم و مذهب از کجا بر می خیزد؟‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
 " من به اندازه یک ابر دلم می گیرد  ‏
وقتی از پنجره می بینم حوری
‏- دختر بالغ همسایه
پای کمیاب ترین نارون روی زمين ‏
فقه می خواند ".‏
‏                      (سهراب سپهری)‏

چهار – پنج دهه اخیر در رابطه سوسیالیسم و مذهب دوره پر ‏پیچ وتابی بوده است و باعث شده نظر بسیاری از مارکسیست ها در ‏باره مذهب به طور چشم گیر تغییر کند. بعضی از این تغییرات ‏نتیجه عمیق تر شدن درک از سوسیالیسم و شرایط اجتماعی پا ‏گرفتن آن بوده، ولی بعضی دیگر در پی شکست های جنبش ‏کمونیستی و وارفتگی و روگردانی بسیاری از فعالان آن از پیکار ‏طبقاتی صورت گرفته است. [١]‏

تا اوایل دهه ١٩٦۰ نظر مسلط در جنبش جهانی کمونیستی، ‏دوری و دشمنی میان کمونیسم و مذهب را در حدی می دید که ‏تصور وجودِ کوچک ترین فصل مشترک میان آنها را یک اصول ‏فروشی خطرناک می دانست. اما موج بزرگ پیکارهای طبقاتی و ‏ضدامپریالیستی جهان سوم که در دهه ١٩٦٠ به اوج خود رسید ، ‏این نظر را تا حدی تعدیل کرد. در متن این پیکارها جریان های ‏مذهبی عدالت خواه و ضد امپریالیستی ظاهر شدند که تحت تأثیر ‏رادیکالیسم سیاسی مارکسیسم ، مبارزه برای بهبود شرایط زندگی ‏طبقات محروم را هدف اصلی خود اعلام می کردند. برجسته ترین ‏این جریان ها "الهیات رهایی بخش" امریکای لاتین بود که با دعوت ‏به بازگشت به آموزش های مسیحیت اولیه ، از کلیسا می خواست ‏درکنار تهیدستان و لگدمال شدگان بیایستد ، با جنبش های انقلابی ‏و سوسیالیستی همراهی کند و به شباهت های انکار ناپذیر میان ‏آموزش های مارکس و مسیح بی اعتنا نماند. خیز بزرگِ سوسیالیسم ‏انقلابی امریکای لاتین علیه امپریالیسم امریکا ( یعنی حامی جهانی ‏تمام طبقات بهره کش و دیکتاتوری های این قاره ) بستر اجتماعی و ‏سیاسی رویش الهیات رهایی بخش بود. فشار از پائین بر کلیسای ‏کاتولیک چنان قوی بود که "کنفرانس عمومی اسقف های امریکای ‏لاتین" که در سال ١٩٦٨ در شهر مدلین کلمبیا برگزار گردید ، ‏ناگزیر شد اعلام کند که در کنار تهیدستان ایستاده است. آنچه ‏سلسله مراتب واتیکان را به تحمل چنین موضع گیری هایی ناگزیر ‏می ساخت این بود که ( به قول ویکتور کیرنان ، تاریخ نویس نامی ‏مارکسیست ) مردم کلیسا را ترک می‌کردند: " ثروتمندان دیگر به ‏آن نیازی نداشتند و تهیدستان دیگر آن را نمی خواستند ".( کیرنان ‏، ١٩٩١ )‏
در مناطق دیگر جهان نیز جریان مشابهی در کار بود. از جنگ ‏ویتنام گرفته تا جنبش های ضداستعماری مردم افریقا و بیداری ‏ناسیونالیزم ضد امپریالیستی عرب و داغ‌تر شدن مسأله فلسطین؛ از ‏گسترش مبارزات سیاهان و جنبش حقوق مدنی امریکا گرفته تا ‏نیرومندتر شدن جنبش ضد آپارتاید افریقای جنوبی؛ از جنبش ‏اعتراضی دانشجویان وجوانان (که با اعتراضات بی امان جوانان امریکا ‏علیه جنگ ویتنام و شورش بزرگ دانشجویان فرانسه در مه ١٩٦٨ ‏خصلت جهانی پیدا کرد) گرفته تا موج بزرگ گسترش فمینیسم ‏اروپا و امریکای شمالی؛ از "انقلاب فرهنگی" چین گرفته تا ظاهر ‏شدن نشانه های پایان بزرگ‌ترین رونق اقتصادی تاریخ سرمایه داری ‏و تیره‌تر شدن دورنمای "دولت رفاه" و "اشتغال کامل" در اروپا و ‏امریکا؛ همه تکان هایی بودند که با کشاندن مردم عادی به میدان ‏اقدامات توده‌ای، میدان جاذبه اندیشه مارکسیستی را (که در ‏پیکارهای دهه‌های پیشین در جایگاه اندیشه آلترناتیو قرار گرفته ‏بود) گسترش می‌دادند. در چنین فضایی بود که در افریقا، آسیا، ‏خاورمیانه و حتی اورپا بعضی از مذهبی‌ها درمی یافتند که (دست ‏کم در مبارزه علیه جنگ و نابرابری و دیکتاتوری و امپریالیسم) ‏می‌توانند متحد کمونیست‌ها باشند و بعضی از آنها حتی خود را ‏سوسیالیست می نامیدند. در کشور خود ما نیز شکل گیری سازمان ‏مجاهدین خلق و جریان‌های الهام گرفته از شریعتی در همین دوره ‏اتفاق افتاد. خلاصه این که تجربه دهه ١٩٦٠ و اوائل دهه ١٩٧٠ ‏نشان داد که گسترش مبارزات توده‌ای طبقات زحمتکش و حتی ‏خودِ گسترش نفوذ توده‌ای مارکسیسم ضرورتاً به حاشیه رانده شدن ‏مذهب نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند به ظهور و فعال شدن بعضی ‏جریان‌های مذهبی سوسیالیست یا متمایل به سوسیالیسم بیانجامد.‏
اما تغییر جهت دگرگونی‌ها تجربه دیگری را نیز به نمایش ‏گذاشت. از آغاز دهه ١٩٨٠ وقتی مصیبت های مدل انباشت ‏نئولیبرالی سرمایه، همراه با حمله عمومی به دست آوردهای ‏دموکراتیک طبقه کارگر در کشورهای مرکزی سرمایه داری و ‏سازماندهی جنگ های داخلی و قتل عام‌های گسترده غیرنظامیان ‏بی دفاع و بی بها شدن جان زنان و کودکان و پیران در کشورهای ‏پیرامونی سرمایه داری شروع شد؛ و هم زمان با آن، بحران درونی و ‏درماندگی "سوسیالیسم اردوگاهی" آشکار گردید؛ تعرض تاریک ‏اندیشی مذهبی نیز در مقیاسی جهانی آغاز شد. بنیادگرایان مذهبی ‏در میان معتقدان تقریباً همه ادیان و تقریباً در همه کشورها فعال ‏شدند. از قدرت گیری آخوندهای شیعه از طریق سوار شدن بر ‏انقلاب مردم ایران و خفه کردن آن گرفته تا راه اندازی مجاهدین ‏افغان به دست امپریالیسم امریکا (و البته با پول حکومت دودمانی – ‏نفتی خوش نام سعودی و مباشرت دیکتاتوری نظامی خوش نام‌تر ‏پاکستان)؛ از تبدیل بنیادگرایی پروتستانی به یک نیروی سیاسی ‏قدرتمند در ایالات متحد امریکا گرفته تا قدرت نمایی کلیسای ‏کاتولیک در لهستان؛ از ستیزه جوتر شدن ناسیونالیزم مذهبی ‏اسرائیل گرفته تا فعال شدن بنیادگرایی مذهبی – قومی هندوها در ‏هند و بودایی‌ها در سریلانکا؛ از داغ شدن دشمنی بنیادگرایان ‏اسلامی علیه مسیحیان مصر گرفته تا خون ریزی های مذهبی – ‏قومی میان مسلمانان ومسیحیان سودان و نیجریه؛ تاریک اندیشی ‏مذهبی در همه‌جا پیکارهای طبقاتی معطوف به آزادی، برابری و ‏سوسیالیسم را به حاشیه راند و همراه با آن جریان های مذهبی چپ ‏نیز زیر حمله قرار گرفتند. مثلاً مواضع "الهیات رهایی بخش" در ‏امریکای لاتین وجاهای دیگر، مخصوصاً به خاطر رابطه آن با ‏مارکسیسم و جنبش های انقلابی، زیر فشار قرار گرفت و یک بار در ‏سال ١٩٨٤ و بار دیگر در سال ١٩٨٦ از طرف دستگاه تفتیش عقاید ‏واتیکان یا به اصطلاح "مجمع اصول ایمان" به ریاست کاردینال ‏یوزف راتسینگر (یعنی همین پاپ بندیکت شانزدهم کنونی) رسماً ‏محکوم شد و بعضی از چهره های رادیکال این جنبش بارها توبیخ، ‏تعلیق و بعضی حتی از کلیسا اخراج شدند.( نگاه کنید به بیانیه ‏‏"مجمع اصول ایمان" در باره الهیات رهایی بخش در سایت ‏واتیکان). ‏
هر نظری که در باره علل احیای تاریک اندیشی مذهبی این دوره ‏‏(یعنی دوره ای که از اواخر دهه ١٩٧۰ شروع شده و هنوز هم ادامه ‏دارد) داشته باشیم، ناگزیر باید قبول کنیم که اولاً این هم زمانی ‏چیرگی جهانی مدل انباشت نئولیبرالی سرمایه با احیای (باز هم ‏جهانی) تاریک اندیشی مذهبی نمی تواند تصادفی باشد؛ ثانیاً ‏برخلاف تصور اندیشمندان دوره روشنگری اروپا (و البته غالب ‏مارکسیست‌ها) مذهب یا حتی تاریک اندیشی مذهبی ضرورتاً یک ‏پدیده اجتماعی پیشامدرن نیست، بلکه می تواند پدیده نسبتاً پایدار ‏‏"پسامدرن" هم باشد؛ و بنابراین، ثالثاً مذهب به سادگی در برابر ‏خردگرایی و روشنگری ذوب نمی‌شود و ریشه دارتر و جان سخت تر ‏از آن است که پیشتر تصور می شد. ‏
و در همین دوره تجربه سومی را هم شاهد بوده‌ایم: سقوط ‏حزب- دولت های "کمونیستی" اتحاد شوروی و اروپای شرقی نشان ‏داد که علی‌رغم مبارزات ضد مذهبی منظم‌، همه‌جانبه و طولانی این ‏دولت‌ها، نه تنها باورهای مذهبی اکثریت قاطع مردم این کشورها هم ‏چنان پابرجا ماند، بلکه مذهب به عنوان یک نهاد اجتماعی نیز از هم ‏نپاشید. باید توجه داشته باشیم که در این کشورها دستگاه مذهب و ‏روحانیت به مدت چهار تا هفت دهه در حالت انجماد و حتی از هم ‏گسستگی تشکیلاتی به سر می برد و زیر کنترل دولت قرار داشت و ‏لااقل به صورت علنی نمی توانست به تبلیغات مذهبی بپردازد و در ‏حالی که انجام مراسم و مناسک مذهبی ظاهراً آزاد بود ، ولی در ‏عمل مذهبی بودن تنبیهاتی به دنبال می آورد یا لااقل راه ورود به ‏دستگاه های دولتی را (که شرط حیاتی برای پیشرفت اجتماعی افراد ‏بود) می بست. به عبارت دیگر، بدون پشتیبانی مؤثر دستگاه مذهب ‏و بدون سپر دفاعی لازم در ساختارهای قدرت بود که باورهای ‏مذهبی اکثریت بزرگ مردم دوام آوردند. با توجه به این تجربه ‏می‌توان نتیجه گرفت که اگر باورهای مذهبی در زیر فشار دیکتاتوری ‏های "روشنگر" پابرجا می مانند، در دموکراسی های روشنگر (خواه ‏سوسیالیستی باشند یا نه) قاعدتاً از توان مقاومت بیشتری برخوردار ‏خواهند بود. ممکن است گفته شود که همین سرکوب حزب- دولت ‏های "کمونیستی" بود که مقاومت مذهبی را بر می‌انگیخت. آری، ‏سرکوب هر عقیده‌ای می‌تواند آن را مقاوم‌تر سازد؛ اما از این ملاحظه ‏درست نمی توان نتیجه گرفت که دموکراسی سوسیالیستی هر نوع ‏اعتقاد مذهبی را به سرعت ذوب خواهد کرد. در واقع اگر قبول کنیم ‏که مشارکت سیاسی و اجتماعی فعال اکثریت کارگران و زحمتکشان ‏در موجودیت هر دموکراسی سوسیالیستی نقش تعیین کننده‌ای ‏دارد؛ و اگر قبول کنیم که نفوذ باورهای مذهبی در میان طبقات ‏پائین قاعدتاً بیشتر است تا در میان طبقات بالا؛ باید بپذیریم که ‏شکل گیری دموکراسی سوسیالیستی ضد مذهبی (اگر هم شدنی ‏باشد) روندی پر فراز و فرود و کند خواهد بود. ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.