|
صفحه 2 از 5
دو ترانه ی جدید از جنتي عطايي
از ماه تا ماهي بليط ِ يكسره، پاسپورت ِ بي ويزا و ترمينال منو چك اين ِ پروازي به اسم ِ مرگ در تبعيد سفر از ماه تا ماهي، مسير از آه تا آهن پس ِ پشت ِ سرم، آينده آب و آرزو پاشيد
همه دور و همه سرد و همه تسليم و بي آزار نفس گيره صف سين و صف جيم و صف تفتيش كجاي قبله ي ِ مادربزرگو رد كنم از مرز چمدونم پره ازدغدغه، دلشوره و تشويش
ترانه سوزِِ خنیاگرکشِ شاعر به مسلخ بر چه قرمز- داغه پشت ِ سر، شب ِ قديس ِ استبداد گريز من به اطراف كدوم سمت كدوم هيچه چه آبي- سرده پيش رو، همه بيدركجا آباد
كنار ريشه گم كردن، ته تالار پرس و جو گذشتن از نوار سرخ بي برگشت بي تكرار كجايي طعم بوسه، عطر يار، امنيت آغوش كجايي لذت از قهوه كجايي سرفه از سيگار
چه چشم انداز غمگين-شادي از آوار و آبادي چه رنگ آشفته عكسي دارم از پروانه و كشتار مسير پشت سر ضيافت پلهاي ويروونه روي موسيقي ي ِ آژير، اذون، خمپاره و رگبار
ترانه سوزِِ خنیاگرکشِ شاعر به مسلخ بر چه قرمز- داغه پشت سر، شب ِ قديس ِ استبداد گريز من به اطراف كدوم سمت كدوم هيچه چه آبي- سرده پيش رو، همه بيدركجا آباد
نئون پشت نئون ظلمت چكيده رو حضور ِ من پروژكتور، پروژكتور هجوم وحشت ازغربت مسافر تا مسافر لهجه ي خاموش دلكندن تو اين تالار تو در توي اشك و آخرين فرصت
كدوم نقشه؟ كدوم آدرس؟ كدوم نمره؟ كدوم مسكن؟ پره پائيزه تابستون توي تقويم گمسالي چه يخ-شن-ترس-بارون ميشه چشم انداز اين معبر كدوم كابوسو معنا ميكنه درياچه ي خالي؟
ترانه سوزِِ خنیاگرکشِ شاعر به مسلخ بر چه قرمز- داغه پشت سر، شب ِ قديس ِ استبداد گريز من به اطراف كدوم سمت كدوم هيچه چه آبي- سرده پيش رو، همه بيدركجا آباد
من و روياي رقص و پرچم و ميتينگ و اعتصاب من و كابوس كند سنگسار و منجنيق و دار من و ققنوسك ِ ترانه ي آزادي و صلح و گريز از اين عجوزه مرثيه ساز ِ پدر سالار
پرواز
اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت اگه پليس مرز اينجا بهت ويزا نداد ، چي؟ اگه كولاك شه، زلزله بياد يا اعتصاب شه ، قرار ما كي يه؟ فرداس؟ اگه فردا نياد، چي؟
يادم باشه روآينه بنويسم پنجره ها رو واسه تعبير خواب قاصدك ها وا بذارم يادم باشه سكوت خاكي ِ فواره ها رو تا برگشتت به روي حوض بي ماهي نيارم
يه دسته ياس پرپر ميكنم تو بهت دهليز كه فردا شاهد برگشت زيباي تو باشه كمي مهتاب مي ريزم گوشه ي دنج نشيمن كه فردا شب تو گيلاس شرابت نور بپاشه
يه اركستر سمفوني موسيقي از آرشيو خاموش بايد كمك بگيرم واسه جشن رجعت تو به اين شومينه ي بعد از تو متروك و فراموش دوباره بسپرم اندام ترد شعله ها رو
اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت اگه پليس مرز اينجا بهت ويزا نداد ، چي؟ اگه كولاك شه، زلزله بياد يا اعتصاب شه ، قرار ما كي يه؟ فرداس؟ اگه فردا نياد، چي؟
من از تابستون خوش لهجه ي تكرار اسمت اتاق خوابو گلبو ميكنم رويا به رويا به ساعت ياد ميدم پرواز و از شب تا سپيده به تاريكي ميگم اين يكشبو وانسته اينجا
بگم جيرجيركا وقتي كه بر ميگردي از راه تو كوچه دم بگيرن تصنيفاي رنگيشونو بگم گوشماهيا پائين ِ ناودوون ِ شكسته به شوق تو تماشايي كنن دلتنگيشونو
اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت اگه پليس مرز اينجا بهت ويزا نداد ، چي؟ اگه كولاك شه، زلزله بياد يا اعتصاب شه ، قرار ما كي يه؟ فرداس؟ اگه فردا نياد، چي؟
بايد كاري كنم يه خورده عاشق تر شه دنيا واسه يه روز خبر از جنگ و ويرووني نباشه تو كه مياي تو ذهن شهر آژير و خبرچين بسيجي نه، لباس شخصي نه، زندووني نباشه
تو هير و وير پرداختن به رنگ و روي لبخند بايد خواهش كنم همسايه خواب بد نبينه كه به ياد گلاي برنگشته اش دم نگيره كه عكس بچه هاشو توي گلدونها نچينه
روآفيش تحصن، روي احضاريه، روي من با ترس و رقص و اندوه و قلم درشت و شبنم با شعر و نور و دلشوره با نستعليق و حسرت بايد تابلو بسازم "نازنينم خير مقدم"!
اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت اگه پليس مرز اينجا بهت ويزا نداد ، چي؟ اگه كولاك شه، زلزله بياد يا اعتصاب شه ، قرار ما كي يه؟ فرداس؟ اگه فردا نياد، چي؟ *
|