|
گفت و گو با داريوش، خواننده ی شورشی
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 5 از 5
داریوش: به قول ایرج: "ای کاش در جهانی زندگی می کردیم که هر انسانی آزاد بود که به هر کجای جهان که دلش می خواهد برود و هر جایی که نمی خواهد نرود!" ولی وقتی حضور ما در خارج از زادگاهمان یک بازتاب اعتراضی دارد هر گاه که جای بودن خو.د را به سمت جایگاهمان عوض کنیم یک آگهی تبلیغاتی به نفع آن چیزی در جامعه است که به خاطر اش مجبور شدیم که به تبعید بیاییم. در واقع با این عمل خود می گوییم که یک چیز تعیین کننده ای در جامعه عوض شده که دارم جای خود را عوض می کنم. بنابراین، رژیمی که سال ها دست به قتل عام دگر اندیشان زده به خوبی از این آگهی های تبلیغاتی برگشت ها، استفاده می کند. روزی رژیم چنین تبلیغ می کرد که اکثر کسانی که در خارج هستند یک مشت فاسد و معتاد و لات و بی سروپا و وطن فروش و «همچنس باز» - آن چیزهایی که در فرهنگ خودش بد و زشت است- هستند. برای من قابل توجیح نیست! این ضربه را خود من یکی دو سالی است که مرتب می خورم! این که رفت! اون هم که رفت! اون هم که کشته شد!! و این درست در زمانی است که هم اکنون شاهد آنیم که هر روز، هزاران نفر در تلاش هستند که از آن جهنم ساخته شده بگریزند و خود را به خارج برسانند. من امروز بیشتر از قبل معتقد هستم که همبستگی و یکپارچگی ما به عنوان خواننده - که ترانه های اعتراضیِ ترانه سرایان را از میان دشنه زار و نیزه باران ها از این شهر به آن شهر بردوش می کشیم تا به مردم برسانیم- می تواند صدای ما را رساتر و تأثیرگذارتر کند. منی که سال ها از زخم و درد مردم، از خفقان و سانسور خوانده ام، دلم می خواد که پیام امید باشم. دلم می خواد که بین هم وطنانم باشم و درد مشترکمان را با هم فریاد بزنیم. امیدوارم که بتوانم از شهرت خوانندگی و معروفیت ام در راه همیاری با هم وطنانم، استفاده کنم. در این پنج شش سال اخیر، توانسته ام قدم های مفیدی در این زمینه بردارم. مبارزه با مواد مخدر این بلای خانمانسوز، یکی از مهم ترین مشغله های امروزی ام شده است. قلیچ خانی: شما در شروع مصاحبه اشاره کردید که تا 19 سالگی ورزش می کردید! ممکن است که بگویید چه ورزشی؟ البته تا آن جا که من شاهد بودم، شما علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشتید و اکثر مسابقات تیم ملی را تماشا می کردید و در ضمن با بیشتر بازیکنان تیم ملی دوستی داشتید؛ به گونه ای که در یک دوره ای که تیم ملی فوتبال ایران در هتل اوین اردو داشت، شما اغلب شب ها، دیر وقت به اردوی تیم می آمدید و در کنار استخر هتلی که بچه ها اردو داشتند، به گپ و گفتگو و شعرخوانی می پرداختید!
داریوش: من با بچه های محل و دو برادر کوچک ترم، تیم فوتبالی داشتیم به نام جوجه طلایی؛ که اکثر روزهای تعطیل در مسابقات محلی شرکت می کردیم. تیم بسیار خوبی بود. به طور کلی از سن کم در زمین های خاکی، فوتبال بازی می کردم. به فوتبل علاقه ی زیاد داشتم و از این طریق اکثر بچه های تیم ملی فوتبال را دوست داشتم. وقتی کم کم در جامعه شهرتی بدست آوردم، روابط ام با بچه های تیم زیادتر شد و آن ها هم به من لطف داشتند. ضمن این که دوست ترانه سرای خوبم ایرج جنتی عطایی هم علاقمند به فوتبال و طرفدارِ تیم هما بود. من با بچه هایی مثل: محمد صادقی، علی عزیزی، حسین کازرانی، ناصر حجازی، چهارمحال بختیاری، رشیدی، عباس و مسعود مژدهی، و........خیلی دیگه از بچه های تیم، دوستی های صمیمی داشتم. و اون شب های کنار استخر هتل اوین، بواقع یکی از دوران های خوبی برای من بود. قلیچ خانی: من فراموش نمی کنم در شبی از این شب ها که در کنار استخر با بچه ها بودید، من نیز برای اولین بار داشتم به طرف استخر می آمدم که به جمع شما بپیوندم؛ یک مرتبه چشمم به بارِ رستورانِ کنار استخر هتل اوین افتاد! کنار بار عده ای در حال مشروب خوردن بودند. حس کنجکاوی مرا به طرف بار کشید. از دور حسین زاده (عطاپور)، شکنجه گر معروف اوین را شناختم. با کمی نزدیک تر شدن، تهرانی و عضدی، ازغندی و برخی دیگر ازشگنجه گران اوین و کمیته مشترک را دیدم . (در سال 1350 که مدت کوتاهی در کمیته مشترک زندانی بودم اغلب این افراد را دیده بودم). فردای آن روز از مسئول بار هتل ، موضوع را پرسیدم! او گفت: اکثر شب ها، این افراد، وقتی کارشان در اوین تمام می شود، دسته جمعی به این جا می آیند و تا ساعاتی از شب، مشروب می خورند. و با خنده و تمسخر، اتفاقات و برخوردهای خود با زندانیانِ سیاسی را برای هم تعریف می کنند.
داریوش: پس آمدن من هم به کنار استخر بی مورد نبود؛ خنده!! تمرینی بود که بعداٌ به داخل زندان اوین بروم. قلیچ خانی: شما که هم بازیکن فوتبال بودید و هم یکی از علاقمندان فوتبال، نظرتان در مورد تیم فوتبال امروز ایران چیست؟
داریوش: من معتقدم که نه تنها ورزش، تمامی مقولات یک جامعه، رابطه مستقیم با طرز تفکر رژیم مستقر در آن جامعه دارد. مثلاٌ در همین ورزش فوتبالِ امروز، ما بازیکنانِ بسیار خوب و با استعدادی داریم که نمونه های آن بازیکنانی هستند که در سطح اروپایی در کشورهای خارج به بازی مشغول هستند. ولی حکومت به هیچ وجه از صمیم قلب، علاقه ای به این ورزش ندارد و اگر توجهی هم می کند، از سر اجبار است.فوتبال یکی از پرطرفدارترین بازی هاست. مردم زیادی از اقشار مختلف به این ورزش علاقمند هستند، پس پر شدن استادیوم های ورزشی در ایران، به نفع رژیم حاکم نیست. اگر یادتان باشد سال های پیش بارها در استادیم های ورزشی، تماشاگران به بهانه های مختلف دست به شورش زدند و استادیم های ورزشی را بارها به آتش کشیدند. پیروزی تیم ملی هم در میادین ورزشی دنیا به نفع حکومت در داخل نیست زیرا مردم در ایران نیاز به شادی دارند برای همین با پیروزی تیم به خیابان ها می ریزند و شادی می کنند و این خوش آیند حکومتگران نیست. برای همین است که اکثر بازیکنان خوب ما در خارج بازی می کنند. قلیچ خانی: ضمن تشکر از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید، من هم مثل شما معتقد هستم که رژیم جمهوری اسلامی از فوتبال و تماشاگران فوتبال می ترسد. برای همین است که امروز اکثر مسئولین باشگاه های ورزشی، سرداران سپاه و وزارت اطلاعات، هستند. درست مثل سال های آخر زمان شاه، که رئیس تربیت بدنی وقت، یک رئیس دفتر محرمانه داشت – مانند سیف عصار که شگنجه گر ساواک بود و یا شخصی به نام «فدایی» که رئیس ساواک مازندران بود- که نماینده سازمان امنیت در محیط ورزش بودند.. علارغم این که امروز بهترین تیم فوتبال ممکنه در این صد ساله اخیر را داریم- به نظر من تیم فعلی شش گُل از تیم سال هایی که من در تیم بودم جلوتر است- پراکندگی و تنفر درونی از سیستم حاکم بر جامعه، باعث شده است که بچه ها برای تیم ملی دل نسوزانند و اکثراٌ در تلاش باشند که به تیم های خارجی سفر کنند.
|