header image
 
ترانه سرايي در تبعيد چاپ
آرش   
رفتن به
ترانه سرايي در تبعيد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5


 
ترانه در  قابِ غربت
‏( در آمدی بر تبار شناسیِ ترانه ی غربت )‏

سعید کریمی

عنوان  ِ نوشته را به گونه های دیگر نیز‎ ‎می شد‎ ‎نگاشت.  برای نمونه:  ترانه ‏در تبعید یا ترانه در مهاجرت  با اینکه همانندی های آشکاری میانِ این ‏گزاره هاست. انتخابِ هر کدام  نشان از رویکرد وجهت گیریِ راوی به این ‏موضوع دارد. فصلِ مشترکِ همه ی این عناوین،  پدیده ای فرهنگی است که  ‏از سال پنجاه و هشت خورشیدی آغاز شده و تا امروز ادامه دارد: تولید و ‏عرضه ی موسیقیِ ایرانی در خارج از ایران. ‏
تبعید به معنای نفیِ خواست و اراده است. طبیعتا ً هر چه روی می دهد ‏ناگزیر است. بسیاری از آفرینش گران ِ این عرصه به تبعید اعتقاد دارند و ‏البته چنین نگرشی خالی از دلالت نیست. مقایسه ی  اوضاع ِ فرهنگی، ‏اجتماعی و سیاسیِ یک سال پیش  با یک سال پس از انقلاب ساده ترین راهِ  ‏نمایاندنِ این تلقی می تواند باشد : ‏
سینماها، ایستگاه های رادیویی، شبکه های تلویزیونی، شرکت های تولید و ‏پخشِ صفحه و کاست، دیسکو ها و کاباره ها، بازارِ گسترده ای برای عرضه و ‏تولید موسیقی به وجود آورده اند که گردشِ مالیِ قابلِ توجه ای دارد. ‏سیاستِ فرهنگیِ کشورِ  حمایت از تولید و عرضه ی گونه های متفاوت ‏موسیقی است، تنها حساسیتِ آنها ،  کلامِ این تولیدات است. فعالانِ بسیاری ‏از این رهگذار، روزگار می گذرانند و تنها راهِ امرارِ معاشِ آنها، موسیقی است . ‏
یک سال بعد : اساساً تولید، هر نوع موسیقی ممنوع است! تمامِ ِ عناصرِ ِ بندِ ‏پیشین به آسانی حذف می شوند! به جز فعالانی که ذکر ِ خیرشان رفت. ‏آنهایی که هیچ راهی برای امرار ِ معاش نیاموخته اند، به جز موسیقی و البته ‏هیچ گاه  به فکرشان خطور نمی کرد  روزگاری برسد که موسیقی از بیخ و ‏بُن  ممنوع و حرام اعلام شود.  بیشتِر اینان از مملکت خارج می شوند و به ‏اجتماعاتِ ِ ایرانیان  در اقصی نقاطِ جهان می پیوندند و هنرِ خود  را برای ‏همان  مخاطب عرضه می کنند. بدیهی اینکه عمومِ ِ این هنرمندان، دوست ‏می داشتند بتوانند در ایران  به فعالیتِ خود ادامه دهند، ولی شرایط چنان ‏اوفتد که دانی ! ‏
پدیده ی مهاجرت را در این جریان می توان به  طیفی منسوب کرد که  خود ‏خواسته رحلِ اقامت در آن دیار افکندند. این گروه عموما ً در دهه ی اخیر از ‏ایران خارج شده اند و به شکلِ کج دار و مریز می توانستند در ایران فعالیت ‏کنند ولی آزادی های بیشتر را ترجیح دادند و به اسلافِ پیشینِ خود  ‏پیوستند . ‏
غربت را می توان به نسلی منسوب کرد که از کودکی در آنسوی آبها زیسته ‏اند و یا اساساٌ آنجا به دنیا آمده اند. تلقیِ اینان از مفاهیمی چون : وطن ، ‏مهاجرت ، تبعید ، غربت و اصالت  با دو گروهِ پیش گفته، تفاوت های بنیادین ‏دارد . ‏
به رغمِ ویژگی هایی که نگارنده برای سه تلقیِ فوق بیان کرده است ، هر سه ‏ی اینها را می بایست در یک دسته قرار دهیم، چرا که در یک چرخه ی ‏تولید  و عرضه قرار دارند .  سَـنجه ی آنها نیز یکی می تواند فرض شود. ‏
سرفصل های بسیاری را می توان در این پدیده یافت و به بررسیِ اجمالی ِ ‏آنها پرداخت. عناوینی چون : تعارض های فرهنگی، گونه گونیِ عقایدِ سیاسی ‏، نا بسامانیِ چرخه ی اقتصادی، رابطه ی اجتماعی این آثار با مخاطب داخلی  ‏و . . .  با  توجه به مجال ِاین نوشتار تنها به تقسیم بندی محتواییِ آثار ‏ِتولیدی بسنده می شود .‏
الف ) آثاری که دغدغه ی اندیشه گی دارند و ریشه ها و  پیامد های ‏اجتماعیِ مهاجرت در آنها بازتاب دارد. این بازتاب البته به اشکال مختلفی  ‏ظاهر می شود. از روشنفکرمآبانه ترین منظر ها تا عوامانه ترین  دیدگاه ها . ‏
پیشینه ی نگاهِ سیاسی آفرینش گران در این موضوع  بسیار مهم است. ‏سرخورده گی و وازده گیِ سیاسی در بسیاری از این ترانه ها  نمود دارد. هم ‏چنین بعضا ً نگاه انفعالی به انقلاب، به ویژه برای کسانی که با رژیم ِ ‏شاهنشاهی  سرِ نزاع داشتند و بعد از وقوع انقلاب  دریافتند که در حکومتِ ‏جدید نیز جایی ندارند ! ‏
آشفته گیِ جهت گیری های  سیاسی، اجتماعی در این ترانه ها امری ست ‏طبیعی. در کشوری که بعد از یکصد سال  نتوانسته است به شکلی کامل  و ‏درست  از سنت به مدرنیه و از حیاتِ روستایی به تولیدِ صنعتی  برسد، ‏هیچگاه فعالیت سیاسی  تعریف و نمود درستی پیدا نمی کند. هر آنچه ‏هست، حرکت های مقطعی است که به شکلی هیاتی آغاز و پایان می یابد. ‏احزاب  معمولا خاستگاهِ اجتماعی ندارند و به اراده ی گروهی از طبقه ی ‏بالای جامعه، معطوف هستند . ‏
ب ) آثاری که اساساٌ با جهان بینی و اندیشه گی بیگانه اند، یعنی  عموم ‏آثاری که در این چرخه تولید و بالاجبار! (این اجبار  توضیح مفصل دارد که ‏بماند !) مصرف می شوند. اینان لزومی برای جهت گیریِ سیاسی و اجتماعی  ‏در خویش احساس نمی کنند . آثاری سرشار از احساساتی گری و عاشقانه ‏پردازیِ مذبوحانه و بعضا ً سخیف یا رکیک ! ‏
اینان از قیدِِ زمان و مکان رَسته اند!  فرم و محتوا به شکلی کلیشه ای،  ‏اصراری غریب به عوامانه نگری در هر موضوعی دارد . برایشان فرقی نمی کند ‏که در ایران ِ شهریور بیست کار تولید کنند یا در ایران مرداد سی و دو یا ‏ایران بهمن پنجاه و هفت یا لوس آنجلسِ دو هزار و هفت!  البته که  کمانچه ‏و چارراه شاپور  و  آفتابه به گیتار الکتریک و کُداک تیاتر و توالت فرنگی  ‏بدل می شود ولی از لحاظ زیبایی شناسی و محتوا  "حرفِ مرد یکی ست"! ‏شایانِ یادآوری است ، سیر اقتصادی ِ چرخه ی تولید و آسان گیریِ مخاطب ‏باعث شده است تا دسته ی الف همیشه مهجور  و در اقلیت بماند و دسته ی ‏ب  در اکثریت مطلق .  ‏
این نوشته بیشتر به درآمدی  بر بحث اصلی می ماند،  تا موشکافی ِ اصلِ ‏موضوع .  از این روی آن را با چند پیشنهاد برای نقد و بررسی ِ اجمالی  به ‏پایان می رسانم : ‏
رفتار شناسی ترانه ی غربت  در برابری مسائل اجتماعی ‏
رفتار شناسی ِ ترانه ی غربت  در برابری مسائل سیاسی  ‏
ترانه ی غربت و هویت ایرانی ‏
ترانه ی غربت  و جهانی شدن  ‏
تاثیر ترانه ی داخل کشور بر ترانه ی غربت  و . . . ‏
مهر 1386 ‏
‏*‏

 



مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.